جعفر بن على بن ابى طالب عليهما السلام

ايشان حدود دو سال بعد از برادرش عثمان متولد گرديد، در وقت شهادت بيست
و يك سال داشت، البته بعضى عمر وى را نوزده سال و بعضى ديگر بيست و سه سال
ذكر كرده‏اند.[1]

على بن ابى طالب   علیهم السلام به خاطر كثرت محبت و علاقه‏اى كه به برادرش جعفر
(جعفر طيار) داشت نام ايشان را جعفر نهاد.[2]

بعد از شهادت عبداللّه و عثمان حضرت اباالفضل العبّاس   علیه السلام برادر ديگرش
جعفر را براى مبارزه با دشمن فرا خواند و به او فرمود: تقدم الى الحرب حتى اراك
قتيلا كأخويك فاحتسبك كما أحتسبتهما؛

يعنى: براى شهادت پيش قدم شو تا شهادت تو را در راه خدا مانند ديگر برادرانم
ببينم و به اين وسيله به خداى تعالى تقرب جويم.[3]

او بعد از اذن گرفتن از حضرت سيدالشهداء   علیه السلام روانه ميدان شد و جنگ نمايان و
شجاعانه‏اى كرد. او در وقت جنگ شمشير مى‏زد و چنين رجز مى‏خواند:

انّى أَنَا جَعْفَرُ ذُوالْمَعالى

 ابْنُ عَلِى الْخَيرِ ذُوالنَّوالِ

ذاكَ الْوَصِى ذُوالسِّنا وَالْوالى

 حَسْبى بِعَمّى جَعْفَرُ وَالْخالِ

أَحْمى حُسَيناً ذَى النَّدَى الْمِفْضالِ؛[4]

يعنى: من جعفر، داراى مقامى والا هستم پسر على نيكوكار و بخشنده مى‏باشم.

آن على كه وصى پيامبر   صلی الله علیه و آله بلند مرتبه و داراى ولايت است.

از شرافت همين مرا كافى است كه عمويم جعفر و دايى‏ام از دليران است.

از حسين   علیه السلام كه صاحب فضيلت است پشتيبانى خواهم كرد.

ايشان بعد از حملات پياپى و دليرانه‏اى كه كرد خولى بن يزيد اصبحى تيرى به
شقيقه يا چشم شان زد و او را به شهادت رساند.[5]

در زيارت ناحيه درباره ايشان چنين آمده است:

السَّلامُ عَلى جَعْفَرِ بْنِ أَميرِالْمُؤمِنينَ الصَّابِرِ بِنَفْسِهِ مُحْتَسِباً وَالنَّائى عَنِ الْاوْطانِ
مُغْتَرِباً الْمُسْتَسْلِمِ لِلْقِتالِ الْمُسْتَقْدِمِ لِلنِّزالِ الْمَكْثُورِ بِالرِّجالِ لَعَنَ اللَّهُ قاتِلَهُ هانِى ابْنَ ثُبيتِ
الْحَضْرَمى.

يعنى: درود و سلام بر جعفر بن أميرالمؤمنين   علیه السلام كه صبر بر بلا كرد، و براى جهاد
و دفاع قيام نمود، و از وطن آواره شد و با دشمن به جنگ پرداخت تا بدنش سپر تير بلا
گرديد، لعنت خدا بر قاتلش هانى بن ثبيت حضرمى.

بنابراين احتمال دارد خولى بن يزيد اصبحى به ايشان تير زده باشد ولى سر
مطهرش را هانى بن ثبيت از بدنش جدا كرده باشد.[6]


[1] – بطل العلقمى جلد: 1 صفحه: 554.

[2] – اعيان الشيعه جلد: 4 صفحه: 129.

[3] – ارشاد مفيد جلد: 2 صفحه: 109.

[4] – مناقب ابن شهر آشوب جلد: 4 صفحه: 116.

[5] – مناقب ابن شهر آشوب جلد: 4 صفحه: 116.

[6] – اعيان الشيعه جلد: 4 صفحه: 129.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: