فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا
في أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليمًا «65».
ترجمه آيه 65 سوره نساء:
«ايمان واقعى»
ولى نه، به پروردگارت قسم كه اينها ايمان نمىآورند، مگر آنكه وقتى تو را در
اختلافات و دعوا و نزاعِ خود به قضاوت بطلبند و وقتى تو در اختلافات آنها قضاوت
كردى، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملاً تسليم باشند. (65)
تدبّر ما:
يكى از نشانههاى مؤنين اين است كه براى اولياء خدا بسيار اهمّيّت و ارزش قائل
هستند و اوامر آنها را فصل الخطاب قرار مىدهند و به فرامينشان جامه عمل
مىپوشانند و حتّى اگر به ضرر آنها باشد ناراحت نيز نمىشوند.
مؤنين واقعى كسانى هستند كه در مقابل خداى تعالى و اوليائش تسليم محض
باشند و حتّى در دل هم نسبت به فرمايشات آنها ناراحتى نداشته باشند.
ايمان انسان زمانى ثابت مىشود كه فرمان و اوامر اولياء خدا را حتّى اگر به حسب
ظاهر به ضرر او باشد با كمال ميل و بدون ناراحتى قلبى بپذيرد، وگرنه هر كسى كه به
نفع انسان حكمى بكند موجب خشنودى انسان از آن شخص خواهد بود.
اسلام از تسليم مىآيد، اگر كسى انواع و اقسام اعمال عبادى انجام دهد امّا در مقابل
خداى تعالى و اوليائش تسليم نباشد و يا به عمل يك ولىّ خدا شك و شبهه داشته باشد
آن اعمال برايش هيچ سودى نخواهند داشت، امّا كسى كه تسليم خداى تعالى و
اوليائش باشد كوچكترين و كمترين عمل هم برايش سودمند خواهد بود.[1]
مؤنين بايد هميشه و در همه حال تسليم امر امام و پيشواى خود باشند تا لحظه به
لحظه در معنويّات پيشرفت كنند.[2]
كسانى كه به انتخاب و قضاوت و اعمال و گفتار يك ولىّ خدا شك داشته باشند و
جامه عمل به اوامر اولياء خدا نپوشند جزء مؤنين به حساب نمىآيند. تدبّر ما از اين
آيه اين است: كسانى كه به قضاوت و انتخاب رسول خدا صلی الله علیه و آله در انتخاب امام و خليفه
بعد از خود اعتنا نكردند و خودسر براى امّت اسلامى خليفه تراشى كردند، هرگز
نمىتوان نام مؤن را بر آنها گذاشت.[3]
[1] – قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام لَوْ أَنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيتَ
وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَىءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه و آله أَلَّا صَنَعَ خِلَافَ الَّذِى صَنَعَ أَوْ وَجَدُوا ذَلِكَ فِى قُلُوبِهِمْ لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيةَ فَلا وَ رَبِّكَ لا يؤمِنُونَ حَتَّى يحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَينَهُمْ ثُمَّ لا يجِدُوا فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام عَلَيكُمْ بِالتَّسْلِيمِ الكافى جلد: 1 صفحه: 390.
[2] – عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ وَ سَلِّمُوا لِلْإِمَامِ تَسْلِيماً الكافى جلد: 8 صفحه:
184.
[3] – قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام هُوَ وَ اللَّهِ عَلِى بِعَينِهِ ثُمَّ لا يجِدُوا فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ عَلَى لِسَانِكَ يا رَسُولَ
اللَّهِ يعْنِى بِهِ وَلَايةَ عَلِىعلیه السلاموَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً لِعَلِى بْنِ أَبِى طَالِبٍعلیه السلام بحارالأنوار جلد: 36 صفحه: 98.