در طول مسير شاعر بزرگ، فرزدق همام بن غالب، خدمت امام حسين علیه السلام
مشرف شد و پس از سلام و درود عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت يابن رسول
اللّه صلی الله علیه و آله چه شد كه حج را رها كردى؟
امام حسين علیه السلام فرمودند: حكومت براى به شهادت رساندنم سعى و تلاش دارد و
افرادى را به همين جهت اجير كرده و به مكه فرستاده اگر اين كار نمىكردم، كشته
مىشدم.
سپس حضرت سريعا از او پرسيدند: از كجا مىآيى؟
فرزدق گفت: از كوفه.
امام حسين علیه السلام فرمودند: اخبار مردم را برايم بگو.
فرزدق با آگاهى و صداقت، وضعيت موجود كوفه را براى امام حسين علیه السلام بيان و
آن را نا اميد كننده توصيف كرد و گفت: به شخص آگاهى دست يافتهاى دلهاى مردم با
تو و شمشيرهايشان با بنى اميه است، قضا از آسمان فرود مىآيد، خداوند هر چه اراده
كند انجام مىدهد و پروردگار ما هر روز دركارى است.
امام با بيانات ذيل سخنان فرزدق را تأييد كرد، او را از عزم استوار و اراده نيرومند
خود براى جهاد و دفاع از حريم اسلام باخبر ساخت و توضيح داد اگر به مقصود دست
يافت كه چه بهتر وگرنه در راه خدا به شهادت رسيده است:
راست گفتى همه كارها از آن خداست، خداوند آن چه اراده كند انجام مىدهد و
پروردگار ما هر روز در كارى است، اگر قضاى الهى بر مقصود ما قرار گرفت، بر
نعمتهايش او را سپاس مىگزاريم و براى اداى شكرش از او يارى مىخواهيم و اگر
قضاى حق، مانع خواسته ما گشت، آن كه حق، نيت او و پرهيزگارى طينتش باشد، از
جاده حقيقت جدا نشده است.[1]
فرزدق دو بار با حضرت سيدالشهداء علیه السلام ملاقات كرد، مرتبه اول در هنگام
خروج امام از مكه و مرتبه دوم بعد از رسيدن خبر شهادت حضرت مسلم به امام
حسين علیه السلام در منزل زباله بود كه فرزدق از امام پرسيد: چگونه به كوفه مىرويد و حال
اين كه آنها پسر عموى شما را كشتند؟
امام حسين علیه السلام گريه فراوانى كردند و سخنانى به فرزدق فرمودند و سپس اشعار
زير را بيان نمودند
لئن كانت الدنيا تعد نفيسة
فدار ثواب الله اعلى وانبل
و ان كانت الابدان للموت انشئت
فقتل امرى ء بالسيف فى الله افضل
و ان كانت الارزاق شيئا مقدرا
فقلة سعى المرء فى الرزق اجمل
و ان كانت الاموال للترك جمعها
فما بال متروك به المرء يبخل؛[2]
يعنى: اگر دنيا ارزشمند تلقى مىشود، پس خانه پاداش الهى برتر و زيبندهتر است،
و اگر بدنها براى مرگ ساخته شدهاند، پس كشته شدن آدمى با شمشير در راه خدا بهتر
است، و اگر روزىهاى آدميان مقدر و معين باشد، پس تلاش كمتر آدمى در به دست
آوردن روزى زيباتر است، و اگر مقصود از جمع آورى اموال، واگذاشتن آنهاست، پس
چرا آدمى نسبت به اين واگذاشتنىها بخل مىورزد؟
به هر حال فرزدق حاضر نشد با امام بماند و از امام جدا شد و رفت.
[1] – بحارالانوار جلد: 44 صفحه: 365.
[2] – كشف الغمه جلد: 2 صفحه: 28.