وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَ
ما يَشْعُرُونَ «» يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللّهِ وَ أَنْتُمْ
تَشْهَدُونَ«» يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ «» وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذى أُنْزِلَ
عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ «» وَ لا
تُؤِنُوا إِلاّ لِمَنْ تَبِعَ دينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدى هُدَى اللّهِ أَنْ يُؤى أَحَدٌ مِثْلَ ما
أُوتيتُمْ أَوْ يُحاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤيهِ مَنْ يَشاءُ وَ
اللّهُ واسِعٌ عَليمٌ «» يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ
الْعَظيمِ«»وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ
إِنْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لا يُؤِّهِ إِلَيْكَ إِلاّ ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِمًا ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا
لَيْسَ عَلَيْنا فِى اْلأُمِّيِّينَ سَبيلٌ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
«»بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ «»
ترجمه آيه 69 الى 76 سوره آل عمران:
«خواستههاى اهل كتاب»
جمعى از اهل كتاب دوست دارند كه شايد شما را گمراه كنند. آنها جز
خودشان كس ديگرى را گمراه نمىكنند ولى شعور ندارند. (69)
اى اهل كتاب! چرا به آيات خدا كافر مىشويد؟ و حال آنكه شما شهادت (به
حقّانيّت آن) مىدهيد. (70)
اى اهل كتاب، چرا حق را بوسيله باطل مىپوشانيد و حق را كتمان مىكنيد و
حال آنكه شما (همه چيز را) مىدانيد. (71)
و جمعى از اهل كتاب گفتند: در اوّل روز به آنچه بر اهل ايمان نازل شده ايمان
بياوريد ولى آخر روز به آنها كافر شويد، شايد آنها (از عقائد خود)
برگردند.(72)
و ايمان نياوريد، مگر به كسى كه از دين شما پيروى كند.
(به آنها) بگو: هدايت حقيقى، آن هدايتى است كه خدا مىكند. (اهل كتاب
مىگويند:) به كسى مثل آنچه به شما داده شده كتابى داده نشده، يا اينكه
مىتوانند با شما در نزد پروردگارتان بحث و گفتگو كنند. بگو: فضيلت در دست
خدا است، آن را به كسى كه بخواهد مىدهد و خدا داراى رحمت و مهربانى
گسترده و دانا است.(73)
هر كس را بخواهد به رحمت خود اختصاص مىدهد و خدا داراى فضل
بزرگى است. (74)
و در ميان اهل كتاب كسانى هستند كه اگر آنها را بر ثروت و پول زيادى
اَمينشان قرار دهى، آن را به تو بر مىگردانند (و امانتدارى مىكنند) ولى اگر به
بعضى از آنها يك دينار بسپارى، به تو بر نمىگردانند، مگر تا وقتى كه بالاى سر
آنها ايستاده باشى و اِعمال قدرت كنى، آن به خاطر اين است كه مىگويند: ما در
مقابل اهل مكّه مسئول نيستيم و به خدا دروغ مىبندند و حال آنكه آنها
مىدانند (چه مىكنند) (75)
بله كسى كه به عهد خود وفا كند و تقوى داشته باشد، قطعاً خدا متّقين را دوست
مىدارد. (76)
تدبّر ما:
شأن نزول:
تعداد دوازده نفر از دانشمندان يهوديان خيبر توطئه كردند و با يكديگر گفتند:
اوايل روز به ظاهر و لساناً به اسلام ايمان مىآوريم و داخل دين (حضرت)
محمّد صلی الله علیه و آلهمىشويم سپس آخر روز به او كافر خواهيم شد و مىگوئيم: وقتى به
كتابهاى خود نگاه كرده و با علماى خود مشورت نموديم متوجه شده و نتيجه
گرفتيم كه اين شخص آن محمّدى كه بايد باشد نيست، و دروغ و بطلان دين وى
براى ما كشف گرديد، اگر ما اين عمل را انجام دهيم اصحاب (حضرت) محمّد صلی الله علیه و آله
درباره دين او دچار شك و ترديد شده و مىگويند: هر چه باشد اينها خود اهل
كتاب هستند و راجع به حضرت محمّد صلی الله علیه و آله از ما علم و اطّلاع بيشترى دارند، سر
انجام آنان از دين خود دست برداشته و به سوى دين شما بر مىگردند.
كسانى كه در صراط مستقيم دين نيستند دائماً دوست دارند مؤنين را گمراه
كنند، لذا بايد روابط خويش را با افراد مختلف كنترل نموده و با افرادى كه از صراط
مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام خارج هستند فقط در حد ضرورت ارتباط
داشته باشيم.
كم دركترين و بىشعورترين انسانها كسانى هستند كه از صراط مستقيم اهل
بيت عصمت و طهارت علیهم السلام خارج باشند، هر چند كه خودشان فكر كنند افراد
متفكّر، متديّن و متجدّدى هستند.
از شيعيان على بن ابيطالب علیهم السلام كسانى كه مسلكشان را جدى بگيرند و اهل
استقامت در دين باشند، هيچ گاه هيچ كس نمىتواند آنها را گمراه كند و اينها
همان مؤنينى هستند كه در آينده جزء اولياء خدا قرار خواهند گرفت.
مردم مسلمان بايد به تزكيه نفس و پاكى روحشان بسيار اهميت بدهند چرا كه
وجود هواى نفس در انسان باعث مىشود تا انسان حقايقى را كه خودش هم به
حقيقتشان اطمينان دارد، منكر شود.
قبول نكردن و مخفى نگه داشتن حقايق، مرحلهاى از مراحل كفر است كه بايد
از آن پرهيز كرد.
مؤنين بايد سعى كنند ايمان خود را بر اساس اعتقادات صحيح و تفكّر و تعقّل
محكم كنند و اگر ايمانشان به خاطر ايمان داشتن افراد ديگر باشد ايمانشان دائماً
در معرض خطر است، دانشمندان يهود به خاطر اين كه از مسلمان شدن يهوديان
جلوگيرى كنند و براى متزلزل ساختن مسلمين در دينشان تصميم گرفتند در اوّل
روز مسلمان شوند و در آخر روز دست از اسلام بردارند.
مؤنين بايد به گونهاى در اعتقادات صحيح اسلامى تفقّه و اجتهاد كنند و به
حقانيت راهشان ايمان بياورند كه اگر تمام همكيشان آنها دست از راه و
روشهايشان برداشتند و از دين اسلام خارج شدند كوچكترين لغزشى در آنها به
وجود نيايد بلكه لحظه به لحظه در مسلكشان جدىتر و قوىتر شوند.
مؤنين بايد بسيار زيرك و هوشيار باشند و بدانند در طول تاريخ حكّام و
قدرتمندانى كه در صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام نبودهاند هميشه
از اين كه افراد جامعه به صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام گرايش
پيدا كنند وحشت داشته و هراسان بودهاند و به هر قيمتى كه شده چه با قدرتهاى
نظامى و چه با كارهاى به اصطلاح فرهنگى مانع گرايش مردم به اهل بيت عصمت
و طهارت علیهم السلام مىشدهاند.
مؤنين بايد از تجارب و جريانات تاريخ پند و عبرت بگيرند و بدانند
درگيرىهايى كه مابين حق و باطل در دنياى كنونى هست هميشه بين افراد حق و
باطل وجود داشته است.
مردم مسلمان بايد روح خود را از صفات رذيله پاك كنند و بدانند تكبّر صفت
رذيله بسيار خطرناكى است كه عامل بدبختى قوم يهود شد، آنها بسيار متكبّر بوده
و هستند و به جز نسل بنى اسرائيل ديگران را نوكران و خدمتگزاران خويش
مىدانند.
خداى تعالى به اين دليل رحمتش را بسيار شامل حال مؤنين نموده كه آنان
جزء متديّنين به دين خدا هستند.
شأن نزول آيه:
«وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤِّهِ إِلَيْكَ» الى آخر آيه:
شخصى مبلغ هزار و دويست اوقيه طلا به عبد اللّه بن سلام به عنوان امانت
سپرده بود، وقتى آن شخص طلب امانت خويش نمود و ابن سلام آن امانت را به
صاحبش برگرداند خداى تعالى او را به واسطه اين قسمت از آيه «مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ
يُؤِّهِ إِلَيْكَ» ستود. همچنين شخصى از قريش مبلغ يك دينار به عنوان امانت نزد
فنحاص ابن عازوراء سپرده بود و او درباره آن خيانت نمود، لذا اين قسمت از آيه در
اين مورد نازل شد «مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤِّهِ إِلَيْكَ».
در بعضى از تفاسير قائل شدهاند آن افرادى كه امانت را اداء مىكردند مسيحيان
و آن مردمى كه اداء نمىكردند يهوديان بودند.
صفت حميده امانتدارى به قدرى نيكو و مورد تحسين خداى تعالى است كه
در كتاب خويش حتى از غير مسلمانانى كه امانتدار هستند به خوبى ياد كرده
است.
مردم مسلمان نبايد به هيچ وجه در امانتهايى كه نزد آنها سپرده مىشود
خيانت كنند هر چند كفار در نزد آنها امانتى داشته باشند.[1]
مؤنين و كسانى كه اهل تقوا هستند هميشه به عهد خويش وفا مىكنند هر
چند با كفّار عهد بسته باشند.
مردم مسلمان بايد بسيار تلاش كنند تا اهل تقوا شوند و بدانند خداىتعالى اهل
تقوى را بسيار دوست دارد.
[1] ـ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ الُّثمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ سَيِّدَ الْعَابِدِينَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام يَقُولُ لِشِيعَتِهِعَلَيْكُمْ بِأَدَاءِ الْأَمَانَةِ فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ أَنَّ قَاتِلَ أَبِيَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام ائْتَمَنَنِي عَلَى السَّيْفِ
الَّذِي قَتَلَهُ بِهِ لَأَدَّيْتُهُ إِلَيْهِ وسائلالشيعة جلد: 19 صفحه: 76.
عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وسائلالشيعة جلد: 19 صفحه: 73.