در كتاب خصائص العباسيه چنين نقل شده:
در شهر سامراء جمعى از شيعيان و عاشقان آل محمد صلی الله علیه و آله به عزادارى مشغول
بودند و بر سر و سينه مىزدند، شخصى سنى، آنان را مسخره مىكند و مىگويد: اين
كارها چه معنا دارد و براى چه كسى خود را مىكشيد؟!
يكى از عزاداران به او مىگويد: مسخره كردن عاشقان و محبّان امام حسين علیه السلام
عاقبت خوشى ندارد؛ دست از مسخره و استهزاء بردار.
اما آن سنى كلمات توهين آميزى مىگويد و جسارت مىكند، مرد عزادار مىگويد:
عبّاس يضربك! يعنى: حضرت عبّاس علیه السلام تو را خواهد زد.
مرد سنى مىگويد: از دست عبّاس و دودمان او كارى بر نمىآيد و به طرف خانه
خود مىرود، هنوز چند قدمى نرفته بود كه دلهره عجيبى سراسر وجودش را فراگرفت
و رنگ از صورتش پريد و به خانواده و دوستانش گفت: عبّاس ضربنى و اموت!
يعنى: عبّاس مرا زد و من خواهم مرد! و مىخوابد.
صبحگاه كه به بالين او مىروند مىبينند گويا سالها است كه او مرده است!
بستگان آن سنى براى شركت در مجلس ترحيم او از بعضى شيعيان مخصوصا
طلّاب علوم دينى دعوت مىكنند، ولى آنها از رفتن خود دارى مىنمايند.