آيه 103 سوره آل عمران

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعًا وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ
إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا
حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ
تَهْتَدُونَ
«»

ترجمه آيه 103 سوره آل عمران:


«دستور اتّحاد و وحدت»

و همه خود را به وسيله ريسمان الهى نگه داريد و متفرّق نشويد و به ياد
بياوريد نعمت خدا را برايتان آن وقتى كه با هم دشمن بوديد، خدا بين دلهاى شما را
الفت داد و شما صبح كرديد در حالى كه همه با هم به نعمت الهى برادر شديد و شما
بر لب گودى از آتش بوديد، خدا شما را از آنجا نجات داد. اين چنين خدا آياتش را
براى شما بيان مى‏كند، شايد شما هدايت شويد. (103)

تدبّر ما:

روزى پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله در مسجد نشسته و اصحاب دور آن خورشيد عالم تاب
را گرفته بودند، آن حضرت فرمود: آيا به شما اطلاع دهم از شخصى كه اهل بهشت
است و سؤل مى‏كند از چيزى كه رستگار مى‏كند او را؟ اصحاب عرض كردند: بله،
يا رسول‏اللّه! بفرمائيد، در اين هنگام مرد بلند قامتى شبيه به مردم اهل مصر وارد
شد و به پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله سلام كرد و ايستاد و گفت: اى رسول خدا شنيده ام كه

خداوند مى‏فرمايد: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»، حضور شما شرفياب
شدم تا سؤل كنم ريسمان و رشته خدا چيست كه خداى تعالى ما را امر نموده به آن
توسل جسته و چنگ بزنيم و هرگز از آن جدا نشويم؟

پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله سر مبارك‏شان را به زير انداختند و كمى‏تأمل نمودند، سپس با
دست مبارك‏شان به طرف أميرالمؤمنين على بن ابيطالب   علیهم السلام اشاره نموده و
فرمودند: «حبل اللّه» على مى‏باشد؛ هر كس به او توسل و تمسك جويد در دنيا
سالم بماند و هرگز گمراه نشود.

آن مرد فوراً أميرالمؤمنين على بن ابيطالب   علیهم السلام را در آغوش كشيد و گفت:
تمسك جستم به حبل خدا و رسولش، سپس از مسجد خارج شد، يكى از حضّار
(اين شخص ظاهراً از منافقين و دشمنان على بن ابيطالب   علیهم السلام بوده) گفت: اى
رسول خدا! اجازه مى‏فرمائيد بروم به دنبال آن مرد و از او درخواست كنم براى من
طلب مغفرت كند؟ رسول خدا   صلی الله علیه و آله اجازه فرمودند، آن مرد رفت و از او درخواست
خود را نمود.

او پاسخ گفت: مگر سؤل من از پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله و جوابى كه آن حضرت به من
فرمودند را نفهميدى؟ گفت: چرا شنيدم، لذا به او گفت: اگر متمسك و متوسل
شوى به حبل خدا كه أميرالمؤمنين على بن ابيطالب   علیهم السلام است خداوند تو را
بيامرزد و اگر توسل نجوئى قطعاً پروردگار تو را نخواهد آمرزيد.[1]

روزى شخص اعرابى بر پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله وارد شد و به آن حضرت عرض كرد:
حبل اللّه چيست كه ما متمسك به آن شده و به او چنگ بزنيم؟ پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله
دست حضرت على بن ابيطالب   علیهم السلام را گرفتند و فرمودند: به دامن اين على چنگ
بزنيد كه رشته محكم خداست. اعرابى به دور أميرالمؤمنين مى‏گرديد و فرياد مى‏زد:
خدايا! شاهد باش من چنگ زدم به ريسمان محكم تو، پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله در اين لحظه
فرمودند: هر كس خواهد مردى از اهل بهشت را مشاهده كند به سوى اين اعرابى
نظر نمايد.[2]

در دين مقدّس اسلام هيچ مسأله‏اى مهم‏تر و ضرورى‏تر از امر امامت و ولايت
نيست،[3] و خداى تعالى در كتابش،[4] و رسول گرامى اسلام،[5] و ديگر بزرگان

دين بر اين مسأله بسيار تأكيد داشته‏اند،[6] اما متأسفانه با اين حال هيچ مسأله‏اى در
اسلام جنجالى‏تر از بحث امامت و ولايت نبوده و نيست و به خاطر همين مسأله
است كه مسلمان‏ها فرقه فرقه شده‏اند. آن‏ها بايد بدانند كه سنى و شيعه قبول داشته
و از رسول خدا نقل كرده‏اند كه رسول خدا فرمود: امّت من بعد از من به هفتاد و سه
فرقه تبديل مى‏شوند كه هفتاد و دو فرقه آن منحرف و اهل جهنّم‏اند و فقط يك فرقه
از آن رستگار و اهل بهشت خواهند بود،[7] و اين ضلالت و رستگارى بستگى به
انتخاب امام از ناحيه آن‏ها دارد، اگر امامى كه از ناحيه خداى تعالى به عنوان امام

معرفى شده را انتخاب كرده و پيرو او شدند رستگارند و اگر غير از امامى كه از ناحيه
خداى تعالى براى اين امر انتخاب شده هر كس ديگرى را به جاى او نصب كنند
منحرف و اهل آتش جهنم خواهند شد.

همان گونه كه در گذشته بيان شد امام يعنى؛ پيشرو و راهنما، كه به سه دسته
خاص الخاص، خاص و عام تقسيم مى‏شود و مهم دو دسته اول است كه خداى
تعالى اجازه انتخاب چنين امامانى را به هيچ احدى غير از خودش نداده است،[8]
لذا ما بايد بسيار زيرك باشيم و از تاريخ پند بگيريم و اشتباهى را كه باعث جهنّمى
شدن عده زيادى از مسلمين گشته مرتكب نشويم.

عدّه‏اى به خاطر منحرف شدن از امام مطلق؛ يعنى دسته خاص الخاص كه
وجود شريف چهارده معصوم   علیهم السلام اند از راه حق خارج و جهنّمى شدند، امروز
ممكن است ما شيعيان از امام زمان‏مان حضرت بقية اللّه «ارواحنافداه» و ديگر
امامان معصوم   علیهم السلاممنحرف نشويم اما احتمالش هست كه از امامان خاص كه همان
نائبان عام امام زمان «ارواحنافداه»؛ يعنى همان فقهاء و علماء جامع الشرائط و
مراجع عظيم الشأن تقليد، دور بمانيم و همين امر باعث جهنّمى شدن ما شود.

مردم مسلمان بالاخص مؤنين بايد خيلى مواظب باشند كه امام، يعنى راهنما
و پيشرو خود را مخصوصاً در معنويّات چه كس يا كسانى قرار مى‏دهند، زيرا اين
عمل عاقبت دنيا و آخرتشان را رقم مى‏زند. آن‏ها بايد بدانند همه مردم در دنيا از
نظر عقيده و مَنِش و دأب و رويه مانند بزرگان و پيشروهاى خود خواهند شد،[9] و

همچنين در آخرت هم خداى تعالى هر كسى را با بزرگ‏تر و راهنما و امامش محشور
مى‏نمايد.[10]

حبل اللّه وجود شريف على بن ابيطالب   علیهم السلام و فرزندان معصومش   علیهم السلام اند و
اين مسأله مورد تأييد و اتفاق شيعه و سنى مى‏باشد.[11]

حبل اللّه خداى تعالى فقط و فقط وجود شريف على‏بن ابيطالب   علیه السلام است،
بعضى براى اين كه حق اين امام مظلوم را پايمال و مردم را از گرد وجود نازنينش
متفرّق سازند آن همه رواياتى كه رسول خدا   صلی الله علیه و آله فرموده‏اند كه حبل اللّه المتينِ
خداى‏تعالى، وجود شريف على بن ابيطالب   علیهم السلام است، را يا اصلاً نياورده و يا
خيلى كم آورده‏اند و قائل شده‏اند كه حبل اللّه قرآن است.[12] ما هم مى‏گوئيم:
باشد،[13] تا وقتى كه منظور از حبل اللّه قرآن باشد، باز هم منظور وجود شريف آن
امام مظلوم بوده، چرا كه حضرت على بن ابيطالب   علیهم السلام قرآن ناطقِ خداى تعالى
است.[14] شيعه و سنى اتّفاق دارند كه حبل اللّه وجود شريف على بن ابيطالب   علیهم السلام

و فرزندان معصومش   علیهم السلامهستند.[15]

مردم مسلمان بايد هر چه سريع‏تر خود را به مقام عصمت برسانند، آن‏ها نبايد
گمان كنند كه عصمت فقط شامل چهارده معصوم   علیهم السلام مى‏شود بلكه بايد بايد بدانند
اين دستور خداى تعالى در قرآن است كه فرموده: وَ اعْتَصِمُوا (معصوم شويد).

استاد عزيزم (مدظله‏العالى) عصمت را به چهار دسته تقسيم كرده و مى‏فرمايند:
عصمت مراحل و مراتب مختلفى دارد و بالاترين مرتبه عصمت كه همان عصمت
مطلق است شامل چهارده معصوم   علیهم السلام مى‏شود و ديگران نيز از عصمت‏هاى پائين
ترى مى‏توانند برخوردار شوند،[16] به طور كلى بايد بدانيم عصمت يعنى پاكى از
نقائص و آن‏ها عبارتند از:

1- گناه 2- خطا و اشتباه 3- نسيان 4- جهل

اما عصمتى كه در مورد چهارده معصوم   علیهم السلام قائل هستيم منظور اين است كه
اين چهارده نور پاك، از تمامى چهار مورد بالا عصمت دارند و نگه داشته شده
هستند. غير از اين بزرگواران، معصوم‏هاى زياد ديگرى در عالَم داشته و داريم،[17] به

عنوان مثال صد و بيست و چهار هزار پيامبر خدا همه معصوم بوده‏اند، چون اگر يك
پيامبر معصوم نباشد و از او گناه يا اشتباه سر بزند از حجيّت مى‏افتد و مردم ديگر
نمى‏توانند به او اعتماد داشته باشند، در نتيجه نمى‏توانند اوامر او را به عنوان اوامر
خداى تعالى قبول نموده و عمل كنند.

همچنين بعضى از فرزندان ائمه اطهار   علیهم السلام معصوم بوده‏اند، مثل حضرت زينب
كبرى   عليهاالسلام، حضرت على اكبر   علیه السلام، حضرت اباالفضل العباس   علیه السلام، حضرت فاطمه
معصومه   عليهاالسلام و… اين‏ها همه معصوم بوده‏اند.

بعضى از اصحاب ائمه اطهار   علیهم السلام مثل حضرت سلمان فارسى، بعضى از هفتاد
و دو تن اصحاب سيد الشهداء   علیه السلام و همچنين نوّاب اربعه امام عصر «ارواحنافداه»
نيز معصوم بوده‏اند و در حال حاضر نيز ممكن است افرادى معصوم باشند.

فرق بين عصمت چهارده معصوم   علیهم السلام با عصمتى كه ديگران ممكن است
كسب كنند در چيست؟

در جواب مى‏گوييم: ما اعتقاد داريم كه آن چهارده نفر، معصوم مطلق هستند،
يعنى عصمت از هر چهار مورد مذكور را دارا مى باشند، اما بقيه معصومين
عصمت‏شان فقط در سه مورد اول مى‏تواند باشد كه عبارتند از: 1- عصمت از گناه
2- عصمت از خطا و اشتباه 3- عصمت از نسيان، عده‏اى ممكن است از يك نوع،
و عده‏اى همانند بعضى از پيامبران از هر سه نوع عصمت را دارا باشند و تفاوت
عصمت چهارده معصوم   علیهم السلام با بقيه معصومين اين است كه بقيه هر چه هم
عصمت‏شان قوى باشد تا عصمت از نسيان مى‏توانند پيش بروند و عصمت از

جهل ندارند، اما اين چهارده نور پاك عصمت از جهل هم دارند،[18] چنان كه روايات
اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام مؤّد ما است.

از جمله آن روايات، روايتى است كه راوى نقل مى‏كند: با أميرالمؤمنين
على   علیه السلاممى‏رفتيم تا به وادى نمل رسيديم، سؤل كردم: يا أميرالمؤمنين! آيا كسى
هست كه تعداد اين مورچه‏ها را بداند؟

ايشان فرمودند: آرى، كسى هست كه علاوه بر اين كه تعداد اين مورچه‏ها را
مى‏داند تعداد نر و ماده آن‏ها را هم مى‏داند و از قلب آن‏ها و همه موجودات عالم با
خبر است.

راوى مى‏گويد عرض كردم: يا أميرالمؤمنين! آيا براى اين فرمايشتان از قرآن
دليلى داريد؟

حضرت فرمودند: آرى، و اين آيه را تلاوت فرمودند: «وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في
إِمامٍ مُبينٍ».
[19]

يعنى: ما علم هر چيزى را در وجود امام مبين قرار داده‏ايم و او امام زمان هر
دوره است،[20] لذا بايد بدانيم اگر خداى تعالى بخواهد عملى را ميلياردها سال
ديگر انجام دهد الآن ائمه اطهار   علیهم السلام اگر بخواهند از زمان و چگونگى آن با خبر
باشند قطعاً مى‏توانند و اين معناى عصمت مطلق است.

با توجّه به توضيح و تقسيم بندى بالا براى عصمت، شايد كسى به جز پيامبران

و اصحاب خاصّ ائمه اطهار   علیهم السلام نتوانند عصمت از اشتباه و خطا و نسيان كسب
كنند، اما قدر متيقنش همه مردم دنيا استعداد و توانائى اين كه عصمت شماره اول
(يعنى عصمت از گناه) را كسب كنند دارند و گرنه قرآن آن‏ها را به معصوم شدن امر
نمى‏كرد، در قرآن به اين امر بسيار تأكيد شده كه فقط در چهار آيه خداى تعالى با لفظ
“اعتصموا “مردم را به معصوم شدن امر و دعوت مى‏نمايد.[21]

كسى به مقام عصمت نمى‏رسد مگر اين كه متمسّك به اولياء خدا شود، چرا كه
اولياء خدا كه در رأس آن‏ها وجود شريف ائمه اطهار   علیهم السلام اند،[22] همگى حبل اللّه
هستند،[23] و عصمت به وسيله متوسّل و متمسّك شدن به حبل خدا به دست
مى‏آيد.

مسأله اتحاد و دوستى بسيار مورد توجّه و تأكيد دين مقدّس اسلام بوده، البته
همان گونه كه مستحضر هستيد هر اتحادى منظور نيست بلكه اتحاد بر گرد وجود

شريف اولياء خدا كه در رأس همه اولياء اللّه وجود شريف ائمه اطهار   علیهم السلام اند، چون
بعضى از اتّحادها بر پايه حقد و كينه و عناد نسبت به فرستادگان الهى بر پا
مى‏شود،[24] لذا مسلمان‏ها بايد بكوشند تا از هر گونه تفرقه و اِعمال سليقه در دين
خدا بپرهيزند و بدانند همان گونه كه تاريخ گواه است هر كس كه متمسّك به حبل
خدا نشود و از اطراف حبل خداى تعالى متفرّق شود هرگز روى سعادت را نخواهد
ديد.

الفت و صميميّت حقيقى مابين مسلمان‏ها زمانى به وجود مى‏آيد كه گرد وجود
اولياء خدا جمع شوند و به آن‏ها ايمان بياورند و اوامر و دستورات اولياء خدا كه
همه بر پايه صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام استوار است را نصب
العين خود قرار دهند، آن‏ها بايد متوجّه باشند با اين كه دستورات زيادى درباره
الفت داشتن و مألوف بودن آمده، اما اين صفت بسيار خوب و پسنديده به طور
كامل فقط و فقط در اصحاب ائمه و اولياء اللّه   علیهم السلام به وجود خواهد آمد، قبل از
ظهور حضرت محمد   صلی الله علیه و آلهدر بين خيلى از افراد و قبائل اختلافات و گاه نزاع و
دعواهائى بود كه به هيچ وجه قابل حل شدن نبود، بعد از ظهور آن امام رحمت،
آتش كينه و نفرت مابين آن افراد و قبائلى كه به ايشان ايمان آوردند خاموش و تبديل
به صفا و صميميّت و الفت ميان آن‏ها گرديد.

الفت از ناحيه خداى تعالى به افراد عنايت خواهد شد و ديگران گرچه تمام
ثروت كره زمين را خرج كنند تا بتوانند سر سوزنى الفت و محبّت مستقل از خداى

تعالى در بين خود ايجاد كنند هرگز نخواهند توانست،[25] اما در عين حال بايد سعى
كنند اهل الفت و محبّت باشند ولى بدانند به وجود آمدن و تثبيت اين صفت در
روحشان از ناحيه خداى تعالى است كه فقط به آن‏هائى كه در صراط مستقيم
اهل‏بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام و جزء اصحاب و نزديكان اولياء و ائمه   علیهم السلام باشند
عنايت خواهد شد.

الفت و محبتى كه در بين اصحاب پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله بعد از آن همه عداوت و
دشمنى به وجود آمده بود مورد توجّه تمامى دانشمندان حتى غير مسلمان واقع
شده و همه آن‏ها متحيّرند كه چه عاملى باعث شد كه آن همه اختلافات تبديل به
اين همه الفت و محبّت گردد؟!

مؤنينى كه به بركت بزرگان دين و اولياء خدا عقايدشان را مطابق با صراط
مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام تنظيم كرده و هدايت شده‏اند بايد توجّه
داشته باشند كه قبل از اين، آتش صفات رذيله وجودشان در حال سوزاندن دنيا و
آخرتشان بود و نجات از اين آتش به بركت ائمه اطهار   علیهم السلام بوده است و اين مسأله
مورد اتّفاق شيعه و سنى است،[26] لذا بايد هميشه شكرگزار خداى تعالى و قدر دان

اولياء عزيزش باشند تا خدا نعمتش را بر آن‏ها زياد نمايد.[27]

تنها كسانى توانسته‏اند خود را از مهالك و آتش‏هاى دنيوى و اخروى نجات
دهند كه متوسل و متمسّك به اولياء خدا شده‏اند، مردم مسلمان بايد توجّه داشته
باشند اولياء خدا از طرف خداى تعالى رسالت دارند تا مردم را از آتش صفات رذيله
و جهل و تاريكى روحى به طرف نور و علم و تقوا هدايت كنند.


[1] ـ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ   علیه السلام كَانَ رَسُولُ اللَّهِ   صلی الله علیه و آله ذَاتَ يَوْمٍ جَالِساً فِي الْمَسْجِدِ وَ أَصْحَابُهُ حَوْلَهُ فَقَالَ لَهُمْ يَطْلُعُ
عَلَيْكُمْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ يَسْأَلُ عَمَّا يَعْنِيهِ قَالَ فَطَلَعَ عَلَيْنَا رَجُلٌ شَبِيهٌ بِرِجَالِ مِصْرَ فَتَقَدَّمَ وَ سَلَّمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ
   صلی الله علیه و آله وَ جَلَسَ وَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّى سَمِعْتُ اللَّهَ يَقُولُ «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» فَمَا هَذَا الْحَبْلُ الَّذِى أَمَرَنَا اللَّهُ تَعَالَى بِالِاعْتِصَامِ بِهِ وَ أَنْ لَا نَتَفَرَّقَ عَنْهُ قَالَ فَأَطْرَقَ النَّبِيُّ   صلی الله علیه و آله سَاعَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ أَشَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ   علیه السلام وَ قَالَ هَذَا حَبْلُ اللَّهِ الَّذِي مَنْ تَمَسَّكَ بِهِ عُصِمَ فِي دُنْيَاهُ وَ لَمْ يَضِلَّ فِي آخِرَتِهِ قَالَ فَوَثَبَ الرَّجُلُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ   علیه السلام وَ احْتَضَنَهُ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِهِ وَ هُوَ يَقُولُ اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلِ رَسُولِهِ ثُمَّ قَالَ فَوَلَّى وَ خَرَجَ فَقَامَ رَجُلٌ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَلْحِقُهُ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يَسْتَغْفِرَ لِي فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ   صلی الله علیه و آلهإِذاً تَجِدُهُ مَرْفِقاً قَالَ فَلَحِقَهُ الرَّجُلُ وَ هُوَ عُمَرُ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَسْتَغْفِرَ لَهُ فَقَالَ هَلْ فَهِمْتَ مَا قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ وَ مَا قُلْتُ لَهُ قَالَ الرَّجُلُ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ إِنْ كُنْتَ مُتَمَسِّكاً بِذَلِكَ الْحَبْلِ فَغَفَرَ اللَّهُ لَكَ وَ إِلَّا فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَكَ وَ تَرَكَهُ بحارالأنوار جلد: 36 صفحه: 16.

[2] ـ عَنِ النَّبِيِّ   صلی الله علیه و آله أَنَّهُ سَأَلَهُ أَعْرَابِيٌّ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ فَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ   صلی الله علیه و آله يَدَهُ فَوَضَعَهَا عَلَى
كَتِفِ عَلِيٍّ فَقَالَ يَا أَعْرَابِيُّ هَذَا حَبْلُ اللَّهِ فَاعْتَصِمْ بِهِ فَدَارَ الْأَعْرَابِيُّ مِنْ خَلْفِ عَلِيٍّ وَ الْتَزَمَهُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ
   صلی الله علیه و آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا وَ رَوَى نَحْواً مِنْ ذَلِكَ الْبَاقِرُ وَ الصَّادِقُ   علیهم السلام بحارالأنوار جلد: 36 صفحه: 16.

[3] ـ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ   علیه السلام قَالَ بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسِ الي ان قال… وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ بحارالأنوار جلد: 65 صفحه: 329.

[4] ـ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ فى مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ سوره: مائده آيه: 3.

[5] ـ عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ قَالَ خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ   صلی الله علیه و آله الي ان قال… الْخُلَفَاءُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ عَدَدَ أَسْبَاطِ يَعْقُوبَ وَ حَوَارِيِّ عِيسَى قُلْتُ فَسَمِّهِمْ لِي يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَوَّلُهُمْ وَ سَيِّدُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ سِبْطَايَ وَ بَعْدَهُمَا زَيْنُ الْعَابِدِينَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ بَعْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ بَاقِرُ عِلْمِ النَّبِيِّينَ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ ابْنُهُ الْكَاظِمُ سَمِيُّ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ وَ الَّذِي يُقْتَلُ بِأَرْضِ الْغُرْبَةِ عَلِيٌّ ابْنُهُ ثُمَّ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ وَ الصَّادِقَانِ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِي غَيْبَتِهِ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِى مِنْ دَمِى وَ لَحْمِى عِلْمُهُمْ عِلْمِى وَ حُكْمُهُمْ حُكْمِى مَنْ آذَانِى فِيهِمْ فَلَا أَنَالَهُ اللَّهُ تَعَالَى شَفَاعَتِى بحارالأنوار جلد: 36 صفحه: 290.

عن جابر بن يزيد الجعفى قال سمعت جابر بن عبد اللّه الأنصارى يقول لما أنزل اللّه تعالى على نبيه   صلی الله علیه و آله«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ» قلت يا رسول اللّه عرفنا اللّه و رسوله فمن أولى الأمر الذين قرن اللّه طاعتهم بطاعتك؟ فقال   علیه السلام هم خلفائى من بعدى يا جابر و أئمة الهدى بعدى أولهم على بن أبى طالب ثم الحسن ثم الحسين ثم على بن الحسين ثم محمد بن على المعروف فى التوراة بالباقر و ستدركه يا جابر فإذا لقيته فأقرئه منى السلام ثم الصادق جعفر بن محمد ثم موسى بن جعفر ثم على بن موسى ثم محمد بن على ثم على بن محمد ثم الحسن بن على ثم سميى و كنيى حجة اللّه فى أرضه و بقيته فى عباده م ح م د بن الحسن بن على ذلك الذى يفتح اللّه عز و جل على يديه مشارق الأرض و مغاربها و ذلك الذى يغيب عن شيعته و أوليائه غيبة لا يثبت فيها على القول بإمامته إلا من امتحن اللّه قلبه للإيمان. قال جابر فقلت يا رسول اللّه! فهل يقع لشيعته الانتفاع به فى غيبته؟ فقال   علیه السلام إى و الذى بعثنى بالحق إنهم ليستضيئون بنوره و ينتفعون بولايته فى غيبته كانتفاع الناس بالشمس و إن علاها سحاب كشف‏الغمة جلد: 2 صفحه: 509 الى 510.

[6] ـ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ   علیه السلام قَالَ نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْعَالَمِينَ بحارالأنوار جلد: 23 صفحه: 5.

[7] ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ   صلی الله علیه و آله إِنَّ بَنِى إِسْرَائِيلَ تَفَرَّقَتْ عَلَى عِيسَى   علیه السلام إِحْدَى وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فَهَلَكَ سَبْعُونَ فِرْقَةً وَ تَخَلَّصَ فِرْقَةٌ وَ إِنَّ أُمَّتِى سَتَفَرَّقُ عَلَى اثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فَتَهْلِكُ إِحْدَى وَ سَبْعُونَ وَ تَتَخَلَّصُ فِرْقَةٌ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ تِلْكَ الْفِرْقَةُ قَالَ الْجَمَاعَةُ الْجَمَاعَة بحارالأنوار جلد: 28 صفحه: 3.الدر المنثور فى تفسير المأثور جلد: 2 صفحه: 6.

عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ   علیه السلام …الى ان قَالَ إِنَّ الْيَهُودَ تَفَرَّقُوا مِنْ بَعْدِ مُوسَى   علیه السلام عَلَى إِحْدَى وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً مِنْهَا فِرْقَةٌ فِى الْجَنَّةِ وَ سَبْعُونَ فِرْقَةً فِى النَّارِ وَ تَفَرَّقَتِ النَّصَارَى بَعْدَ عِيسَى   علیه السلام عَلَى اثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا فِى الْجَنَّةِ وَ إِحْدَى وَ سَبْعُونَ فِى النَّارِ وَ تَفَرَّقَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ بَعْدَ نَبِيِّهَا   صلی الله علیه و آله عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِرْقَةً فِى النَّارِ وَ فِرْقَةٌ فِى الْجَنَّةِ الكافى جلد: 8 صفحه: 224.

[8] ـ وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سوره: قصص آيه: 68.

[9] ـ الناس على دين ملوكهم كشف‏الغمة جلد: 2 صفحه: 21 و بحارالأنوار جلد: 102 صفحه: 8.

[10] ـ يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم سوره: اسراء آيه: 71.

[11] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلامقَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤِنِينَ   علیه السلام فِى خُطْبَةٍ أَنَا الْهَادِى وَ أَنَا الْمُهْتَدِى وَ أَنَا أَبُو الْيَتَامَى وَ
الْمَسَاكِينِ وَ زَوْجُ الْأَرَامِلِ وَ أَنَا مَلْجَأُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ مَأْمَنُ كُلِّ خَائِفٍ وَ أَنَا قَائِدُ الْمُو
ِٔنِينَ إِلَى الْجَنَّةِ وَ أَنَا حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ بحارالأنوار جلد: 4 صفحه: 9.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ   علیه السلام قَالَ نَحْنُ حَبْلُ اللَّهِ الَّذِى قَالَ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعا بحارالأنوار جلد: 24 صفحه: 83.

مِمَّا أَخْرَجَهُ الْعِزُّ الْمحَدِّثُ الْحَنْبَلِيُّ قَوْلُهُ تَعَالَى وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً قَالَ الْعِزُّ الْمحَدِّثُ حَبْلُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ   علیه السلام (بحارالأنوار جلد: 36 صفحه: 18).

(عَنِ الْبَاقِرِ   علیه السلام آلُ مُحَمَّدٍ هُمْ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ الَّذِى أُمِرَ بِالِاعْتِصَامِ بِهِ فَقَالَ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا). (وَ عَنِ الْكَاظِمِ   علیه السلام عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِين) (بحارالأنوار جلد: 65 صفحه: 233).

[12] ـ بسند صحيح عن ابن مسعود فى قول اللّه وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ قال حبل اللّه القرآن. الدر المنثور فى تفسير المأثور جلد:2 صفحه: 60.

[13] ـ إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ حَبْلُ اللَّه وسائل‏الشيعة جلد: 6 صفحه: 168.

[14] ـ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤِنِينَ   علیه السلام قَالَ هَذَا كِتَابُ اللَّهِ الصَّامِتُ وَ أَنَا كِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ وسائل‏الشيعة جلد: 27 صفحه: 34.

[15] ـ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ   علیه السلام قَالَ نَحْنُ حَبْلُ اللَّهِ الَّذِى قَالَ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً.

وَ الَّذِى يُؤِّدُهُ مَا رَوَاهُ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ عَنِ النَّبِيِّ   صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ حَبْلَيْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ
بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْ‏آخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ 
بحارالأنوار جلد: 24 صفحه: 83.

[16] ـ اعْتِقَادُنَا فِى الْأَنْبِيَاءِ وَ الرُّسُلِ وَ الْأَئِمَّةِ   علیه السلام أَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ مِنْ كُلِّ دَنَسٍ وَ أَنَّهُمْ لَا يُذْنِبُونَ ذَنْباً صَغِيراً وَ لَا كَبِيراً وَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤَرُونَ وَ مَنْ نَفَى الْعِصْمَةَ عَنْهُمْ فِى شَيْءٍ مِنْ أَحْوَالِهِمْ فَقَدْ جَهِلَهُمْ وَ اعْتِقَادُنَا فِيهِمْ أَنَّهُمُ الْمَوْصُوفُونَ بِالْكَمَالِ وَ الَّتمَامِ وَ الْعِلْمِ مِنْ أَوَائِلِ أُمُورِهِمْ إِلَى آخِرِهَا لَا يُوصَفُونَ فِي شَيْءٍ مِنْ أَحْوَالِهِمْ بِنَقْصٍ وَ لَا عِصْيَانٍ وَ لَا جَهْلٍ بحارالأنوار جلد: 25 صفحه: 211.

[17] ـ عَنِ الصَّادِقِ   علیه السلام الْأَنْبِيَاءُ وَ أَوْصِيَاؤُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُون بحارالأنوار جلد: 25 صفحه: 199.

[18] ـ وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِك فرازى از دعاى ندبه در مفاتيح الجنان و بحارالأنوار جلد: 99 صفحه: 105.

[19] ـ سوره: يس آيه: 12.

[20] ـ حديقة الحكم صفحه: 76.

[21] ـ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ
بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ 
سوره آل عمران: آيه: 103.

إِلاَّ الَّذينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤِنينَ وَ سَوْفَ يُؤِ اللَّهُ الْمُؤِنينَ أَجْراً عَظيماً سوره: نساء آيه: 146.

فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فى رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْديهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقيماً سوره: نساء آيه: 175.

وَ جاهِدُوا فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ فى هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصيرُ (سوره: حج آيه: 78).

[22] ـ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّهِ وَ إِمَامُهُ وَ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ أَئِمَّتُهُ وَ أَنَّ أَوَّلَهُمُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ الْقَائِمُ الْحُجَّةُ   علیهم السلام مستدرك‏الوسائل جلد: 2 صفحه: 242.

[23] ـ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ   علیه السلام قَالَ نَحْنُ حَبْلُ اللَّهِ الَّذِى قَالَ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً بحارالأنوار جلد: 24 صفحه: 83.

[24] ـ مُصِرَّةٌ عَلَى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلَى قَطِيعَةِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وُلْدِه، أَحْقَاداً بَدْرِيَّةً وَ خَيْبَرِيَّةً وَ حُنَيْنِيَّةً وَ غَيْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ أَكَبَّتْ عَلَى مُنَابَذَتِهِ حَتَّى قَتَلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِين فرازهائى از دعاى ندبه. بحارالأنوار جلد: 99 صفحه: 106.

[25] ـ وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِى الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ سوره: انفال آيه: 63.

[26] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلام فِى قَوْلِهِ تَعَالَى «وَ كُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا بِمُحَمَّدٍ» هَكَذَا وَ اللَّهِ نَزَلَ بِهَا جَبْرَئِيلُ   علیه السلام عَلَى مُحَمَّدٍ   صلی الله علیه و آله بحارالأنوار جلد: 89 صفحه: 57. الكافى جلد: 8 صفحه: 183.

و أخرج الطستى عن ابن عباس ان نافع بن الأزرق قال له أخبرنى عن قوله عز و جل «وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها قال أنقذكم اللّه بمحمد» صلى اللّه عليه و]آله] و سلم (الدر المنثور فى تفسير المأثور جلد: 2 صفحه: 61).

أخرج الطبرى بسنده الحسن عن السدى: و كنتم على شفا حفرة من النار فأنقذكم منها بمحمد صَل اللَّهُ عَلَيْهِ وَ }آله{ و سَلَّمَ (الصحيح المسبور من تفسير بالمأثور جلد: 1 صفحه: 446).

[27] ـ وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابى لَشَديد سوره: ابراهيم آيه: 7.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: