إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ
عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهًا فِى الدُّنْيا وَ اْلآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ «» وَ يُكَلِّمُ
النّاسَ فِى الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصّالِحينَ «» قالَتْ رَبِّ أَنّى يَكُونُ لى
وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنى بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْرًا فَإِنَّما
يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ «» وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ
اْلإِنْجيلَ«»
ترجمه آيه 45 الى 48 سوره آل عمران:
«خبر تولّد حضرت مسيح»
آن وقتى كه ملائكه به مريم گفتند: اى مريم، خدا به تو بخاطر دادن كلمهاى از
خودش كه اسمش مسيح، عيسى پسر مريم است، بشارت مىدهد. او در دنيا و
آخرت باشخصيّت و با وجهه و از مقرّبين خدا خواهد بود. (45)
و با مردم در گهواره و در پيرى حرف مىزند و از شايستگان و صالحين
است.(46)
مريم گفت: اى پروردگار من، چگونه ممكن است من فرزند داشته باشم، در
حالىكه هيچ بشرى مرا مسّ نكرده است؟!
مَلَك گفت: خدا همين طورى هر چه را بخواهد خلق مىكند. خدا وقتى كارى
را مقرّر بفرمايد، فقط به آنچه مقرّر فرموده مىگويد: باش، او وجود پيدا مىكند.(47)
و به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل را تعليم مىدهد. (48)
تدبّر ما:
بعضى از اولياء خدا نفس و روحشان را در عالم قبل تزكيه كردهاند و با روحى
پاك وارد دنيا شده و در اين دنيا مشغول طى كمالات روحى مىشوند، حضرت
عيسى علیه السلام يكى از آن نمونههاست؛ ايشان وقتى به دنيا آمد عبوديّت خويش كه آخرين
مرحله از مراحل تزكيه نفس است را اعلام كرد.[1]
مؤنين بايد هميشه به فكر امام زمان و يارى رساندن به آن امام عزيز و مهربان
باشند، آنها بايد بدانند بزرگانى همچون حضرت عيسى علیه السلام كه خداى تعالى بشارت
وجود نازنينش را به حضرت مريم قدسسرهما مىدهد و مىفرمايد: «او با آبرو و از مقرّبين من
است» چنين ولى خدائى صدها سال است كه منتظر ظهور امام زمان ما است و خود را
عبد و خدمت گزار امام زمان ما مىداند.
دين مقدس اسلام حضرت عيسى ع را جزء انبياء اولوالعزم و ولى اى از اولياء خدا
مىداند و تمام فضائل و كمالات حضرت عيسى به علیه السلام اين است كه او بنده و مطيع
خداىتعالى بود.
حضرت عيسى علیه السلام به عنوان پيامبر اولوالعزم و همچنين به عنوان ولى خدا راه گشا
و معين معنوى مردم است، لذا نبايد از وجود پر خير و بركت حضرت عيسى علیه السلام غافل
باشيم و بايد به ايشان توسل داشته و حوائج مادى و معنوى خويش را از اين ولى مقرّب
خداى تعالى بگيريم.
با اين كه خداى تعالى به مؤنين و اوليائش وجاهت خاصّى عنايت مىكند، اما
خود آنها هم هميشه بايد دنبال كسب وجاهت باشند و خود را عملاً در جامعه يك
شخصيت وجيه معرفى نمايند و بدانند اولياء خدا همه داراى وجاهت خاصّى
هستند كه خداى تعالى به آنها عنايت نموده، خداى تعالى درباره حضرت
عيسى علیه السلام كه از اولياء مقرّبش است مىفرمايد: «وَجِيهًا فى الدُّنْيَا وَ الاَخِرَةِ».
از نشانههاى بارز افراد صالح و شايسته اين است كه دائماً مشغول تربيت مردم
و اطرافيان خويش هستند و هيچ عاملى باعث دلسرد شدن آنها از دعوت به طرف
خداى مهربان نمىشود، آنها حتى در كهولت سن هم مشغول تربيت جامعه به سوى
خداى تعالى هستند.
خداى تعالى حضرت عيسى علیه السلام را در سن سى و سه سالگى به آسمان چهارم
منتقل نمود، بنابراين شايد منظور از اين كه در اين آيه مىفرمايد: «با مردم در گهواره
و در پيرى حرف مىزند»، زمان پيرى حضرت عيسى علیه السلام ان شاء اللّه در زمان حضور
امام زمان «ارواحنافداه» منظور باشد.
ولىّ خدا بودن مخصوص علماء و مراجع (مخصوصاً كه سالخورده باشند) نيست،
ولىّ خدا بودن به علم و تقواى شخص است و خيلى از بزرگان در سن كودكى به اين
مقام رسيدهاند.
خداى تعالى هر عملى كه اراده نمايد انجام خواهد داد و او قادر توانائى است
كه هر گاه اراده بر بودن چيزى نمايد فوراً آن چيز بود مىشود و هر گاه اراده بر نابودى
چيزى نمايد فوراً آن چيز نابود مىشود.
سؤل نمودن از كار خداى تعالى و اوليائش اگر براى فهميدن است بلامانع و چه
بسا كار خوب و مفيدى باشد، اما اگر جنبه ديگرى داشته باشد مضرّ است و باعث
دورى انسان از صراط مستقيم خواهد شد.
مؤنين بايد هميشه دنبال به دست آوردن حكمت باشند و قدر حكماء را
بدانند و هدفشان اين باشد كه روزى حكيم بشوند. آنها بايد بدانند تمام انبياء و
اولياء خدا حكيم بوده و خداى تعالى از حكمت به آنها عطا نموده است، حمكت
يعنى شناخت حقايق اشياء فقط متّكى به وحى و در مقابل اين معنا، فلسفه است كه
يعنى شناخت حقايق اشياء فقط و فقط متّكى به افكار بشر.
[1] ـ قالَ إِنِّى عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني نَبِيًّا سوره مريم آيه 31.