معناى حامل اللواء
لواء به معناى پرچم و علم لشكر است، پرچم در جنگهاى عرب نقش اساسى
داشته و آرايش لشكر بر اساس محوريت آن بوده، همچنين نشانه تمايز جبهه دوست
از سپاه دشمن بود، پرچم به حركتهاى تهاجمى لشكر جهت مىداده و عامل بسيار
مؤر در تقويت روحيه و ثبات و پايدارى لشكريان محسوب مىگشت.
در زمانهاى قديم وقتى مىخواستند وارد جنگ شوند و دو لشكر در برابر هم
صف آرايى مىكردند، لشكر و سربازان بر چند دسته تقسيم مىشدند:
جناح راست لشكر؛ يك عده از افراد شجاع و جنگى را در سمت راست لشكر
قرار مىدادند و يك فرد كه از همه آنها شجاعتر بود، فرمانده جناح راست قرار
مىگرفت.
جناح چپ لشكر؛ همانند سمت راست، جمعى را طرف چپ و يكى از شجاع
ترين شان را بر آنها فرمانده قرار مىدادند.
قلب لشكر؛ در وسط دو جناح قرار مىگرفت، افرادى كه در قلب لشكر جا
مىگرفتند مجموعهاى از نامداران و شجاعترين افراد لشكر بودند، همچنين فرمانده كل
لشكر، در قلب لشكر قرار مىگرفت و يك نفر كه از همه شجاع تر، قوىتر و از ايمان
بيشترى برخوردار بود، علمدار قرار مىدادند، كه فتح و پيروزى و يا شكست و مغلوب
شدن لشكر به او بستگى داشت، از آن جا كه سربازان و جنگجويان به عَلَم و علمدار
نظر خاصّى داشته و دلگرم بودند، در نيروهاى نظامى بعد از فرماندهى كل قوا، حامل
اللواء و علمدار، بزرگترين شخصيت لشكر محسوب مىشد.
برافراشته بودن پرچم از جهت روانى در تضعيف جبهه مقابل تأثيرات قابل
توجهى داشته و يادآور پيروزىها و افتخارات گذشته و ايجاد انگيزه در جنگجويان
لشكر بوده است، حتى افتاده شدن پرچم نشانه شكست آن لشكر به حساب مىآمد.
در واقعه جانسوز كربلاء، عمر سعد فرماندهى جناح راست لشكرش را به عمرو
بن حجاج داد و فرماندهى جناح چپ را به شمر بن ذى الجوشن سپرد، و علم را به
دست غلام خود كه ذويد نام داشت داد و او را در قلب سپاه قرار داد.
امام حسين علیه السلام با آن كه تعداد لشكرش كم بود، جناح راست لشكر را به زهير بن
قين بجلى و جناح چپ لشكر را به حبيب بن مظاهر اسدى سپردند و رايت و پرچم را
به برادر رشيد خود حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام دادند.[1]
[1] – روضهالشهداء صفحه: 274.