از جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ كاظم صديقى زنجانى چنين
نقل شده:
چند سال قبل دهه عاشورا در مجلسى منبر داشتم، روز تاسوعا صاحب و بانى
مجلس كه پدر شهيد هم بود به من گفت: آقا، از كرامات حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام
صحبت كنيد و سپس افزود: روزى يك خانم زردشتى به منزل ما آمد، مقدارى قند و
چاى آورد و گفت: اينها نذر حضرت قمر بنى هاشم اباالفضل العبّاس علیه السلام است!
گفتم: شما زردشتى هستيد و آنگاه براى حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام قند و چاى
آورده ايد؟!
گفت: بلى، من فرزندى داشتم كه شديدا گرفتار بيمارى شد، به گونهاى كه تمام
دكترها در معالجهاش عاجز مانده و او را جواب كردند. ناگزير متوسل به حضرت قمر
بنى هاشم اباالفضل العبّاس علیه السلام شدم و آن بزرگوار فرزندم را شفا دادند.