پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله جماعتى از مسلمين را در جمادى الاولى سال هشتم هجرى به
سوى موته (منطقهاى در 120 كيلو مترى جنوب امّان، پايتخت اردن) براى جنگ با
روميان فرستادند و جعفر را به عنوان فرمانده اول اين غزوه انتخاب كردند.[1]
او در هنگام شهادت 41 سال داشت و در منطقه موته شهيد شدند، مزار او و ساير
شهداى موته، در منطقهاى معروف به شهر مزار در اطراف موته قرار دارد،[2] دو دست
جعفر در ركاب رسول خدا صلی الله علیه و آله از تن بريده شد اما ايشان همچنان پرچم اسلام را در
دهان خود و بر روى سينهاش برافراشته نگاه داشت تا مسلمين روحيه خويش را در
جنگ از دست نداده و وحشت زده نشوند، ايشان تمام تلاش خود در جهت برافراشته
نگه داشتن پرچم اسلام نمودند تا اين كه عاقبت در اثر ضربات دشمن از ميان دو نيم
شد و به فوز عظيم شهادت نائل گشت.[3]
روزى پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در حالى كه لشكر اسلام در سرزمين موته مشغول جنگ
بودند بر منبر رفته و مانند كسى كه از نزديك مشاهده مىكند معركه جنگ را براى
اصحاب توصيف نموده و دلاورى و جانبازى و شهادت جعفر بن ابى طالب علیه السلام را به
آنها خبر داد.[4]
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله با آگاه شدن از خبر شهادت جعفر خيلى اندوهگين شده و بسيار
گريه كردند و فرمودند: خداى تعالى به جاى دو دست به وى دو بال داد كه با آنها در
بهشت پرواز مىكند، به همين جهت جعفر به ذوالجناحين (داراى دو بال) و طيار
مشهور شد.[5]
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله بعد از آگاه شدن از شهادت ايشان نزد همسرش، اسماء بنت
عميس رفتند و خبر شهادت جعفر را به آنها داد و فرزندان او را طلبيدند و به آنان
مهربانى فرمودند و به اسماء تعزيت گفتند و از خداى تعالى خواستند كه در ميان
فرزندان و ذريه جعفر جانشين صالح و نيكى براى وى قرار دهد.[6]
حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام آن بانوى بزرگ اسلام در ماتم جعفر گريه كردند،
رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتى گريه كردن حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام مشاهده كردند فرمود: و
على الجعفر فلتبك الباكيه؛ يعنى: بر مثل جعفر بايد كه گريه كنندگان بگريند و سفارش
فرمودند كه به آل جعفر رسيدگى خاصى شود زيرا آنان فعلا سرگرم عزاء و ماتم پدر
خويش هستند و به حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام فرمودند كه براى خانواده جعفر به مدت
سه روز غذا تدارك ببيند،[7] بعدها پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله خود شخصاً به امور فرزندان جعفر
رسيدگى مىفرمودند.
شهادت جعفر بازتاب گستردهاى در ميان مسلمانان داشت، حسان بن ثابت و
كعب بن مالك انصارى در مرثيههاى خود، تمجيد بلندى از ايشان كردهاند.
قبر ايشان قبلا مخفى بود، اما چهارمين سلطان مصر، مزار جعفر را تجديد بنا كرد
و اوقاف بسيارى به آن اختصاص داد و امروزه بارگاه ملكوتى ايشان زيارت گاه مؤنين
و دوست داران رسول خدا صلی الله علیه و آله شده است.
ايشان بعد از شهادتش همچنان در نزد مردم مسلمان داراى احترام ويژهاى است،
على بن ابى طالب علیهم السلام دائماً افتخار مىكرد كه برادرى همچون جعفر داشته و در
تنگناها از او ياد مىكرد، عبداللّه بن جعفر مىگويد: هر گاه تقاضايى از على بن ابى
طالب علیهم السلام داشتم اگر به حق جعفر سوگند مىخوردم فورا تقاضايم را اجابت
مىكرد،[8] حتى در تاريخ آمده كه حضرت امام حسن علیه السلام گاهى براى مجاب كردن پدر
ايشان را به حق جعفر قسم مىدادند.
على بن ابى طالب علیهم السلام بعد از پيروزى در جنگ جمل ضمن سخنانى فضايل
فرزندان عبدالمطلب را بر شمرده و جعفر را در شمار افضل شهدايى كه رسول
خدا صلی الله علیه و آله وى را به ذوالجناحين ملقب كرد ياد فرمودند،[9] همچنين ساير بزرگان بنى
هاشم از اين كه جعفر بن ابى طالب از آنها بود افتخار مىكردند.[10]
عبداللّه ابن عبّاس از يكى از معصومين نقل كرده كه فرمود: ما اهل بيت هفت
خصلت بخصوص داريم كه ديگران از آنها محرومند، پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله از ماست، و
وصى او كه بهترين امت است از ماست، حمزه شير خدا و رسول خدا و سيد شهيدان از
ماست، جعفر بن ابى طالب كه دو بال به او كرامت شده و در بهشت با فرشتگان پرواز
مى كند از ماست و دو سبط اين امت كه آقاى جوانان بهشتاند از ماست و قائم آل
محمد كه خداى متعال پيامبرش را به حضرت او گرامى داشته از ماست و منصور هم از
ماست چنان چه خدا فرموده إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ.
جريان زندگى ايشان شباهت زيادى به زندگى حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام
دارد، همانطور كه حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام در راه خدا جهاد كرد و جانش را فداى
دين خدا و امام زمانش نمود و در اين راه دو دستش قطع شد و به مقام رفيع شهادت
نائل گرديد، همچنين حضرت جعفر در راه خدا و پيامبر خدا صلی الله علیه و آله جنگيد و دو دستش
از بدن جدا گشت و به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.
و همان طور كه فرمودهاند: خداى تعالى به حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام دو بال
عطا فرموده، همان طور فرمودهاند: خداى تعالى به حضرت جعفر دو بال عطا كرده و به
همين جهت او را جعفر طيار مىنامند.
بخارى در صحيحش نقل كرده عمر، خليفه دوم هر گاه عبداللّه فرزند جعفر را
مىديد به او مىگفت: سلام بر تواى فرزند ذوالجناحين.[11]
بنابراين عموهاى حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام همگى افرادى فوق العاده و با
كرامت بودند.
[1] – تاريخ يعقوبىجلد: 2 صفحه: 65 و مقاتلالطالبيين صفحه: 9 و شرحنهجالبلاغة ابن ابىالحديد، جلد: 15
صفحه: 62.
[2] – السيرة النبوية جلد: 4 صفحه: 20.
[3] – السيره النبويه جلد: 2 صفحه: 378.
[4] – الثاقب فى المناقب صفحه: 102.
[5] – المسترشد فى امامة على بن ابى طالب علیهم السلام صفحه: 334.
[6] – اسدالغابه جلد: 1 صفحه: 343.
[7] – المحاسن جلد: 2 صفحه: 419.
[8] – اسد الغابة فىمعرفة الصحابة جلد: 1 صفحه: 344.
[9] – الكافى جلد: 1 صفحه: 450.
[10] – الارشاد جلد: 1 صفحه: 37.
[11] – صحيح بخارى جلد: 4 صفحه: 209.