از جناب حجة الاسلام آقاى شيخ عبدالحميد بحرانى دشتى چنين نقل شده:
جناب آقاى حاج عبدالحميد ابو امير كه مردى است متدين و در كشور قطر به
شغل قالى فروشى اشتغال داشته و معمولا در كارهاى خير موفق مىباشد، روزى براى
من نقل كردند كه:
من دوستى داشتم از اهل تسنن، كه مدت سيزده سال از ازدواجش مىگذشت ولى
در اين مدت بچهدار نشده بود، يك روز به ايشان گفتم: من دكترى سراغ دارم كه شما را
مجانى و رايگان معالجه خواهد كرد، تا اين جمله را شنيد خوشحال شد و گفت: خدا
پدر و مادر شما را رحمت كند، مرا به او راهنمايى كن.
گفتم: امشب ما در منزل، مجلسى به نام حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام داريم، تو
نيز به خانه ما بيا و كارى به عقيده خودت نداشته باش.
حاج ابو امير مىگويد: آن شب ايشان به منزل ما آمد و در مجلس روضه حضرت
اباالفضل العبّاس علیه السلام شركت كرد، پس از برگزارى روضه و صرف شام، يك بشقاب
همراه خود به منزل برد و عيال وى نيز از طعام مجلس حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام
خورد، مدت كمى بعد آنها به بركت توسل به حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام صاحب
فرزند شدند.