وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَليلاً ما
يُؤمِنُونَ «»وَ لَمّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِما
مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذينَ كَفَرُوا فَلَمّا
جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكافِرينَ «».
ترجمه آيات 89 الى 90 سوره بقره:
«لعنت خدا بر بنىاسرائيل»
و مىگويند: دلهاى ما در غلاف و در پرده است. بلكه خدا
آنها را به خاطر كفرشان لعنت مىكند، پس كمى هستند كه ايمان
داشته باشند. (89)
و زمانى كه از جانب خدا كتابى براى آنها فرستاده مىشود،
با اينكه آن كتاب تصديقكننده آن چيزى است كه نزد آنها هست
و آنها قبل از اين به خود وعده پيروزى بر كفّار را مىدادند، با اين
همه وقتى آنچه را كه مىشناختند نزد آنها آمد و به آنها داده شد،
به آن كفر ورزيدند. پس لعنت خدا بر كافرين باد. (90)
تدبر ما:
مؤنين نبايد از رحمت خداى مهربان مأيوس شوند و يا رحمت الهى را محدود
بدانند چرا كه كسانى كه اين اعتقاد را داشته باشند در زمره كفار هستند[1].
مؤنين هيچ گاه نبايد به علم و دانشى كه كسب كردهاند مغرور گردند و بايد
بدانند هر چه و هر كه هم باشند در مقابل خداى تعالى و اوليائش فقير و ناچيز
هستند[2].
مؤنين بايد بدانند كسانى كه به علم و دانش ناچيز خود مغرور مىشوند
مشمول لعنت خداى تعالى مىگردند.
ملعونترين انسانها كسانى هستند كه اول از خداى تعالى درخواست هادى و
هدايت گر داشته باشند و وقتى خداى تعالى ولىاى از اوليائش را به طرف آنها
مىفرستد قدرش را ندانند و او را آزار و اذيت كنند همانند بنى اسرائيل كه دائما دعا
مىكردند و ظهور حضرت محمد صلی الله علیه و آله را از خداى تعالى مىخواستند اما وقتىدعاى
آنها مستجاب شد و حضرت رسول به رسالت مبعوث شد بناى آزار و اذيت ايشان
را گذاشتند.
[1] ـ يَبَنىَِّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لَا تَاْيَْسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَاْيَْسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ
الْكَافِرُونَ سوره يوسف آيه 87.
[2] ـ يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ سوره فاطر آيه 15.