سخنان تاريخى عقيل نزد معاويه

چند نمونه از گفتگوهاى عقيل و معاويه درباره أميرالمؤمنين على بن ابى
طالب   علیهم السلام در دفاع و بيان فضيلت و تجليل صريح از شخصيت آن بزرگوار و نكوهش
از معاوية بن ابو سفيان:

پس از ورود عقيل به شام، معاويه يكصد هزار درهم پول در اختيار وى قرار داد و
به او گفت: يا ابايزيد انا خير لك أم على؟

يعنى: اى عقيل! آيا من براى تو بهترم يا برادرت على؟

عقيل در پاسخ او گفت: وجدتُ عليا أنظر لنفسه منه لى و وجدتك أنظر لى منك
لنفسك.

يعنى: اى معاويه! على را چنين يافتم كه دقت و نظارتش براى نجات خويش بيش
از اين بود كه مرا ملاحظه كند، و تو را چنين يافتم كه ملاحظه‏ات نسبت به من بيش از
نجات خودت مى‏باشد.[1]

بلاذرى نقل كرده: معاويه در مجلسى به عقيل گفت: يا أبايزيد أنا خير لك من
أخيك على؟

يعنى: اى عقيل من براى تو از برادرت على بهترم؟

عقيل در پاسخ او گفت: ان أخى آثر دينه على دنياه و أنت آثرت دنياك على
دينك، فاخى خير لنفسه منك على نفسك و أنت خير لى منه.

يعنى: برادرم دينش را بر دنيا مقدم ساخت و تو دنيا را بر دينت، پس برادرم براى
دين خود بهتر است از تو نسبت به دينت و لذا براى دنياى من تو بهتر از او هستى.[2]

در مجلس ديگرى معاويه چنين گفت: اگر عقيل نمى‏دانست كه من براى او بهتر از
برادرش هستم، هيچ گاه در نزد ما توقف نمى‏كرد.

عقيل در پاسخ او گفت: أخى خيرٌ لى فى دينى و أنت خير لى فى دنياى و قد
آثرت دنياى و اسئل اللّه تعالى خاتمة الخير.

يعنى: برادرم از لحاظ دينى برايم بهتر بود و تو از لحاظ دنيا، و من اينك دنيا را در
پيش گرفته‏ام و از خدا مى‏خواهم عاقبت كارم را نيكو گرداند.[3]

روزى معاويه از عقيل پرسيد: كيف تركت عليا و أصحابه؟

على و يارانش را چگونه ديدى؟

عقيل گفت: كأنّهم أصحاب محمّد اِلاّ أَنَّهم لم أر رسول اللّه فيهم. و كأنّك
وأصحابك أبوسفيان و أصحابه اِلاّ انى لم أر أباسفيان فيكم.

يعنى: مثل ياران و اصحاب پيامبر فقط رسول خدا   صلی الله علیه و آله را در ميانشان نديدم اما تو
و يارانت را همانند ابوسفيان و ياران ابوسفيان ديدم، جز اين كه خودِ ابوسفيان را در
ميان شما نديدم.[4]


[1] – الغارات جلد: 2 صفحه: 551.

[2] – انساب الأشراف جلد: 2 صفحه: 73.

[3] – اسدالغابه جلد: 3 صفحه: 423.

[4] – اسدالغابه جلد: 3 صفحه: 423.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: