«اهميّت تورات»
و چگونه تو را به قضاوت مىخواهند و حال آنكه در نزد آنها توراتى است كه
در آن حكم خدا است. پس از حكم تو نيز بعد از آن رو مىگردانند و آنها داراى ايمان
نيستند. (43)
قطعاً ما تورات را كه در آن راهنمائى و نور بود، نازل كرديم تا بوسيله آن
پيامبرانى كه در مقابل خدا تسليم بودند، براى كسانى كه يهودى بودند، حكم كنند و
نيز براى دانشمندان و علماى يهود به آنچه از كتاب خدا حفظ شده و بر حقّانيت آن
شهادت دادهاند. پس از مردم نترسيد و از من بترسيد و آيات مرا به قيمت كمى
نفروشيد و كسى كه به آنچه خدا نازل كرده حكم نكند، آنها همان كافرانند. (44)
تدبّر ما:
اهمّيّت ندادن و اجرا نكردن اوامر و دستورات اولياء و انبياء الهى يكى از بارزترين
نشانه بىايمانى افراد است.
از بارزترين نشانه افراد ضعيف النّفس و ضعيف الايمان اين است كه دائماً منتظر
بوده و توقّع دارند از اولياء خدا مطالبى موافق نفسانيّت خويش شنيده و يا ببينند، آنها
اگر زمانى مطلب يا عملى كه با رأى و نظر و راحتى آنها منافات دارد از يكى از اولياء
الهى شنيده و يا ببينند به قدرى برايشان سخت و ناراحت كننده است كه حدّ ندارد و به
هر نحو و حقّهاى كه باشد از عمل كردن به آن دستور سرپيچى مىكنند.
ما اگر طالب پاكى روح و پيشرفت در معنويّات هستيم اوّلين مسألهاى كه حتماً بايد
رعايت كنيم اين است كه از خداى تعالى و اوليائش توقّع و انتظار نداشته باشيم موافق
ايده و اعتقادات ما برخورد كرده و سخن بگويند، بلكه بدانيم ممكن است ما در جهل و
گمراهى باشيم و نظرات و ايدههاى مان گرچه به ظاهر و به ديد خودمان خوب بيايند،
امّا در واقع و در ديد اولياء خدا فاسد باشد، در صورتى كه امكان خطا و اشتباه فقهاء و
بزرگان دين در اثر تزكيه نفس و تحصيل علوم اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام بسيار
بسيار كم و ناچيز است و اعتقاداتى كه از اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام كسب
كردهاند هر چند در ديد ما به خاطر جهل مان نادرست باشد، امّا صحيح و مطابق با واقع
است.
منظور از نور و هدايتى كه خداى تعالى در تورات قرار داده؛ هدايت كردن يهوديان
به طرف پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و آل بيت طاهرينش علیهم السلام مىباشد، كه در واقع منظور همان
سوق دادن يهوديان به طرف ولايت اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام است.[1]
اين آيه دلالت به همان مطلبى دارد كه در برداشتهاى قبلى به آن اشاره شد كه
رسولان الهى آئين و كتاب خاصّى نداشتند، بلكه مروّج و مبلّغ كتاب و آئين پيامبر
اولوالعزم ماقبل خود بودند، خداى تعالى مىفرمايد: «إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَ نُورٌ
يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيونَ».
«الرَّبَّانِيُّونَ» وجود شريف ائمّه اطهار علیهم السلام و «الْأَحْبَارُ» وجود مبارك نائبان و
جانشينان ائمّه اطهار علیهم السلام يعنى همان فقهاء جامع الشرايط و علماء ربّانى هستند،[2]
منظور اين كه: مسائل دينى و معنوى را فقط بايد از اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام و
در مرحله بعد فقهاء جامع الشرايط و علماء ربّانى، كه آنان هم از لسان اهل بيت عصمت
و طهارت علیهم السلام براى ما بيان مىنمايند بگيريم، غير از اينها هيچ كس نمىتواند اين كار
را به طور صحيح و دقيق انجام دهد و امكان اين كه مسائل معنوى را با افكار ناقص
خويش و يا ديگران مخلوط كرده و به خورد ديگران دهند زياد هست.
ترسيدن از مردم نشانه حماقت و ترسيدن از خداى تعالى نشانه درايت است.
[1] – قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ إِلَى قَوْلِهِ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ قَالَ فِينَا نَزَلَتْ
بحارالأنوار جلد: 23 صفحه: 193.
[2] – عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الى ان قال …إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ يحْكُمُ بِهَا النَّبِيونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيونَ وَ الْأَحْبارُ فَهَذِهِ الْأَئِمَّةُ دُونَ الْأَنْبِياءِ الَّذِينَ يرَبُّونَ النَّاسَ بِعِلْمِهِمْ وَ أَمَّا الْأَحْبَارُ فَهُمُ الْعُلَمَاءُ دُونَ الرَّبَّانِيين بحارالأنوار جلد: 25 صفحه: 149.