در مورد استنادى كه در بالا براى مشرك خواندن شيعه به آيه 173 سوره
بقره داده بودند؛
اولاً: بيان اين مسأله و استناد به اين آيه خود نشان از بىسوادى اين
جماعت دارد، چرا كه اين استناد تفسير به رأى است و تفسير به رأى طبق
منابع روايى معتبر و صحيح شيعه و سنّى حرام است و ما در اينجا
نظريات بعضى از دانشمندان و بزرگان فرق مختلف اسلامى پيرامون
تفسير به رأى را خواهيم آورد:
محمّد بن جرير طبرى كه اهل سنّت او را ابوالمفسّرين و امام المورّخين
مىخوانند پس از نقل روايت مشهور نبوى “من قال فى القرآن برايه
فليتبوأ مقعده من النار” و نيز روايت “من قال فى القرآن بغير علم فليتبوأ
مقعده من النار” در تحليل مفهوم تفسير به رأى چنين آورده است:
اين روايات شاهد مدّعاى ماست كه تفسير و اظهار رأى در آن دسته از
آيات قرآن كه آگاهى از آنها بدون وجود بيان صريح پيامبر صلی الله علیه و آله يا نصب
دلالت از سوى ايشان امكان ندارد جايز نيست، و هر كس در اين دسته از
آيات طبق رأى خود اظهار نظر كند، حتّى اگر مطابق واقع باشد، به خاطر
كار ناصوابش خطا كار است؛ زيرا مطابقت رأى او با واقع مطابقت از
روى يقين نيست، بلكه مطابقت از سوى حدس و گمان است، و هر كس
درباره دين خداوند با ظنّ اظهار نظر كند، از روى عدم علم بر خداوند
اظهار رأى كرده است، كارى كه خداوند آن را در قرآن بر بندگانش حرام
نموده، آنجا كه مىفرمايد: “قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما
بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ
أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون“.[1]
يعنى: بگو: پروردگار من تنها اعمال زشت چه آشكار باشد و چه پنهان و
گناه و تجاوز به ناحقّ را و اين كه چيزى را كه خدا دليلى براى آن نازل
نكرده شريك خدا قرار دهيد و درباره خدا مطلبى را كه نمىدانيد
بگوييد، حرام كرده است.[2]
ابوبكر محمّد بن قاسم انبارى؛ اديب، لغت شناس، مفسّر و عالم به علم
قرائات، معروف به ابن انبارى بر اين باور بوده كه منظور از روايت ابن
عباس در سنن ترمذى، جلد: 4، صفحه: 268؛ كسى است كه درباره قرآن
چيزى بگويد كه مىداند حق غير از آن است و نيز مراد از “رأى” را در
روايت جندب در سنن ترمذى، جلد: 4، صفحه: 268؛ “آراء شخصى”
دانسته است، بنابراين كسى كه درباره آيات قرآن نظرى مطابق ميل خود
بدهد، بدون آن كه آن را از ائمّه پيشين گرفته باشد، حتّى اگر به نتيجه
درستى برسد، به خطا رفته است.[3]
بغدادى مىنويسد: علماء معتقدند نهى از اظهار نظر از روى رأى در قرآن
در حق كسى وارد شده كه قرآن را طبق مقصود نفسانى خود تفسير كرده
و از هواى نفس خود پيروى كند. اين امر مىتواند از روى علم باشد،
مانند: باطنيه و خوارج كه قرآن را براى تثبيت بدعتشان تفسير مىكنند.
گاه نيز مىتواند از روى جهل باشد.
به گفته ابن عطيه اندلسى كه فقيه و مفسّر اهل سنّت است: كسى كه بدون
توجّه به نظر دانشمندان و به كارگيرى قواعد علمى نظير نحو و لغت و
اصول، قرآن را تفسير كند، آن را به رأى خود تفسير كرده است.[4]
علاوه بر نظر دانشمندان و بزرگان اهل سنّت، رواياتى نيز در منابع
معتبرشان به طرق مختلف از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده كه تفسير به رأى را
حرام و ممنوع دانسته است:
اوّل: كسى كه به رأى خود يا به آنچه علم و آگاهى ندارد در قرآن سخن
گويد در آتش منزل گزيند،[5] يا در بعضى روايات ديگر آمده جايگاه
خود را در آتش قرار دهد.[6]
دوّم: هر فرد با وضو كه قرآن را به رأى خود تفسير كند، وضويش را اعاده
نمايد.[7]
سوّم: كسى كه در كتاب خدا به رأى خود سخنى بگويد حتّى اگر به نتيجه
درستى هم برسد، خطاكار است.[8]
[1] – (جامع البيان فى تأويل اى القرآن، جلد: 1، صفحه: 58 الى 60) و (التأويل، صفحه:
94).
[2] – سوره: اعراف، آيه: 33.
[3] – تفسير قرطبى جلد: 1، صفحه: 32.
[4] – المحرر الوجيز، جلد: 1، صفحه: 41 الى 42.
[5] – جامع البيان، جلد:1، صفحه:54.
[6] – مسند احمد، جلد: 1، صفحه: 233 و 269 و 323 و 327.
[7] – كنزالعمال، جلد:2، صفحه: 621.
[8] – (سنن الترمذى، جلد: 4، صفحه: 268 الى 269) و (كنزالعمال جلد: 2 صفحه: 16).