بعد از دو روز اقامت در سرزمين مقدس كربلاء يعنى روز چهارم محرم، لشكرى
به تعداد چهار هزار نفر از كوفيان به سركردگى عمر بن سعد بن ابى وقاص به كربلاء
رسيده و به لشكر حر پيوستند.[1]
عمر بن سعد تمايل زيادى به ملاقات با امام حسين علیه السلام داشت، تا از نيت و هدف
ايشان آگاه گردد، لذا پيكى فرستاد و از آن حضرت در اين خصوص اجازه گرفته و
خدمت حضرت سيدالشهداء علیه السلام رسيد.
در اين نشست امام حسين علیه السلام به عمر بن سعد فرمودند: ما با هيچ كس سر جنگ
و ستيز نداريم و به دعوت كوفيان از مكه خارج شده ايم، مردم كوفه از من دعوت
كردهاند كه به آن جا بيايم، چنان چه پشيمان شده و يا از آمدنم نگران هستند برخواهم
گشت.[2]
عمر بن سعد با شنيدن فرمايشات امام دچار سردرگمى و وضع خاصى شد، لذا
تصميم گرفت اقدام خاصى نكند تا جريان را به اطلاع ابن زياد والى كوفه برساند، و
سريع به وسيله نامهاى ابن زياد را در جريان گذاشت.
ابن زياد پيروزى بر امام حسين علیه السلام را مقدمه ارتقاء مقام و درجه براى خود
مىدانست، شمر بن ذى الجوشن نيز او را در اين جهت تحريك كرد، لذا نامهاى تهديد
آميز براى عمر بن سعد نوشت و او را به جنگ با امام حسين علیه السلام وادار كرد و به او
هشدار داد در صورت خود دارى از اجراى فرمانش، شمر بن ذى الجوشن را به
فرماندهى لشكر منصوب خواهد كرد.[3]
[1] – الكامل فى التاريخ جلد: 4 صفحه: 52.
[2] – قمقام زخار و صمصام بتار صفحه: 277.
[3] – وقعة الطف صفحه: 188.