روز هفتم محرم بود كه نامه ابن زياد به دست عمر سعد رسيد، او از ترس اين كه
مقام و منزلتش در حكومت از بين نرود بلافاصله قريب پانصد نفر از لشكريان به
سركردگى عمرو بن حجاج مأمور كرد تا تمام شريعه فرات را در اختيار بگيرند و از
نزديك شدن اصحاب امام حسين علیه السلام براى استفاده از آب جلوگيرى كنند و هر كس
قصد آب را نمود با شمشير دورش سازند.[1]
زمانى كه لشكريان عمر بن سعد بر شريعه مسلط شده و حضرت سيدالشهداء علیه السلام
و اصحاب و اهل بيت شان از استفاده و نوشيدن آب محروم گرديدند يكى از لشكريان
عمر سعد به نام مهاجر بن اوس، سرخوش از اين پليدى و ناجوانمردى، متوجه
حضرت سيدالشهداء علیه السلام شد و با صداى بلند گفت:
اى حسين! آيا آب را مىبينى كه چگونه موج مىزند؟ به خدا قسم، از آن نخواهى
چشيد تا آن كه در كنارش جان دهى.[2]
عمرو بن حجاج نيز مانند كسى كه به غنيمت يا مكنتى دست يافته باشد از كار
خويش بسيار مسرور بود و با خوشحالى به طرف حضرت سيدالشهداء علیه السلام دويد و
فرياد زد: اى حسين! اين فرات است كه سگان، چهار پايان و گرازها از آن مىنوشند، به
خدا سوگند! از آن جرعهاى نخواهى نوشيد تا آن كه حميم را در آتش دوزخ بنوشى.[3]
يكى ديگر از سپاهيان عمر سعد به نام عبداللّه بن حصين ازدى با صدايى كه
جاسوسان پسر مرجانه بشنوند و به جوايز پسر مرجانه دست پيدا كند، گفت: اى حسين
آيا فرات را مىبينى؟ آيا امواج آب را مشاهده مىكنى؟ به خدا قسم يك قطره از آن در
اختيار تو قرار نخواهد گرفت و آن قدر از بىآبى دچار مضيقه خواهى شد تا از تشنگى
به هلاكت برسى.
امام حسين علیه السلام دست به دعا برداشت و او را نفرين كرده و فرمودند: پروردگارا! او
را با تشنگى بميران و هرگز او را نيامرز.[4]
حميد بن مسلم مىگويد: بعد از نفرين امام حسين علیه السلام من به عيادت آن مرد رفتم،
به خدا قسم ديدم كه آن بدبخت آب مىنوشيد تا شكمش پر مىشد ولى آن را استفراغ
مىكرد و فرياد العطش سر مىداد و دوباره آب مىخورد و همان وضع تكرار مىشد و
همين طور بود تا به دوزخ رفت.[5]
چون اين جريان در روز هفتم محرم اتفاق افتاد، لذا از روز هفتم تا روز عاشورا به
مدت چهار روز امام حسين علیه السلام و صحابه و اهل بيت و كودكانش از آب محروم بودند
و در تشنگى شديدى به سر مىبردند.
[1] – الفتوح جلد: 5 صفحه: 91.
[2] – انساب الاشراف جلد: 2.
[3] – انساب الاشراف جلد: 2.
[4] – بحارالانوارجلد: 44 صفحه: 389.
[5] – بحارالانوارجلد: 44 صفحه: 390.