آيه 69 الى 76 سوره آل عمران

وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَ
ما يَشْعُرُونَ
«» يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللّهِ وَ أَنْتُمْ
تَشْهَدُونَ«» يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ «» وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذى أُنْزِلَ
عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ «» وَ لا
تُؤِنُوا إِلاّ لِمَنْ تَبِعَ دينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدى هُدَى اللّهِ أَنْ يُؤى أَحَدٌ مِثْلَ ما
أُوتيتُمْ أَوْ يُحاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤيهِ مَنْ يَشاءُ وَ
اللّهُ واسِعٌ عَليمٌ «» يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ
الْعَظيمِ«»وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ
إِنْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لا يُؤِّهِ إِلَيْكَ إِلاّ ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِمًا ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا
لَيْسَ عَلَيْنا فِى اْلأُمِّيِّينَ سَبيلٌ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
«»بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ «»

ترجمه آيه 69 الى 76 سوره آل عمران:

«خواسته‏هاى اهل كتاب»

جمعى از اهل كتاب دوست دارند كه شايد شما را گمراه كنند. آن‏ها جز
خودشان كس ديگرى را گمراه نمى‏كنند ولى شعور ندارند. (69)

اى اهل كتاب! چرا به آيات خدا كافر مى‏شويد؟ و حال آنكه شما شهادت (به
حقّانيّت آن) مى‏دهيد. (70)

اى اهل كتاب، چرا حق را بوسيله باطل مى‏پوشانيد و حق را كتمان مى‏كنيد و
حال آنكه شما (همه چيز را) مى‏دانيد. (71)

و جمعى از اهل كتاب گفتند: در اوّل روز به آنچه بر اهل ايمان نازل شده ايمان
بياوريد ولى آخر روز به آن‏ها كافر شويد، شايد آن‏ها (از عقائد خود)
برگردند.(72)

و ايمان نياوريد، مگر به كسى كه از دين شما پيروى كند.

(به آن‏ها) بگو: هدايت حقيقى، آن هدايتى است كه خدا مى‏كند. (اهل كتاب
مى‏گويند:) به كسى مثل آنچه به شما داده شده كتابى داده نشده، يا اينكه
مى‏توانند با شما در نزد پروردگارتان بحث و گفتگو كنند. بگو: فضيلت در دست
خدا است، آن را به كسى كه بخواهد مى‏دهد و خدا داراى رحمت و مهربانى
گسترده و دانا است.(73)

هر كس را بخواهد به رحمت خود اختصاص مى‏دهد و خدا داراى فضل
بزرگى است. (74)

و در ميان اهل كتاب كسانى هستند كه اگر آن‏ها را بر ثروت و پول زيادى
اَمينشان قرار دهى، آن را به تو بر مى‏گردانند (و امانتدارى مى‏كنند) ولى اگر به
بعضى از آن‏ها يك دينار بسپارى، به تو بر نمى‏گردانند، مگر تا وقتى كه بالاى سر
آن‏ها ايستاده باشى و اِعمال قدرت كنى، آن به خاطر اين است كه مى‏گويند: ما در
مقابل اهل مكّه مسئول نيستيم و به خدا دروغ مى‏بندند و حال آنكه آن‏ها
مى‏دانند (چه مى‏كنند) (75)

بله كسى كه به عهد خود وفا كند و تقوى داشته باشد، قطعاً خدا متّقين را دوست
مى‏دارد. (76)

تدبّر ما:

شأن نزول:

تعداد دوازده نفر از دانشمندان يهوديان خيبر توطئه كردند و با يكديگر گفتند:

اوايل روز به ظاهر و لساناً به اسلام ايمان مى‏آوريم و داخل دين (حضرت)
محمّد   صلی الله علیه و آلهمى‏شويم سپس آخر روز به او كافر خواهيم شد و مى‏گوئيم: وقتى به
كتاب‏هاى خود نگاه كرده و با علماى خود مشورت نموديم متوجه شده و نتيجه
گرفتيم كه اين شخص آن محمّدى كه بايد باشد نيست، و دروغ و بطلان دين وى
براى ما كشف گرديد، اگر ما اين عمل را انجام دهيم اصحاب (حضرت) محمّد   صلی الله علیه و آله
درباره دين او دچار شك و ترديد شده و مى‏گويند: هر چه باشد اين‏ها خود اهل
كتاب هستند و راجع به حضرت محمّد   صلی الله علیه و آله از ما علم و اطّلاع بيشترى دارند، سر
انجام آنان از دين خود دست برداشته و به سوى دين شما بر مى‏گردند.

كسانى كه در صراط مستقيم دين نيستند دائماً دوست دارند مؤنين را گمراه
كنند، لذا بايد روابط خويش را با افراد مختلف كنترل نموده و با افرادى كه از صراط
مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام خارج هستند فقط در حد ضرورت ارتباط
داشته باشيم.

كم درك‏ترين و بى‏شعورترين انسان‏ها كسانى هستند كه از صراط مستقيم اهل
بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام خارج باشند، هر چند كه خودشان فكر كنند افراد
متفكّر، متديّن و متجدّدى هستند.

از شيعيان على بن ابيطالب   علیهم السلام كسانى كه مسلك‏شان را جدى بگيرند و اهل
استقامت در دين باشند، هيچ گاه هيچ كس نمى‏تواند آن‏ها را گمراه كند و اين‏ها
همان مؤنينى هستند كه در آينده جزء اولياء خدا قرار خواهند گرفت.

مردم مسلمان بايد به تزكيه نفس و پاكى روح‏شان بسيار اهميت بدهند چرا كه
وجود هواى نفس در انسان باعث مى‏شود تا انسان حقايقى را كه خودش هم به
حقيقت‏شان اطمينان دارد، منكر شود.

قبول نكردن و مخفى نگه داشتن حقايق، مرحله‏اى از مراحل كفر است كه بايد
از آن پرهيز كرد.

مؤنين بايد سعى كنند ايمان خود را بر اساس اعتقادات صحيح و تفكّر و تعقّل
محكم كنند و اگر ايمان‏شان به خاطر ايمان داشتن افراد ديگر باشد ايمان‏شان دائماً
در معرض خطر است، دانشمندان يهود به خاطر اين كه از مسلمان شدن يهوديان
جلوگيرى كنند و براى متزلزل ساختن مسلمين در دين‏شان تصميم گرفتند در اوّل
روز مسلمان شوند و در آخر روز دست از اسلام بردارند.

مؤنين بايد به گونه‏اى در اعتقادات صحيح اسلامى تفقّه و اجتهاد كنند و به
حقانيت راه‏شان ايمان بياورند كه اگر تمام هم‏كيشان آن‏ها دست از راه و
روش‏هايشان برداشتند و از دين اسلام خارج شدند كوچكترين لغزشى در آن‏ها به
وجود نيايد بلكه لحظه به لحظه در مسلك‏شان جدى‏تر و قوى‏تر شوند.

مؤنين بايد بسيار زيرك و هوشيار باشند و بدانند در طول تاريخ حكّام و
قدرتمندانى كه در صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام نبوده‏اند هميشه
از اين كه افراد جامعه به صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام گرايش
پيدا كنند وحشت داشته و هراسان بوده‏اند و به هر قيمتى كه شده چه با قدرت‏هاى
نظامى و چه با كارهاى به اصطلاح فرهنگى مانع گرايش مردم به اهل بيت عصمت
و طهارت   علیهم السلام مى‏شده‏اند.

مؤنين بايد از تجارب و جريانات تاريخ پند و عبرت بگيرند و بدانند
درگيرى‏هايى كه مابين حق و باطل در دنياى كنونى هست هميشه بين افراد حق و
باطل وجود داشته است.

مردم مسلمان بايد روح خود را از صفات رذيله پاك كنند و بدانند تكبّر صفت

رذيله بسيار خطرناكى است كه عامل بدبختى قوم يهود شد، آن‏ها بسيار متكبّر بوده
و هستند و به جز نسل بنى اسرائيل ديگران را نوكران و خدمتگزاران خويش
مى‏دانند.

خداى تعالى به اين دليل رحمتش را بسيار شامل حال مؤنين نموده كه آنان
جزء متديّنين به دين خدا هستند.

شأن نزول آيه:

«وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤِّهِ إِلَيْكَ» الى آخر آيه:

شخصى مبلغ هزار و دويست اوقيه طلا به عبد اللّه بن سلام به عنوان امانت
سپرده بود، وقتى آن شخص طلب امانت خويش نمود و ابن سلام آن امانت را به
صاحبش برگرداند خداى تعالى او را به واسطه اين قسمت از آيه «مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ
يُو
ِّٔهِ إِلَيْكَ» ستود. همچنين شخصى از قريش مبلغ يك دينار به عنوان امانت نزد
فنحاص ابن عازوراء سپرده بود و او درباره آن خيانت نمود، لذا اين قسمت از آيه در
اين مورد نازل شد «مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤِّهِ إِلَيْكَ».

در بعضى از تفاسير قائل شده‏اند آن افرادى كه امانت را اداء مى‏كردند مسيحيان
و آن مردمى كه اداء نمى‏كردند يهوديان بودند.

صفت حميده امانت‏دارى به قدرى نيكو و مورد تحسين خداى تعالى است كه
در كتاب خويش حتى از غير مسلمانانى كه امانت‏دار هستند به خوبى ياد كرده
است.

مردم مسلمان نبايد به هيچ وجه در امانت‏هايى كه نزد آن‏ها سپرده مى‏شود
خيانت كنند هر چند كفار در نزد آن‏ها امانتى داشته باشند.[1]

مؤنين و كسانى كه اهل تقوا هستند هميشه به عهد خويش وفا مى‏كنند هر
چند با كفّار عهد بسته باشند.

مردم مسلمان بايد بسيار تلاش كنند تا اهل تقوا شوند و بدانند خداى‏تعالى اهل
تقوى را بسيار دوست دارد.


[1] ـ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ الُّثمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ سَيِّدَ الْعَابِدِينَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ   علیه السلام يَقُولُ لِشِيعَتِهِعَلَيْكُمْ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ أَنَّ قَاتِلَ أَبِيَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ   علیه السلام ائْتَمَنَنِي عَلَى السَّيْفِ
الَّذِي قَتَلَهُ بِهِ لَأَدَّيْتُهُ إِلَيْهِ 
وسائل‏الشيعة جلد: 19 صفحه: 76.

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وسائل‏الشيعة جلد: 19 صفحه: 73.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: