أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ
قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ
يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيدًا «60» وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما
أَنْزَلَ اللّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا «61».
ترجمه آيه 60 الى 61 سوره نساء:
«نكوهش مراجعه به حكّام باطل»
آيا نديدى كسانى را كه گمان مىكنند به آنچه بر تو و بر كسانى كه قبل از تو
بودهاند نازل شده، ايمان آوردهاند؟ ولى مىخواهند براى قضاوت نزد طاغوت و
حكّام باطل بروند، با اينكه قطعاً به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا
شيطان مىخواهد آنها را گمراه كند و در گمراهى دورى آنها را بيندازد. (60)
و وقتى به آنها گفته مىشود به طرف آنچه خدا نازل كرده و به طرف پيامبر
بيائيد، منافقان را مىبينى كه مانع آمدن افراد نزد تو مىشوند و نمىگذارند كسى به
سوى تو بيايد. (61)
تدبّر ما:
شأن نزول:
يكى از يهوديان مدينه با يكى از مسلمانان منافق اختلافى داشت، بنا گذاشتند يك
نفر را به عنوان داور ميان خود انتخاب كنند، مرد يهودى چون به عدالت و بىطرفى
پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله اطمينان داشت گفت: من به داورى پيامبر شما راضى هستم، ولى مرد
منافق يكى از بزرگان يهود بنام كعب بن اشرف را انتخاب كرد، زيرا مىدانست كه
مىتواند با هديه و رشوه نظر او را به سوى خود جلب كند، و به اين ترتيب با داورى
پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله مخالفت كرد، آيه شريفه نازل شد و چنين افرادى را شديداً سرزنش
نمود.
مردم مسلمان بايد وقتى مىگويند و ادّعا مىكنند ما مسلمانيم، تمام زندگى آنها
رنگ و بوى خدائى داشته باشد و مطيع و تسليم محض خدا و اوليائش باشند. در اوايل
اسلام بعضى از مسلمانان ضعيف الايمان وقتى اختلاف و نزاعى بينشان پيش مىآمد
به جاى اين كه خدمت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله برسند و اوامر ايشان را فصل الخطاب كار
خويش قرار دهند براى قضاوت و داورى نزد ديگران كه گاه مسلمان نيز نبودند
مىرفتند.
هر حاكمى كه دأب و رويّه و حكم كردنش سواى دأب و رويّه و قول اهل بيت
عصمت و طهارت علیهم السلام باشد طاغوت است.[1]
قضّات محترم بايد در حكم دادن و قضاوت كردنشان بسيار دقيق باشند تا از
چهار چوب آيات و روايات خارج نشوند، چرا كه هر حاكمى كه حكمى غير از حكم و
قول اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام بدهد طاغوت است.[2]
مردم مسلمان بالأخص مؤنين بايد بكوشند تا از طواغيت دور باشند و هيچ گاه
تحت هيچ شرايطى با هيچ طاغوتى هماهنگ نشوند.
كسانى كه ادّعاى مسلمان بودن دارند بايد تحت ولايت معصومين و در غياب
معصوم علیه السلام تحت ولايت فقهاء جامع الشرائط باشند و اوامر آن بزرگواران را
فصلالخطاب كار خويش قرار دهند، در غير اين صورت، يعنى اگر در وقت نزاع و يا
براى كسب تكليف در امورات معنوى به افراد ناشايست رجوع كنند هر چند آن افراد
مانند بزرگان يهود و نصارى ظاهرالصّلاح باشند قطعاً با اين كار تحت ولايت شيطان
رفتهاند و ضرر خواهند كرد. بعضى از مسلمانان منافق در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله با وجود
حضور آن پيامبر در بين مردم براى حل اختلاف و يا بعضى مسائل ديگر به علماء و
بزرگان يهود و يا نصارى رجوع مىكردند و اين آيه در مذمّت اين افراد و اين كار زشت
نازل شده است.
يكى از نشانههاى بارز منافق كه در اين آيه يعنى «وَ إِذَا قِيلَ لهُمْ تَعَالَوْاْ» صراحتاً
بيان شده اين است كه آنها از اولياء الهى فاصله گرفته و همچنين مانع گرويدن مردم به
اولياء خدا مىشوند.
[1] – عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍعلیه السلام كُلُّ حَاكِمٍ يحْكُمُ بِغَيرِ قَوْلِنَا أَهْلَ الْبَيتِ فَهُوَ طَاغُوتٌ وَ قَرَأَ يرِيدُونَ أَنْ
يتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يكْفُرُوا بِهِ الْآية مستدركالوسائل جلد: 17 صفحه: 244.
[2] – عَنِ الْبَاقِرِ وَ الصَّادِقِعلیهم السلام أَنَّ الْمَعْنِى بِهِ كُلُّ مَنْ يتَحَاكَمُ إِلَيهِ مِمَّنْ يحْكُمُ بِغَيرِ الْحَقِّ بحارالأنوار جلد: 9
صفحه: 75.