آيه 52 الى 54 سوره آل عمران

فَلَمّا أَحَسَّ عيسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصارى إِلَى اللّهِ قالَ
الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللّهِ آمَنّا بِاللّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنّا مُسْلِمُونَ
«» رَبَّنا
آمَنّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ «» وَ مَكَرُوا وَ
مَكَرَ اللّهُ وَ اللّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ «»

ترجمه آيه 52 الى 54 سوره آل عمران:

«حضرت عيسى   علیه السلام و حوّاريين»

وقتى كه عيسى از آن‏ها كفر را احساس كرد، به آن‏ها گفت: چه كسانى ياوران
من در حركت به سوى خدا هستند؟ حواريون گفتند: ما انصار خدائيم، ما به خدا
ايمان آورده‏ايم و تو شهادت بده كه ما در مقابل اوامر الهى تسليميم. (52)

پروردگار ما! به آنچه تو نازل فرموده‏اى، ايمان آورده‏ايم و از اين رسول پيروى
مى‏كنيم. پس نام ما را در زمره شهادت دهندگان بنويس. (53)

ولى آن‏ها مكر كردند و خدا هم عليه آن‏ها نقشه كشيد و خدا بهتر از همه
مى‏تواند نقشه بكشد. (54)

تدبّر ما:

تنها كسانى موفق به پاكى روح و سير الى اللّه مى‏شوند كه با اولياء خدا همراه
گردند، پيمودن اين راه به تنهائى و سواى اولياء اللّه محال است، شاعر در اين باره
مى‏گويد:

طى اين مرحله بى‏همرهى خضر مكن

 ظلمات است بترس از خطر گمراهى،[1]

حوّاريون حضرت عيسى   علیه السلام را به اين جهت حوّاريون مى‏گويند: حوار به معناى
قِصاره است و قصاره يعنى شستن رخت و لباس،[2] و آلودگى‏ها را از لباس دور
كردن، اما حضرت رضا   علیه السلام مى‏فرمايند: عامه به خاطر اين كه آن‏ها شغل‏شان
رخت‏شوئى بود به آن‏ها حوّاريون مى‏گويند،[3] اما ما به خاطر اين كه آن‏ها بر اثر
تزكيه نفس خود را از پليدى‏هاى روحى پاك كرده و خالص شده بودند و ديگران را
نيز از كثافات و پليدى‏هاى روحى به وسيله پند و موعظه‏هايشان پاك مى‏كردند
حوّاريون مى‏گوئيم.[4]

نصرت و يارى رساندن به اولياء خدا يعنى نصرت و يارى رساندن به خداى‏تعالى،
اين آيه مؤد ما است چرا كه حوّاريون، حضرت عيسى   علیه السلام را نصرت نمودند امّا
مى‏گويند: «نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ» يعنى: ما نصرت دهنده خدا هستيم و خداى تعالى اين
كلام را از قول آن‏ها در كتابش براى تأييد آورده است، همچنين در زيارت اصحاب با
وفاى حضرت سيد الشهداء   علیهم السلام خطاب به آن‏ها مى‏گوئيم: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ
دِينِ اللَّه».
[5]

مؤنين و شيعيان بايد بدانند امام صادق   علیه السلام آن‏ها را حوّاريون ائمه اطهار   علیهم السلام

دانسته و بلكه فرموده: حوّاريون (شيعيان) ما بهتر از حوّاريون حضرت عيسى
هستند به خاطر اين كه حوّاريون حضرت عيسى در مرحله عمل ايشان را تنها
گذاشتند و فقط زباناً با حضرت عيسى بودند اما حوّاريون (شيعيان) ما، هم در لسان
و هم در عمل ما را يارى مى‏كنند و هميشه به خاطر ما و محبّت نمودن و يارى
رساندن به ما زحمت‏هايى متقبّل مى‏شوند و مورد آزار و شكنجه و تبعيد قرار گرفته
و در عين حال لحظه به لحظه محبتشان به ما بيشتر مى‏شود و هيچ گاه ما را تنها
نگذاشته‏اند.[6]

مؤنين بايد همواره در حال سبقت گرفتن از يكديگر براى تقرب به اولياء خدا
باشند چرا كه اين كار مورد تحسين خداى تعالى است،[7] با وجود اين كه حضرت
عيسى   علیه السلام طرفداران و مقلّدان زيادى داشته است اما خداى تعالى فقط از حواريون
ايشان تعريف و تمجيد نموده و اين به خاطر روحيه سبقت‏گيرى آن‏ها براى خدمت به
حضرت عيسى   علیه السلام و آئين مقدسش بوده است.

در نزد خداى تعالى، شهادت اولياء خدا ارزش فوق العاده‏اى دارد لذا حواريون
خدمت حضرت عيسى   علیه السلام خواهش نموده و عرض كردند: «وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»
يعنى: و تو شهادت بده كه ما در مقابل اوامر الهى تسليم هستيم.

مَكر به معناى شيطنت و حقه بازى نيست، بلكه به معناى اين است كه يك نفر
به گونه‏اى مخفيانه نقشه كشيده و كارهايش را جلو ببرد كه طرف مقابل اصلاً متوجّه
نشود،[8] و بنا به اين معنا خداى تعالى بهترين مكر كننده‏هاست و همچنين به تبع
خداى تعالى اولياء عزيزش هم بهترين مكر كننده‏ها هستند.

خداى تعالى نستجيربالله هيچ گاه مكر به معناى شيطنت و نيرنگ بازى
نمى‏كند و بلكه جزا و سزاى كسانى كه اين چنين مكّار هستند را خواهد داد.[9]

مكر بنى اسرائيل و مكر خداى تعالى:

بنا به قولى حضرت عيسى   علیه السلام در آن شبى كه بنا بود به دار آويخته شود
حوّاريون را جمع كرد و به آنان وصيّت‏هايى نموده و فرمود: امشب يكى از شما قبل
از اين كه صبح طلوع كند نسبت به من كافر شده و من را به قيمت كمى مى‏فروشد،
آن مجلس تمام شده و حوّاريون خارج و پراكنده شدند، قوم يهود همچنان در
تعقيب حضرت عيسى   علیه السلام بودند، يكى از حوّاريون نزد يهود آمد و گفت: اگر من
حضرت عيسى   علیه السلامرا به شما نشان دهم چه چيزى به من مى‏دهيد؟ آنان مبلغ سى

درهم به او دادند تا وى حضرت عيسى   علیه السلام را به آنان معرفى نمايد. (تا اين جا مكر
كفّار بنى اسرائيل بود و اما مكر خداى تعالى):

هنگامى كه آن مرد خائن داخل خانه شد تا حضرت عيسى   علیه السلام را به بنى
اسرائيل تحويل دهد خداى تعالى خود آن شخص را به شكل و قيافه حضرت
عيسى   علیه السلام در آورد و حضرت عيسى   علیه السلام را به آسمان چهارم منتقل نمود. بنى
اسرائيل آمده و خود او (كه به شكل حضرت عيسى شده بود) را دستگير نمودند،
وى فرياد مى‏زد: من آن كسى هستم كه مى‏خواستم حضرت عيسى   علیه السلام را به شما
نشان دهم، ولى آنان توجهى به التماس‏هاى وى نكرده و او را به دار آويختند و گمان
كردند كه آن شخص حضرت عيسى   علیه السلام بوده است.


[1] ـ ديوان حافظ.

[2] ـ فرهنگ لغت الرائد و فرهنگ لغت لاروس.

[3] ـ الحواريون قصارون- الحواريون الغسالون الذين يحورون الثياب يغسلونه الدر المنثور فى تفسير المأثور، جلد: 2 صفحه: 35.

[4] ـ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا   علیه السلام لِمَ سُمِّيَ الْحَوَارِيُّونَ الْحَوَارِيِّينَ قَالَ أَمَّا عِنْدَ
النَّاسِ فَإِنَّهُمْ سُمُّوْا حَوَارِيِّينَ لِأَنَّهُمْ كَانُوا قَصَّارِينَ يُخَلِّصُونَ الثِّيَابَ مِنَ الْوَسَخِ بِالْغَسْلِ وَ هُوَ اسْمٌ مُشْتَقٌّ مِنَ الْخُبْزِ الْحُوَّارَى وَ أَمَّا عِنْدَنَا فَسُمِّيَ الْحَوَارِيُّونَ حَوَارِيِّينَ لِأَنَّهُمْ كَانُوا مُخْلَصِينَ فِي أَنْفُسِهِمْ وَ مُخْلِصِينَ لِغَيْرِهِمْ مِنْ أَوْسَاخِ الذُّنُوبِ بِالْوَعْظِ وَ التَّذْكِير 
بحارالأنوار جلد: 14 صفحه: 273.

[5] ـ بحارالأنوار جلد: 98 صفحه: 201.

[6] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلام قَالَ إِنَّ حَوَارِيَّ عِيسَى   علیه السلام كَانُوا شِيعَتَهُ وَ إِنَّ شِيعَتَنَا حَوَارِيُّونَا وَ مَا كَانَ حَوَارِيُّ عِيسَى
بِأَطْوَعَ لَهُ مِنْ حَوَارِيِّنَا لَنَا وَ إِنَّمَا قَالَ عِيسَى
   علیه السلام لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ فَلَا وَ اللَّهِ مَا نَصَرُوهُ مِنَ الْيَهُودِ وَ لَا قَاتَلُوهُمْ دُونَهُ وَ شِيعَتُنَا وَ اللَّهِ لَمْ يَزَالُوا مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ رَسُولَهُ   صلی الله علیه و آله يَنْصُرُونَّا وَ يُقَاتِلُونَ دُونَنَا وَ يُحْرَقُونَ وَ يُعَذَّبُونَ وَ يُشَرَّدُونَ فِي الْبُلْدَانِ جَزَاهُمُ اللَّهُ عَنَّا خَيْراً وَ قَدْ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤِنِينَ   علیه السلام وَ اللَّهِ لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ مُحِبِّينَا بِالسَّيْفِ مَا أَبْغَضُونَا وَ وَ اللَّهِ لَوْ أَدْنَيْتُ إِلَى مُبْغِضِينَا وَ حَثَوْتُ لَهُمْ مِنَ الْمَالِ مَا أَحَبُّونَا الكافى‏جلد: 8 صفحه: 268.

[7] ـ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ*أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ سوره واقعه آيات 10 الى 11.

[8] ـ در قاموس قرآن آمده: مكر به معناى تدبير است اعمّ از آن كه در كار بد باشد و يا در كار خوب. در مفردات و اقرب الموارد آمده: مكر آن است كه شخص را با ترفندى از مقصودش منصرف كنى و آن دو نوع است: محمود و مذموم. محمودش آن است كه از آن ترفند كار خوبى مراد باشد و مذمومش به عكس است. در المنار گفته شده: مكر در اصل تدبير مخفى است كه شخص مكر شده را به آن چه گمان نمى‏كرده مى‏كشاند و همچنين در المنجد نيز مكر به معناى زرنگى و زيركى آمده است البته عوام ممكن است به نيرنگ و كارهاى بد مكر نيز بگويند.

[9] ـ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا   علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ عَنْ
قَوْلِهِ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ عَنْ قَوْلِهِ وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ عَنْ قَوْلِهِ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْخَرُ وَ لَا يَسْتَهْزِئُ وَ لَا يَمْكُرُ وَ لَا يُخَادِعُ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يُجَازِيهِمْ جَزَاءَ السُّخْرِيَّةِ وَ جَزَاءَ الِاسْتِهْزَاءِ وَ جَزَاءَ الْمَكْرِ وَ الْخَدِيعَةِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيراً 
بحارالأنوار جلد: 6 صفحه: 51.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: