ايشان رئيس قوم، شريفترين فرد مكه، از حكيمان قريش، و بسيار بردبار و حليم
بود، قريش در سختىها و براى رفع مشكلات شان به وى مراجعه مىكردند، و ايشان
سعى در برآورده كردن حوائج آنها داشت، لذا به همين جهت ايشان را شيبة الحمد
مىخواندند،[1] حضرت عبدالمطلب علیه السلام بنيانگذار بعضى از قوانينى بود كه بعدا دين
مقدس اسلام آنها را امضاء و تأييد فرمود، از جمله:
ازدواج با نامادرى را بر فرزندان ممنوع كرد، گنجى پيدا كرد و خمس آن را به فقراء
تصدق نمود، در مورد خون بهاى قتل، صد شتر معين كرد، تا زمان وى تعداد طواف بر
گرد خانه كعبه عدد معينى نداشت، و ايشان براى اولين بار هفت مرتبه طواف خانه كعبه
را لازم دانست، قطع دست سارق، و تحريم خمر و زنا نيز از دستورات ايشان قبل از
اسلام است، همچنين اعلام كرد: شخص برهنه و عريان، بيت اللّه الحرام را طواف
نكند، قمار بازى و خوردن گوشت حيواناتى را كه براى بتها قربانى مىكردند، حرام و
ممنوع اعلام نمود.[2]
بخشش و جود حضرت عبدالمطلب علیه السلام بسيار زياد و فراوان بود، تا آنجا كه حتى
پرندگان و حيوانات نيز از خوان كرمش بىبهره نبودند، لذا به همين جهت او را فيّاض
لقب داده بودند.[3]
ايشان در نزد مردم از عزت و شرافت فوق العادهاى برخوردار بود، به طورى كه در
مقابل خانه كعبه با احترام خاصى براى او فرش مىانداختند، و اين كار براى هيچ كس
غير از وى سابقه نداشت، و به جز پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله كسى اجازه نشستن روى آن فرش و
همنشينى با عبدالمطلب را نداشت،[4] روزى وقتى كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به طرف آن فرش
رفت، يكى از عموهاى ايشان قصد دور كردن پيامبر از آن فرش را داشت كه حضرت
عبدالمطلب علیه السلام او را از اين كار منع كرده و به او فرمود: كه او (پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله) داراى
شأنى رفيع و منزلتى والاست.[5]
حضرت عبدالمطلب علیه السلام يكى از اوصياء و انبياء الهى بود، وى كتب آسمانى را
مطالعه مىكرد، حضرت ابوطالب علیه السلام خدمت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله عرض كرد: پدرم
(عبدالمطلب) تمام كتب آسمانى را قرائت مىكرد و همواره مىفرمود: از نسل من
پيامبرى ظهور خواهد كرد، و من علاقه مندم كه زمان وى را درك كنم و به او ايمان
آورم، و هر كس از اولاد من در آن زمان باشد بايد به او ايمان آورد.[6]
أميرالمؤمنين على بن ابى طالب علیهم السلام مىفرمود:
و اللّه ما عبد أبى، و لا جدى عبدالمطلب، و لا عبد مناف، و لا هاشم صنما، و انما
كانوا يعبدون اللّه و يصلون الى البيت، على دين ابراهيم، متمسكين به؛
يعنى: قسم به خدا پدر و جد من عبدالمطلب و عبد مناف و هاشم بت نپرستيده و
فقط خداى تعالى را مىپرستيدند و به سوى خانه خدا نماز مىگزاردند و به آئين
ابراهيم علیه السلام متدين بودند.[7]
[1] – الطراز الاول و الكناز لما عليه من لغه العرب المعمول جلد: 2 صفحه: 186.
[2] – سيره حلبيه جلد: 1 صفحه: 5.
[3] – سيره حلبيه جلد: 1 صفحه: 4.
[4] – تاريخ الخميس جلد: 1 صفحه: 270.
[5] – سيره حلبيه جلد: 1 صفحه: 129.
[6] – بحارالانوار جلد: 9 صفحه: 31.
[7] – كمال الدين صفحه: 104.