پس از اسلام نيز نقش پرچم در جنگها و نبردهاى مسلمانان همين گونه بود،
ضمن اين كه صاحبان و حاملان پرچم بايد از ويژگىهايى مانند: شجاعت، استقامت و
شاخص بودن در ايمان و جهاد برخوردار بودند.
به عنوان مثال على بن ابى طالب علیهم السلام در بسيارى از جنگها پرچمدار سپاه اسلام
بودند، پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله اكثر قريب به اتفاق موارد، پرچم جنگ را به دست على بن ابى
طالب علیهم السلام مىسپردند من جمله در جنگ بدر و اُحُد.[1]
در روز جنگ احد دست مبارك على بن ابى طالب علیهم السلام شكست در حالى كه
پرچم پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به دست ايشان بود. پس از اين كه دستان مبارك آن حضرت
شكست، پرچم از كفش فرو افتاد، مسلمانان شتاب كردند كه پرچم را گرفته و بردارند،
اما پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مانع شد و فرمودند: آن را در دست چپ او بگذاريد؛ زيرا او
پرچمدار من در دنيا و آخرت است.[2]
همچنين پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در روز جنگ خيبر فرمودند: فردا پرچم را به دست كسى
مى دهم كه از جنگ فرار نكند و به دشمن حمله برد و خدا و پيامبرش او را دوست
داشته باشند و او هم خدا و پيامبر را دوست داشته باشد آن شب تمام اصحاب در اين
فكر بودند كه فردا پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله پرچم را به چه كسى مىسپارد؟!
وقتى صبح شد همه اصحاب به نزد پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله رفتند و هر كس اميد داشت كه
ايشان پرچم را به دست او بسپارد در اين هنگام آن حضرت پرسيد: على بن ابى
طالب علیهم السلام كجاست؟
گفتند: چشمانش درد مىكند و مشغول استراحت است.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله چند نفر را به دنبال على بن ابى طالب علیهم السلام فرستاد ايشان را
آوردند، پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله از آب دهان خود به چشمهاى ايشان زده و برايشان دعا
فرمودند، پس از آن على بن ابى طالب علیهم السلام شفا يافتند، آن وقت پرچم را به آن حضرت
دادند.[3]
بخارى، مسلم، ترمذى و ابن ماجه هر كدام در كتاب صحيح خود و همچنين
ابونُعَيم از قول سلمة بن اكرع اين جريان را آورده و مىگويند:
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله پرچم اسلام را به دست ابوبكر داد و او را براى جهاد به سوى قلعه
هاى خيبر اعزام نمود، ابوبكر رفت و با اين كه سعى و كوشش فراوان كرد، اما نتوانست
خيبر را فتح كند، بالاخره برگشت، رسول خدا فرداى آن روز عمر را براى اين امر خطير
به جانب خيبر روانه كرد، عمر نيز با اين كه فعاليتهاى مهمى كرد مع ذلك اين قدرت
را نداشت كه خيبر را فتح نمايد، لذا برگشت.
پس از اين جريان بود كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: فردا پرچم را به دست آن جوان
مردى مىدهم كه خدا و رسول را دوست دارد، خدا و رسول هم وى را دوست دارند،
خدا خيبر را به دستهاى مشكل گشاى او كه هرگز فرار كننده نبوده و نخواهد بود فتح
خواهد كرد.
سلمه مىگويد: پيامبر معظم اسلام پس از اين گفتگوها حضرت على بن ابى
طالب علیهم السلام را كه دچار چشم درد بود خواست، آن گاه آب دهان مبارك خويش را به
چشمهاى مبارك على ريخت.
سپس به آن حضرت فرمود: اين پرچم را همراه خود ببر تا اين كه خدا خيبر را به
دو دست خيبرگشاى تو فتح نمايد.
سلمه مىگويد: حضرت امير آن پرچم را گرفت، به خدا قسم على با آن پرچم در
حالى خارج شد كه هروله مىكرد، من همچنان به دنبال آن بزرگ مرد رفتم تا اين كه
پرچم را در دامنه قلعه خيبر در ميان سنگ نصب كرد.
پس از اين جريان يك يهودى از بالاى قلعه متوجه حضرت امير شد و گفت: تو
كيستى!؟
فرمود: من على بن ابى طالب علیهم السلام هستم.
يهودى گفت: به حق آن چه كه خدا به موسى نازل كرده شما بر ما غالب شديد.
آن گاه مرحب خيبرى از خيبر خارج شد و بعد از اين كه رجز خواند بر حضرت
امير حمله كرد، حضرت امير علیه السلام نيز اين رجز را خواند:
انا الذى سمتنى امى حيدره
ضرغام آجام و ليث قسوره
يعنى: من آن كسى هستم كه مادرم مرا شير ناميده، شير بيشه و شير تيرانداز من
هستم.
موقعى كه أميرالمؤمنين علیه السلام اين رجز را خواند، بر فرق مرحب زد و او را كشت و
خداى توانا خيبر را به دست آن بزرگوار فتح كرد.[4]
لذا همان گونه كه على بن ابى طالب علیهم السلام به تائيد شيعه و سنى مقام شامخ پرچم
دارى براى پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به عهده داشت، همان طور نيز حضرت اباالفضل
العبّاس علیه السلام پرچمدارى لشكر امام حسين علیه السلام را بر عهده گرفت.
در شب عاشورا از حضرت سيدالشهداء علیه السلام پرسيدند: در جنگ فردا پرچم دار
سپاه چه كسى خواهد بود و اين وظيفه مهم و خطير را به چه فردى خواهيد سپرد؟
حضرت سيدالشهداء علیه السلام فرمودند: لاعطين الراية غدا بعلا.
يعنى: پرچم را به دست گرامىترين و قدرتمندترين فرد لشكرم خواهم سپرد، و
در روز عاشورا معلوم شد كه اين امر مهم در شأن و لياقت حضرت اباالفضل
العبّاس علیه السلام بود و آن حضرت در واقعه جانسوز كربلاء تا پاى شهادت وظيفه خود را به
بهترين وجه ممكن انجام دادند، لذا چون پرچم لشكر امام حسين علیه السلام به دست
حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام بود، ايشان را حامل اللواء يا صاحب الواء لقب
دادهاند.[5]
ايشان از هنگام خروج از مدينه تا كربلاء پرچم را با دستان مبارك شان به اهتزاز
درآورده بودند و پرچم از دست آن حضرت به زمين نيفتاد مگر بعد از آن كه دو دست
مباركش را از بدن جدا كردند و در كنار نهر علقمه به مقام رفيع شهادت نائل گشت.
در روز عاشورا زمانى كه حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام نزد سيدالشهداء علیه السلام
آمدند و اجازه ميدان خواستند امام حسين علیه السلام به ايشان فرمودند: يا أَخِى أَنْتَ صَاحِبُ
لِوَائِى.[6]
يعنى: اى برادرم تو صاحب لواء و پرچم من هستى.
[1] – اسد الغابة جلد: 4 صفحه: 91.
[2] – ذخائر العقبى صفحه: 75.
[3] – اسد الغابة جلد: 4 صفحه: 108.
[4] – حلية الاولياء جلد: 1 صفحه: 62.
[5] – تاريخ الطبرى جلد: 4 صفحه: 320.
[6] – بحارالأنوار جلد: 45 صفحه: 41.