آيه 49 الى 50 سوره مائده

وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ
يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُريدُ اللّهُ أَنْ
يُصيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ كَثيرًا مِنَ النّاسِ لَفاسِقُونَ 
«49» أَ فَحُكْمَ
الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ 
«50».

آيه 49 الى 50 سوره مائده:

«از هواى نفسانى مردم پرهيز كنيد»

و اينكه در ميان اهل كتاب طبق آنچه خدا نازل كرده است، حكم كن و از
هواهاى نفسانى آنها متابعت نكن و از آنها بر حذر باش. مبادا تو را از بعضى احكامى
كه خدا بر تو نازل كرده، دور نمايند. و اگر روگردان شدند و اعتنائى نكردند، پس
بدان كه خدا مى‏خواهد آنها را به خاطر بعضى از گناهانشان مجازات كند و قطعاً
بيشترى از مردم فاسقند. (49)

آيا آنها حكم زمان جاهليّت را مى‏خواهند؟ چه كسى بهتر از خدا براى كسانى
كه اهل يقينند، حكم مى‏كند؟ (50)

تدبّر ما:

وظيفه يك شخص مؤمن اين است:

1- در همه حال مخصوصاً وقتى در بين مردم اهل هواى نفس و اهل غفلت واقع

مى‏شود، تحت تأثير آن مردم دور از حقيقت واقع نشود و اعمال و رفتار و سخنانش به
خاطر حضور در آن جمع فاسد و منحرف تغيير نكرده و از صراط مستقيم خارج نشود.

2- فقط و فقط مطيع اوامر خداى تعالى باشد و از دستورات خاندان عصمت و
طهارت   علیهم السلام پيروى كند و از اطاعت هواى نفس خود و مخصوصاً ديگران و اطرافيانش
بپرهيزد.

3- اگر تشخيصش بر اين شد كه فلان شخص و يا فلان جمع علاوه بر اين كه
توسط او هدايت نمى‏شوند، بلكه به انحاء مختلف خواسته و يا ناخواسته سعى در
گمراه كردنش نيز دارند، بايد از چنين شخص و يا جمعيّتى بر حذر باشد.

4- اگر شخص و يا جمعى به سخنان و امر به معروف و نهى از منكر هايش
توجّهى نكردند بداند آن جمع خود را براى نازل شدن عذاب الهى مهيا مى‏كنند، لذا بايد
از آن‏ها بپرهيزد تا نكبت آن شخص و يا جمع دامن او را نگيرد.

5- تا آنجا كه مى‏تواند عملاً و لساناً به فكر هدايت ديگران مخصوصاً اطرافيان و
نزديكان خويش باشد، امّا در عين حال توجّه داشته باشد اكثر مردم به خاطر اعمال و
كردار و افكار خارج از صراط مستقيم خويش علاوه بر اين كه لياقت هدايت شدن
ندارند بلكه فاسق هستند و خداى تعالى به فاسقين توفيق هدايت شدن نمى‏دهد،[1] و
به ما نيز اجازه دلسوزى براى افراد فاسق نداده است.[2]

دأب و رويّه قوم منحرف يهود در زمان بعثت پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله اين بود كه هر كدام از
دستورات دين مقدّس اسلام كه با نفسانيّت‏شان موافقت داشت را با كمال ميل

مى‏پذيرفتند و هر كدام از دستورات كه به نفع‏شان نبود را به بهانه‏هاى مختلف نپذيرفته
و عمل نمى‏كردند.

افراد منحرف و اهل غفلت همواره در طول تاريخ سعى و تلاش داشته‏اند تا
ديگران را گاه در لباس دوست و گاه در لباس دشمن، گاه با زبان خوش و گاه با زبان
تهديد از راه حق منحرف كنند، آنها حتّى اميد داشتند بتوانند پيامبران الهى را نيز از راه
حق باز دارند، به عنوان مثال: بزرگان يهود گاهى با هم متّحد مى‏شدند تا بيايند و پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آله را ترغيب به انجام بعضى كارهاى خارج از صراط مستقيم بكنند، كه شأن
نزول اين آيه مربوط به يكى از همين كارهاى بزرگان يهود است، حتّى افراد منحرف
چشم طمع‏شان را از اولياء بزرگ خدا مانند: حضرت اباالفضل العباس   علیه السلام برنداشته و
در شب عاشورا با بردن امان نامه سعى داشتند ايشان را به عقل ناقص خودشان از راه
حق بازدارند، بنابراين ما بايد بسيار مواظب خويش باشيم تا خداى ناكرده افراد
منحرف ما را به انحراف نكشند، چون وقتى آنها با پيامبران الهى و اولياء خدا در اين
جهت دست و پنجه نرم مى‏كنند، ما كه حساب مان معلوم است.

افرادى كه در صراط مستقيم نيستند خواسته هايشان بر پايه و اساس جهل است،
امّا كسانى كه در صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام حركت كنند خواسته
هايشان بر مبناى عقل و شرع خواهد بود.

ما نبايد از انبياء و يا اولياء الهى توقّع داشته باشيم مطابق فكر ما عمل و يا صحبت
كنند، چون اين عمل كار بسيار زشتى است و يهوديان و منافقان در زمان رسالت پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آله همين گونه بودند؛ يعنى اگر پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله زمانى صحبتى كرده و يا عملى
انجام مى‏دادند كه آنها خوششان نمى‏آمد و يا آن سخن و يا عمل در ديد آنها زشت و

ناپسند بود، ناراحت شده و به پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله ايراد مى‏گرفتند.


[1] – وَ اللَّهُ لا يهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقينَ سوره: مائده آيه: 108.

[2] – فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقينَ سوره: مائده آيه: 26.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: