وَ إِذا قيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي اْلأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ
مُصْلِحُونَ «12»
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ «13»
وَ إِذا قيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النّاسُ قالُوا أَ نُؤمِنُ كَما
آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ «14»
وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى
شَياطينِهِمْ قالُوا إِنّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤنَ «15»
اللّهُ يَسْتَهْزِىُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ في طُغْيانِهِمْ
يَعْمَهُونَ «16»
أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ
تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدينَ «17»
ترجمه آيات 12 الى 17 سوره بقره:
«منافقان و نيرنگبازان»
و وقتى به اين دسته از مردم گفته مىشود كه در روى زمين
فساد نكنيد، مىگويند: جز اين نيست كه ما اصلاح
كنندهايم.(12)
همه بدانند كه قطعاً آنها خودشان فسادكنندگانند ولى
نمىفهمند. (13)
و وقتى كه به آنها گفته مىشود: شما هم مثل مردمى كه
ايمان آوردهاند، ايمان بياوريد. مىگويند: آيا ما همان طورى كه
مردمان ابله ايمان آوردهاند، ايمان بياوريم؟ همه بدانيد كه اينها
خودشان ابلهاند ولى نمىدانند. (14)
و زمانى كه آنها مؤنين را مىبينند، مىگويند: ما هم ايمان
آوردهايم. ولى وقتى با دوستان شيطانسيرتشان خلوت
مىكنند، مىگويند: قطعاً ما با شمائيم، جز اين نيست كه ما آنها
را مسخره مىكنيم. (15)
خدا آنها را مسخره مىكند و آنها را به سوى تجاوز و
طغيانشان مىكشاند تا سرگردان شوند. (16)
آنها مردمى هستند كه هدايت را در مقابل گمراهى
فروختهاند و اين تجارتشان سودى ندارد و اينها هدايتشدگان
نيستند. (17)
تدبر ما:
مؤنين بايد صفت رذيله تكبر و خودخواهى را از روح خود پاك نمايند و هيچ
وقت عجب و خود بزرگ بينى نداشته باشند كه هميشه فكر كنند آنها بهترين و
عالِمترين خلق خدا هستند. چرا كه در اين صورت آنها مىپندارند كه صالح و
مصلحاند اما همين دو صفت رذيله (عجب و خود بزرگ بينى) در وجودشان
فسادهائى در بر دارد.
مؤنين بايد متوجه باشند منافقين كسانى هستند كه در دل اشخاص ضعيف و
سست عقيده رخنه مىنمايند و اعتقاد آنها را نسبت به اولياء خدا سست مىنمايند
و به هر طريقى مىخواهند افراد را از اطراف اولياء خدا دور نمايند.
يكى از صفات منافقين اين است كه مؤنين را كاهل و جاهل و سفيه مىپندارند
و خودشان را عاقل و دانا، به همين خاطر زير بار ولايت نمىروند چون خود را
داراى عقل و عالم و دانا مىدانند و به خاطر اينكه بدى كار خويش را بپوشانند
مؤنينى كه تحت اوامر خدا و اولياء خدا هستند را سفيه و جاهل مىخوانند. همان
طور كه منافقين زمان پيامبر و امير المؤنين «عليهما و على آلهما السلام» اين چنين
بودند تا جايى كه حضرت موسى بن جعفر علیه السلام فرمود: وقتى به منافقين مىگفتند
شما هم همانند بقيه تحت ولايت على بن ابيطالب علیه السلام بيائيد در جواب مىگفتند:
آيا ما هم مانند سلمان و مقداد و ابى ذر و عمار كه سفيهانى هستند ايمان
بياوريم[1] ما خودمان عقل داريم و نيازى به علىبن ابيطالب علیه السلام نداريم.
مؤنين بايد روابط خويش را با افراد نااهل و بىبند و بار قطع نمايند و كسانى
كه رابطه خود را با نااهلان قطع نمىكنند و مىخواهند هم در بين مؤنين باشند و
هم با نااهلان در ارتباط باشند و به خاطر اين كارشان فقط هنگامى كه در بين مؤنين
هستند شئونات اسلامى را رعايت مىكنند و وقتى در جمع غير وارد مىشوند
تقواى خويش را از دست مىدهند بدانند كه به واسطه اين كارشان رذائل و
آلودگىهاى روحى شان افزايش مىيابد و هيچ وقت به مقصد نهائىكه همان پاكى
روح است نمىرسند.
مؤنين بايد بين علم و جهل، هدايت و گمراهى و عالم و غير عالم تفاوت قائل
باشند و فرق بگذارند و براى به دست آوردن علم و هدايت شدن زحمت زيادى
بكشند و هيچ وقت با انجام هيچ كارى و به هيچ قيمتى علم و هدايتى كه از ناحيه
خداى تعالى براى آنها آمده را از دست ندهند كه در اين صورت ضرر بسيار زيادى
خواهند كرد.
مؤنين بايد بدانند منظور از اينكه مىگوييم خداى تعالى فلان عده را مسخره و
يا استهزاء مىكند يعنى اينكه آنها را به سزاء اعمالشان مىرساند و آنها را عذابشان
مىكند[2].
[1] ـ فى كتاب تأويل الآيات: قال موسى بن جعفر علیه السلام: و اذا قيل لهؤاء الناكثين للبيعة آمنوا بهذا النبى و
سلموا لهذا الامام فى ظاهر الامر و باطنه كما آمن الناس المؤنون كسلمان و ابى ذر و المقداد و عمار، قالوا فى الجواب لاصحابهم الموافقين لهم لا للمؤنين: أ نؤن كما آمن السفهاء؟ يعنون سلمان و اصحابه.
[2] ـ الاستهزاء من اللَّه هو العذاب (تفسير القمى جلد: 1 صفحه: 3 و بحارالأنوار جلد: 9 صفحه: 175).
ان اللَّه تعالى لا يسخر و لا يستهزئ و لا يمكر و لا يخادع، و لكنّه تعالى يجازيهم جزاء السخريّة و جزاء المكرو الخديعة (عيون اخبار الرضا « علیه السلام)».