وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ
مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيرًا مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
طُغْيانًا وَ كُفْرًا وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا
نارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي اْلأَرْضِ فَسادًا وَ اللّهُ لا يُحِبُّ
الْمُفْسِدينَ «64» وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ
وَ َلأَدْخَلْناهُمْ جَنّاتِ النَّعيمِ «65».
ترجمه آيه 64 الى 65 سوره مائده:
.
«دست خدا باز است»
و يهود مىگويد: دست خدا بسته است. دست خودشان بسته باد و لعنت بر آنها
به خاطر اين گفتارشان باد. بلكه دستان خدا باز است، هر طور بخواهد انفاق مىكند.
ولى قطعاً اين آيات كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغيان و كفر بسيارى
از آنها مىافزايد و ما در ميان آنها تا روز قيامت عداوت و بغض و كينه را قرار
دادهايم. هر زمان آتش جنگى مىافروزند، خدا آن را خاموش مىكند و آنها براى
فساد در زمين سعى مىكنند و خدا فسادكنندگان را دوست نمىدارد. (64)
و اگر اهل كتاب ايمان بياورند و تقوا داشته باشند، ما گناهان آنها را جبران
مىكنيم و در بهشت پر نعمت آنها را وارد مىسازيم. (65)
تدبّر ما:
گاهى نداشتن اعتقاد صحيح باعث مىشود انسان مورد لعنت خداى تعالى قرار
بگيرد.
ما نبايد براى خداى تعالى و يا بزرگان دين عملاً و يا لساناً تعيين تكليف كنيم، آنها
هر طور كه خود صلاح بدانند عمل مىكنند.
حتّى آيات قرآن هم كه سرشار و حاوى هدايت و نورانيّت است براى بعضى هيچ
سودى كه ندارد، باعث طغيانشان نيز مىشود، همچنين اولياء خدا كه وجودشان براى
عدّهاى رحمت و بركت است، امّا براى بعضى ديگر به خاطر اين كه ولايتشان را قبول
نكرده و با آنها عناد مىورزند جز ضرر و خسارت چيزى عائدشان نمىشود.
خداى تعالى اهل فساد؛ چه فساد اعتقادى و چه فساد اخلاقى را دوست ندارد.
اگر ما در مقابل سخنان و اعمال و دأب و رويّه ديگران مخصوصاً كسانى كه
منحرفند ساكت مانديم و يا راضى بوديم در گناه آنها شريك خواهيم بود، با اين كه عدّه
خاصّى از يهوديان نستجير باللّه مىگفتند: «يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ»، امّا خداى تعالى همه
يهوديان را مورد خطاب قرار داده و مىفرمايد: «وَ قَالَتِ الْيَهُود»، علّتش اين است كه
وقتى عدّهاى از يهود اين سخنان ناروا را مىگفتند، ديگران يا سكوت كرده و يا با نظر
آنها موافق بودند، لذا خداى تعالى همه آنها را در اين گناه شريك دانسته و مىفرمايد:
«وَ قَالَتِ الْيَهُود» و بعد نيز تمام آنها را لعنت كرده و مىفرمايد: «غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُواْ بَمَا
قَالُواْ».
خداى تعالى به غير از علم بداء، تمام علوم اوّلين و آخرين را به چهارده
معصوم علیهم السلام عنايت فرموده است،[1] منظور از علم بداء اين است كه مثلاً: الآن امام علیه السلام
با علم امامتش به انجام يك مسأله علم دارد، امّا على كل حال چون دست خداى تعالى
باز است ممكن است تغييرى در آن امر ايجاد كند كه آن كار انجام نشود، لذا خداى
تعالى به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مىفرمايد: هرگز نگو كه فردا من فلان كار را انجام مىدهم مگر
اين كه بگويى اگر خدا بخواهد،[2] اعتقاد به علم بداء بسيار مهمّ و ضرورى است، به
طورى كه خداى تعالى با هيچ چيزى مانند اعتقاد داشتن به علم بداء عبادت
نمىشود.[3]
چون و چرا داشتن و ايراد گرفتن از خداى تعالى و اولياء خدا دأب و رويّه قوم
يهود بود كه دائماً پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله را با چون و چراها و ايرادات مضحكشان ناراحت
نموده و حتّى گاهى وسعت ايراداتشان به خداى تعالى نيز سرايت مىكرد و شايد به
همين دليل است كه ملعون واقع شدهاند.
وقتى خداى تعالى اراده انجام عملى بكند هيچ چيز نمىتواند مانع آن بشود، ما
هميشه بايد چشم اميد به لطف و عنايت خداى تعالى داشته و هيچ چشم داشتى به هيچ
كس، حتّى قدرتمندترين فرد بشر نداشته باشيم، چون ثروتمندترين و قدرتمندترين
فرد عالم هر چه هم كه باشد باز مخلوق است، امّا خداى تعالى خالق است و اين قدرت
را داشته و مىتواند با يك اراده همه چيز را منقلب كند؛ در تاريخ جرياناتى كه در يك
لحظه همه چيز متغير و منقلب شده زياد هست، به عنوان مثال: قوم يهود تا قبل از ظهور
اسلام قومى بودند كه هم از جهت مالى و هم از جهت سياسى و نظامى بسيار قوى و
متمكّن بودند، امّا با ظهور پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله آن چنان حال و روزشان متغيّر شد كه هم از
جهت مالى و هم از جهت سياسى و نظامى قومى ذليل و ضعيف هستند و تا به حال هر
كارى مىكنند نتوانستهاند اين ذلّت و خوارى را از خود دور كنند و اگر در ظاهر ذلّت و
ضعفشان بارز نيست به اين جهت است كه آمريكاى جنايت كار آنها را تأمين كرده و
مىكند و در واقع اين حفظ ظاهرى كه كردهاند به لطف شياطينى مثل آمريكا است،
وگرنه آنها از خود به غير از ذلّت و خوارى چيز ديگرى ندارند.
كسى كه از راه حق منحرف باشد رياست طلب و ظالم و خلاصه مستجمع تمام
بدىها مىشود، چنين افرادى هميشه با خوبان و اولياء خدا سر ناسازگارى داشته، امّا
هر وقت هر كدام از اين ظالمين كه در رأس آنها قوم يهود هستند اراده ظلم به آل
محمّد صلی الله علیه و آله و اولياء خدا كردهاند خداى تعالى آنها را هلاك فرموده و از اولياء خويش
دفاع كرده، نمونهاش جنگهاى يهود با پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و در ديگر اعصار با مسلمين
است كه در همه اين جنگها مغلوب و شكست خورده مىباشند.[4]
با توجّه به آيه «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ ءَامَنُواْ» تدبّر مىشود: خداى تعالى به ما ياد
مىدهد كه اولاً: كينه فرد خاصّى را نبايد در دل داشته باشيم بلكه بايد از اعمال و
رفتارهاى خارج از صراط مستقيمى كه از هر كس سر مىزند متنفّر باشيم، به اين معنى
كه اگر روزى آن شخص توبه كرد و هدايت شد بايد بسيار او را دوست بداريم دوماً:
مىخواهد به افراد منحرف اميد بدهد من كه خداى بسيار مهربانى هستم، اگر توبه كنيد
شما را عفو مىكنم و اين گونه نيست كه نستجير باللّه از شما كينه داشته و به فكر انتقام
باشم، خداى تعالى در قرآن خود را بارها اين گونه معرفى نموده است، اولياء خدا نيز
چون مظهر خداى تعالى هستند همين گونه اند؛ اگر به زندگى ائمّه اطهار علیهم السلام و ديگر
اولياء الهى توجّه شود برخوردهاى كريمانه از اين قبيل زياد ديده مىشود امّا متأسّفانه
ديگر قدرتمندان و حكّامى كه نصيبى از اسلام ندارند اين گونه نيستند، در تاريخ زياد
ديده مىشود اشخاص و يا گروه هائى كه كارى مخالف ميل بعضى از حكّام جور انجام
داده و بعد از كارشان ابراز پشيمانى و توبه كردهاند، امّا آن حاكم همه آنها را مجازات و
گاهى اعدام كرده است.
افراد منحرف و گناه كار و اهل غفلت بدانند جملهاى حكيمانه ضرب المثل شده كه
مىگويد: گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست؟ آنها وقتى متوجّه مىشوند
خداى به اين مهربانى دارند و اولياء خدا هم آئينه تمام نماى او هستند بايد سريع دست
از گناه و غفلت و انحراف خويش برداشته و سريعاً به طرف خداى تعالى و اوليائش
بروند، تا خداى مهربان گذشته آنها را جبران و به وسيله اوليائش آنها را به نور و تقوا
هدايت كند.
اسلام بدون ايمان و ايمان بدون تقوا باعث فلاح و رستگارى نمىشود.
[1] – وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يكُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِكَ بحارالأنوار جلد: 99 صفحه: 105 فرازى از دعاى ندبه.
[2] – وَ لا تَقُولَنَّ لِشَىءٍ إِنِّى فاعِلٌ ذلِكَ غَداً * إِلاَّ أَنْ يشاءَ اللَّه سوره: كهف آيه: 23 الى 24.
[3] – عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْينَ عَنْ أَحَدِهِمَاعلیه السلام قَالَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَىءٍ مِثْلِ الْبَدَاءِ الكافى جلد: 1 صفحه: 146.
[4] – عَنْ أَبِى جَعْفَرٍعلیه السلام فِى قَوْلِهِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ كُلَّمَا أَرَادَ جَبَّارٌ مِنَ الْجَبَابِرَةِ هَلَكَةَ آلِ مُحَمَّدٍ
قَصَمَهُ اللَّهُ بحارالأنوار جلد: 9 صفحه: 198.