يُؤِى الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثيرًا وَ ما
يَذَّكَّرُ إِلاّ أُولُوا اْلأَلْبابِ «»
ترجمه آيه 269 سوره بقره:
«اهمّيّت حكمت»
خدا حكمت را به كسى كه بخواهد مىدهد و به كسى كه حكمت داده شد،
خوبىزيادى به او داده شده است. و متوجّه نمىشود، مگر صاحبان مغز و
عقل.(269)
تدبّر ما:
حكمت، شناخت حقايق اشياء از طريق وحى و آيات قرآن و احاديث و
روايات صحيحه است،[1] بر خلاف فلسفه كه شناخت حقايق اشياء از طريق فكر
بشر مىباشد. در لغت فلسفه به معنى علم به حقايق موجودات به اندازه توانايى
بشر آمده،[2] لذا در افكار بشرى هر كسى و هر مقامى كه باشد احتمال خطا و اشتباه
هست، اما در آيات شريف قرآن و روايات صحيحه اهل بيت عصمت و
طهارت علیهم السلام امكان هيچ گونه خطا و اشتباهى نيست.
مؤنين بايد دعايشان به محضر پروردگار اين گونه باشد: خدايا حقايق اشياء را
همان گونه كه هست به ما بفهمان. يعنى حكمت به دلشان وارد شود، البته بدانند
اين دعا، دعاى ائمّه معصومين علیهم السلام به محضر پروردگار بوده است.[3]
حكمت همان چراغ معرفت،[4] اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام است كه به
هر كس بدهند در شب ظلمت دوران غيبت امام عصر «ارواحنافداه» به وسيله آن
چراغ،[5] حقايق را متوجّه مىشود و مىبيند، لذا بدين وسيله خود و جمعى را از
انحراف نگه مىدارد كه اين نشانه اولياء خدا و بزرگان دين است.
به هر كسى حكمت بدهند خير كثير؛ يعنى بهترين و بيشترين خوبى را به او
دادهاند،[6] ما بايد شب و روز زحمت بكشيم و از مال و خواب و جان و بالاخره از
همه چيزمان بگذريم تا اين خير كثير را به دست بياوريم و به وسيله اين خير كثير
خودمان و اگر در توانمان بود جمعى را از انحرافات و فتنههاى آخرالزّمان محفوظ
نگه بداريم و بدين وسيله خدمات بزرگى به دين و راه خدا بنماييم.
بالاترين و بهترين نعمت در دنيا و آخرت را كسى دارد كه چراغ و مشعل معرفت
خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام،[7] (يعنى همان حكمت) به او داده باشند.[8]
چه نعمتى بالاتر از اين كه در شب ظلمانى و تيره دوران غيبت امام معصوم علیه السلام
يك نفر چراغ و مشعلى داشته باشد (يعنى يك معيار و ميزانى) كه به وسيله آن تمام
حقايق را درك كند و ببيند، آن هم درست در زمانى،[9] كه بقيه هيچ چيز از حقايق
نمىفهمند و نمىبينند و درك نمىكنند، خداى تعالى در قرآن كريم در اين باره آيات
زيادى دارد، آنجا كه مىفرمايد: «هَلْ يَسْتَوِى الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ أَفَلا تَتَفَكَّرُونَ».[10]
يعنى: آيا كور و بينا يكسان است؟ پس چرا فكر نمىكنيد. و يا در جاى ديگر
مىفرمايد: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِى الظُّلُماتُ وَ النُّور».[11]
يعنى: آيا كور با بينا يا تاريكى با نور مساوى است؟ و در جاى ديگر خاطر نشان
مىكند كه آيا كسانى كه علم و حكمت به آنها داده شده با كسانى كه علم و حكمت
ندارند يكسانند؟
آنجا كه مىفرمايد: «هَلْ يَسْتَوِى الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُون».[12] يعنى: آيا
كسانى كه مىدانند با كسانى كه نمىدانند يكسان هستند؟ و در جاى ديگر
مىفرمايد: «مَثَلُ الْفَريقَيْنِ كَالْأَعْمى وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصيرِ وَ السَّميعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً أَ فَلا
تَذَكَّرُون».[13] يعنى: مَثَلِ آن دو گروه مثل كور و كر و بينا و شنوا است آيا اين دو گروه
با هم مساوى هستند؟ پس چرا متوجّه نيستيد. و در پايان بعد از نفى يكسان بودن كور با
بينا توسط آياتى كه به وسيله پرسش و سؤل بود و براى شما آورديم به آياتى كه
صراحتاً بيان مىنمايد كه كور و بينا با هم مساوى نيستند، بلكه قابل قياس نيستند توجّه
شما را جلب مىكنم، آنجا كه مىفرمايد: «وَ ما يَسْتَوِى الْأَعْمى وَ الْبَصير».[14] يعنى: و
كور و بينا با هم يكسان نيستند. و همچنين «وَ ما يَسْتَوِى الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ وَ الَّذينَ
آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ لاَ الْمُسىءُ قَليلاً ما تَتَذَكَّرُون».[15] يعنى: و كور و بينا با هم
مساوى نيستند و كسانى كه ايمان آورده و عمل شايسته نمودهاند با بدكاران مساوى
نيستند كمتر متذكّر مىشويد.
لذا همان گونه كه آيات قرآن مؤّد ما بود متوجّه شديد كه خداى تعالى كسانى كه
علم و حكمت دارند را با كسانى كه اين چراغ و مشعل را ندارند يكسان نمىداند.
كسى كه به او حكمت داده شود به قدرى براى دين و راه خدا مفيد و همچنين
براى شيطان و شيطان سيرتان مانع بزرگى است كه شيطان هيچ گاه به اندازه زمانى
كه حكيم و فقيهى از دنيا مىرود خوشحال نمىشود،[16] و همچنين زمانى كه
حكيمى از دنيا برود شكافى در دين خدا به وجود مىآيد كه تا روز قيامت هيچ كس
و هيچ چيز جبران آن ضايعه را نمىكند.[17]
[1] ـ سير الى اللّه جلد: 3 صفحه: 68.
[2] ـ لغت نامه دهخدا.
[3] ـ قال علیه السلام اللهم أرنا الحقائق كما هى عوالىاللآلى جلد: 4 صفحه: 132.
[4] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ يُؤَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً فَقَالَ طَاعَةُ اللَّهِ وَ مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ الكافى جلد: 1 صفحه: 185.
فى تفسير على بن إبراهيم قوله «يُؤِى الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً قال: الخير الكثيرة معرفة أمير المؤنين و الائمة علیهم السلام (تفسير نور الثقلين جلد: 1 صفحه: 287).
[5] ـ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام الْحِكْمَةُ ضِيَاءُ الْمَعْرِفَةِ بحارالأنوار جلد: 1 صفحه: 215.
[6] ـ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ مِنْ عِبَادِهِ نِعْمَةً أَنْعَمَ وَ أَعْظَمَ وَ أَرْفَعَ وَ أَجْزَلَ وَ أَبْهَى مِنَ الْحِكْمَةِ بحارالأنوار جلد: 1 صفحه: 216.
[7] ـ عَنْ أَبِى بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام وَ مَنْ يُؤَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً قَالَ الْمَعْرِفَةُ بحارالأنوار
جلد: 1 صفحه: 215.
[8] ـ مدرك قبلى از امام صادق علیه السلام.
[9] ـ (زمان غيبت كبرى امام عصر ارواحنافداه).
[10] ـ (سوره انعام آيه 50).
[11] ـ سوره رعد آيه 16.
[12] ـ سوره زمر آيه 9.
[13] ـ سوره هود آيه 42.
[14] ـ (سوره فاطر آيه 19).
[15] ـ سوره غافر آيه 85.
[16] ـ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام مَا مِنْ أَحَدٍ يَمُوتُ مِنَ الْمُؤِنِينَ أَحَبَّ إِلَى إِبْلِيسَ مِنْ مَوْتِ فَقِيهٍ بحارالأنوار جلد: 1 صفحه: 220.
[17] ـ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام قَالَ وَ إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ انْثَلَمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا تُسَدُّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة وسائلالشيعة جلد: 12
صفحه: 215.