هنگامى كه حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام از روى اسب به زمين افتاده و به
شهادت رسيدند، امام حسين علیه السلام فورا خود را به ايشان رسانده و وقتى كه ايشان را
مشاهده نمود، فرمودند:
وَا غَوْثاه بِكَ يا اللّه، وَاقِلَّةَ ناصِراه.
يعنى: فرياد از بىكسى، به تو پناه مىبرم اى خدا، واى از كمى ياران.
در اين لحظه، قاسم و يكى ديگر از فرزندان حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام صداى
امام را شنيدند، سريعا نزد ايشان شتافته و در پاسخ به امام عرض كردند:
لَبَّيكَ يا مَولانا، نَحنُ بَينَ يدَيكَ.
يعنى: لبيك اى مولاى و سرور ما، ما در خدمت شما هستيم.
امام حسين علیه السلام با قلب محزون و دل پرخون رو به آنان كرده و فرمود:
بِشَهادَةِ اَبيكُمَا الكِفاية.
يعنى: شهادت پدرتان برايم كافى است.
اما آنها براى رفتن به ميدان جنگ اصرار ورزيده و عرض كردند: نه به خدا، اى
عمو!
و اين قدر اصرار كردند تا از امام اجازه گرفته و به ميدان نبرد شتافتند و پس از
مبارزه شجاعانه با دشمن به شهادت رسيدند.[1]
[1] – بطل العلقمى جلد: 3 صفحه: 433.