ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ
أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ «»
ترجمه آيه 44 سوره آل عمران:
«خبر غيبى»
اين از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مىكنيم و تو كه در آنجا نزد آن مردم
نبودى آن وقتى كه قلمهاى خود را براى قرعهكشى مىانداختند تا ببينند كدامشان
بايد مريم را تكفّل كنند و نزد ايشان نبودى آن وقتى كه (براى به عهده گرفتن
سرپرستىمريم) با هم دعوا مى كردند. (44)
تدبّر ما:
خداى تعالى اگر مصلحت بداند و اراده كند خبرهاى غيب را به اوليائش وحى يا
الهام مىنمايد، آنچه در اين باره از استاد عزيزم (مدظلهالعالى) آموخته ام: علم غيب
براى مخلوقات يعنى: همان چيزهائى كه به حسب ظاهر در حيطه ديد و يا علمشان
نيست اما وجود دارند مثلاً آن وسائلى كه اطرافمان هست شهود مى باشند و پشت
ديوار براى ما غيب است، اما معنا ندارد كه با اين توضيح، مطلبى براى خداى
تعالىغيب باشد، لذا علم غيب براى خداى تعالى يعنى خدا به همه چيزهائى كه
حتىهنوز خلق نكرده و وجود ندارند هم علم و آگاهى دارد.
وقتى خداى تعالى بخواهد كارى انجام دهد مسائل را آن قدر طبيعى جلو
مىبرد تا نهايت همان خواست خودش را عملى كند، خواست خداى تعالى اين
بود كه حضرت مريم با آن همه عظمت و پاكى روحى كه داشت در تكفّل و ولايت يكى
از اوليائش به نام حضرت زكريّا علیه السلام قرار بگيرد، در اين اثناء ديگران خيلى اصرار
داشتند كه اين افتخار شامل حال آنها شود اما چون چنين لياقتى نداشتند و حضرت
زكريّا علیه السلام كه جزء اولياءاللّه و انبياء الهى بود چنين شايستگى را داشت، لذا خداى تعالى
برنامه را به گونهاى تنظيم كرد كه تكفل حضرت مريم عليهاالسلام به دست حضرت زكريّا علیه السلام
افتاد، بدون اين كه كسى معترض باشد.
مؤنين اگر براى روحيّات و معنويّات اهميّت قائل باشند خداى تعالى هم
اولياء مقرّب خودش را به عنوان مربّى آنها انتخاب مىنمايد و تربيت و تكفّل
روحى و معنوى آنها را به دست اوليائش خواهد داد تا در نتيجه، آنها هم جزء
اولياء خدا قرار بگيرند.
مؤنين بايد بدانند اگر به پاكى روح و كسب علم و تقوا اهمّيّت بدهند و براى به
دست آوردن آن زحمت بكشند خداى تعالى مهر و محبّت آنها را در دل مردم قرار
خواهد داد به گونهاى كه همه مردم آنها را دوست خواهند داشت و براى
خدمتگزارى به آنها گوى سبقت را از يكديگر مىربايند.
قضيه حضرت مريم عليهاالسلام مؤد ما براى اين ادعا است، بزرگان بنىاسرائيل با اين
كه صلاحيت اين كار را نداشتند اما هر كدام تلاش زيادى مىكردند تا خدمتگزارى
حضرت مريم عليهاالسلام را متقبل شوند.
مؤنين بايد براى اولياء الهى ارزش و اهميت قائل باشند و تا آنجا كه برايشان
مقدور است خدمتگزار اين مقرّبان درگاه الهى باشند،[1] و بدانند اين فيض و
افتخارى است كه همه عقلاى عالم آرزويش را دارند اما افتخارش شامل همه كس
نمىشود و فقط شامل كسانى مىشود كه خداى تعالى نظر لطف به آنها داشته
باشد، همه بزرگان يهود آرزوى خدمتگزارى به حضرت مريم عليهاالسلام را داشتند اما اين
توفيق بزرگ شامل حال حضرت زكريّا علیه السلام شد.
[1] ـ عن امير المومنين على بن ابىطالب عا إذا رأيت عالما فكن له خادما غرر الحكم و درر الكلم صفحه: 284.