فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنّى لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فى
سَبيلى وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا َلأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ َلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنّاتٍ تَجْرى
مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ ثَوابًا مِنْ عِنْدِ اللّهِ وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ «»
ترجمه آيه 195 سوره آل عمران:
«استجابت دعا»
پس پروردگارشان درخواست آنها را پذيرفت كه قطعاً من عمل هيچ عمل
كنندهاى از شما را چه زن باشد و چه مرد، ضايع نخواهم كرد. شما از جنس
يكديگريد. پس من كسانى را كه مهاجرت كردهاند و از خانه و زندگيشان بيرون
شدهاند و در راه من اذيّت كشيدهاند و كشتهاند و كشته شدهاند، حتماً سيّئات
آنها را جبران مىكنم و حتماً در بهشتهائى كه در زير درختهاى آنها نهرها جارى
است، آنها را داخل مىكنم. اين ثوابى است كه از طرف خدا به آنها مىرسد و
در نزد خدا ثواب نيكوئى خواهد بود. (195)
تدبّر ما:
شأن نزول:
حضرت على بن ابيطالب علیهم السلام بعد از هجرت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به مدينه، سه روز
در مكّه ماندند و هر روز در ميان اجتماع مردم مكّه فرياد مىزدند هر كس در نزد
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله امانتى داشته و دارد، بيايد از من بگيرد. بعد از سه روز آن حضرت با
فواطم؛ يعنى حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام و فاطمه بنت اسد و فاطمه دختر زبير بن
عبد المطلب از مكّه به طرف مدينه حركت كردند، وقتى به كوه ضجنان كه نزديك
مكّه است رسيدند با هفت نفر از كفّار قريش برخورد نمودند كه حضرت على علیه السلام
آنها را سركوب فرمود و سپس به اتّفاق امّ ايمن و جمعى از مسلمانان به سوى
مدينه رفتند، وقتى خدمت رسول اكرم صلی الله علیه و آله رسيدند آن حضرت؛ على بن
ابيطالب علیهم السلام را در آغوش گرفتند و با آن حضرت وارد مدينه شدند، در اين هنگام
اين آيه نازل شد.[1]
هجرت كردن در راه خدا عمل بسيار مفيد و نيكويى است، كسانى كه در يك
منطقهاى زندگى مىكنند و حفظ دين و معنويّت در آن مكان به هر دليلى مشكل و يا
غير ممكن است بايد هجرت كنند، اگر چه هجرت معمولاً با مشكلات و اذيّتهايى
همراه است اما سواى از اجر هجرت، خداى تعالى به كسانى كه در راه دين اذيّت و
آزار ديدهاند اجرى مضاعف عنايت خواهد نمود.
مؤنين بايد متوجّه خواص و فايده هجرت در راه خدا، تحمّل آزار و اذيّتها
در راه خدا، تبعيد شدن در راه خدا و به خاطر خدا، جهاد و شركت در جبهههاى
جنگ حق عليه باطل باشند. آنها بايد بدانند تمامى اعمال ذكر شده در بالا باعث
محو نمودن و بخشش گناهان، موجب رابطه بين آنها و خداى تعالى و نهايتاً انسان
را اهل بهشت مىكند.
مؤنين بايد متوجّه عظمت مهاجرت نمودن در راه خدا باشند، خداى تعالى
اجر اين كار را مساوى با اجر جهاد و شهادت فى سبيل اللّه مىداند.
خانمهاى مؤنه بايد بدانند آنها هم رديف و همراه با آقايان توانائى و ظرفيت
و استعداد پيشرفت در معنويّات را دارند، آنها نبايد فكر كنند به خاطر اين كه زن
هستند ديگر نمىتوانند در معنويّات پيشرفت كنند، آنها بايد بدانند مقتدايشان،
حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام (كه جان همه عالم به قربانش باد) است. از ناحيه عامه در
شأن نزول اين آيه وارد شده، ام سلمه يكى از همسران پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله خدمت
ايشان عرض كرد: در قرآن از جهاد و هجرت و فداكارى مردان، فراوان بحث شده،
آيا زنان هم در اين قسمت سهمى دارند؟ كه آيه فوق نازل شد.[2]
[1] ـ ذكر على بن عيسى «رحمة اللّه عليه» فى كشف الغمة أن هذه الآيات نزلت فى أمير المؤنين علیه السلام فى توجهه
إلى المدينة و ذلك بعد خروج النبى صلی الله علیه و آله من مكة و أمره أن يبيت على فراشه و أن يقضى ديونه و يرد الودائع إلى أهلها و أن يخرج بعد ذلك بأهله و عياله من مكة إلى المدينة فلما خرج أخرج معه فاطمة بنت رسول اللّه صلی الله علیه و آله و أمه فاطمة بنت أسد و فاطمة بنت الزبير بن عبد المطلب و من كان قد تخلف له من العيال و أم أيمن رضى اللّه عنها و ولدها أيمن و جماعة من ضعفاء المؤنين فكانوا كلما نزلوا منزلا ذكروا اللّه سبحانه كما قال «قِياماً وَ قُعُوداً» أى حال الصلاة و غيرها وَ عَلى جُنُوبِهِمْ أى حال الاضطجاع. و قوله «فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ» أى أجاب دعاءهم و نداءهم «أَنِّى لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى» فالذكر على علیه السلام و الأنثى الفواطم الثلاث تأويل الآيات الظاهرة، صفحه: 132.
[2] ـ أخرج سعيد بن منصور و عبد الرزاق و الترمذى و ابن جرير و ابن المنذر و ابن أبى حاتم و الطبرانى و
الحاكم و صححه عن أم سلمة قالت يا رسول اللّه لا أسمع اللّه ذكر النساء فى الهجرة بشىء فانزل اللّه «فَاسْتَجابَ لَهُ