تلاش وجديت در راه تزكيه نفس

سؤال صد و سيزدهم:

آيا پيشرفت روحى ساداتى كه در بهشت برزخى مى‏باشند با غير
سادات از اولياء خدا در بهشت برزخى مساوى است؟

پاسخ ما:

پيشرفت و پسرفت كردن ربطى به سيد بودن و يا نبودن ندارد بلكه به عزم و اراده و
فعاليت و كوشش افراد بستگى دارد البته خداى تعالى در دنيا و آخرت يك سرى
مزيت‏هائى براى سادات در نظر گرفته امّا يك سيد با همه اين مزيت‏ها مى‏تواند دشمن
خدا بشود و يك سيد ديگر با همه اين مزيت‏ها ولى خدا و يا غير سادات بعضى‏شان با
اين كه مزيت خاصى ندارند خودشان را به مقام ولى خدا مى‏رسانند مثل سلمان فارسى
كه سيد نبود امّا در مرحله دهم از ايمان بود.

لذا چه در دنيا چه در برزخ و چه در قيامت پيشرفت و يا پسرفت بستگى به جدّيّت
و اراده و كوشش داشتن و يا نداشتن افراد دارد.

سؤال صد و چهاردهم:

چه كار كنيم كه به سرنوشت بلعم باعورا كه مقاماتى هم نزد خدا

داشت امّا تنزل پيدا كرد دچار نشويم و براى هميشه در زمره بندگان
حقيقى خداى تعالى قرار گيريم؟

پاسخ ما:

به تزكيه نفس و پاكى روح اهميت بدهيد تا زمانى كه در انسان هواى نفس باشد هر
لحظه ممكن است به سرنوشت بلعم باعورا دچار شود.

سؤال صد و پانزدهم:

در حديثى كه امام صادق   علیه السلام مى‏فرمايند: اگر كسى دو روزش با هم
مساوى بود و پيشرفت نكرد مغبون است آيا اين كار گناه است؟

پاسخ ما:

خير گناه نيست امّا خسارت ديده است و از رحمت خدا دور مى‏شود.

سؤال صد و شانزدهم:

اگر بخواهيم با اولياء خدا خصوصى و نزديك شويم منظورم اين
است كه انسان مورد اعتماد و محرم اسرار اولياء خدا بشود چه عملى
بايد انجام دهيم؟

پاسخ ما:

با جديت نشان دادن و تلاش و كوشش براى ايجاد ظرفيت در خود براى تقرّب به
اولياء الهى، در اصحاب حضرت اميرالمؤمنين على   علیه السلام كميل تقريبا جزء اصحاب عام

آن حضرت بوده و ابوذر جزء اصحاب خاص و سلمان فارسى جزء اصحاب خاص
الخاص و مورد اعتماد و صاحب سرّ آن حضرت بوده است همه ما ان شاء اللّه بايد
مانند سلمان به آن مقام برسيم.

سؤال صد و هفدهم:

در كتاب در محضر قرآن جلد اول فرموده بوديد در قوم بنى اسرائيل
هر كه بين الطلوعين مى‏خوابيد ديگر از مائده‏هاى آسمانى بى‏نصيب
مى‏ماند.

آيا اين مسأله دلالت بر اين دارد كه اگر ما بين الطلوعين بخوابيم ديگر
از روزى مادى و معنوى محروم مى‏شويم؟

پاسخ ما:

بله النَّوْمُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ يُورِثُ الْفَقْر[1] امام سجاد   علیه السلام فرمودند: لَا تَنَامَنَّ قَبْلَ
طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنِّى أَكْرَهُهَا لَكَ إِنَّ اللَّهَ يُقَسِّمُ فِى ذَلِكَ الْوَقْتِ أَرْزَاقَ الْعِبَادِ.
[2]

سؤال صد و هيجده:

اين كه فرموديد چهار ملك از ملائكه ديگر مقرب‏ترند آن‏ها عبارتند
از: جبرائيل، ميكائيل، اسرافيل و عزرائيل كه از ميان اين‏ها جبرائيل از
همه برتر و مقرب‏تر است.

علت تقرب اين‏ها از ديگر ملائكه چيست و چرا جبرائيل از بقيه

مقرب‏تر است چيست؟

پاسخ ما:

جديت و قرابت‏شان با اولياء خدا كه منظور ائمه اطهار   علیهم السلاماند بيشتر از ديگر
ملائكه بوده است.

سؤال صد و نوزدهم:

فردى كه در مرحله استقامت است يكى از علائمش اين است كه
ملائكه بر او نازل مى‏شوند اگر اين شخص ملائكه را نبيند مشكل كارش
در كجاست در صورتى كه مؤنين با ملائكه در تماسند و اين براى آن‏ها
يك كار عادى است خواهشمندم كمى توضيح بفرمائيد؟

پاسخ ما:

آن چه در آيه قرآن آمده اين است كه خداى تعالى مى‏فرمايد: إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا
اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنْتُمْ
تُوعَدُونَ.
[3] يعنى: قطعا كسانى كه مى‏گويند مربى ما خداست و سپس بر روى مسائلى
كه از ناحيه خداى تعالى براى تربيت آن‏ها رسيده است استقامت مى‏كنند بر چنين
اشخاصى ملائكه نازل مى‏شوند و به آن‏ها مى‏گويند نترسيد و محزون نشويد و بشارت
بهشت را به چنين مؤنينى مى‏دهند.

در اين آيه خداى تعالى فرموده ملائكه بر آن‏ها نازل مى‏شوند و نفرموده كه آن‏ها

ملائكه را مى‏بينند ملائكه را بايد از آثارشان ديد از توفيقاتى كه در كار مؤنان مى‏افتد
البته من نمى‏خواهم منكر ديدن ملائكه با چشم سر بشوم به جهت اين كه وقتى به
تاريخ و مهم‏تر از آن به قرآن مجيد رجوع مى‏كنيم از بعضى اولياء خدا گرفته تا اراذل و
اوباش همه و همه ملائكه را با چشم سر ديده‏اند.

پيامبران الهى مانند حضرت ابراهيم ملائكه را ديده‏اند و با ملائكه نيز هم كلام
شده‏اند وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهيمَ بِالْبُشْرى قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ
بِعِجْلٍ حَنيذٍ.
[4]

حضرت مريم با اين كه پيامبر نيست ملائكه را ديد و با ملائكه صحبت كرد و ملك
نيز با ايشان صحبت كرد، إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ
الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهاً فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ.
[5]

قوم حضرت لوط با اين كه انسان‏هاى اراذل و اوباشى بودند ملائكه را ديدند و
حتى‏براى انجام عمل نامشروع به دنبال ملائكه افتادند وَ لَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سىِ‏ءَ
بهِِمْ وَ ضَاقَ بهِِمْ ذَرْعًا وَ قَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ * وَ جَاءَهُ قَوْمُهُ يهُْرَعُونَ إِلَيْهِ وَ مِن قَبْلُ
كاَنُواْ يَعْمَلُونَ السَّي¨َِّاتِ قَالَ يَاقَوْمِ هَو
ٔلَاءِ بَنَاتىِ هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ لَا تخُْزُونِ فىِ
ضَيْفِى أَ لَيْسَ مِنكمُْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ * قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فىِ بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ
مَا نُرِيدُ.
[6]

لذا من منكر ديدن ملائكه با چشم سر نيستم امّا آن چه اين آيه مى‏فرمايد: در مورد
نزول ملائكه بر مؤنين است و ربطى به ديدن و يا نديدن ملائكه ندارد.

بعضى فكر مى‏كنند ديدن ملائكه خيلى مهم است در صورتى كه اگر حقيقت امر را
درك مى‏كرديم متوجه مى‏شديم ديدن يا نديدن ملائكه خيلى مهم نيست. اگر به ما
بگويند فلانى ملائكه را مى‏بيند خيلى ذوق زده مى‏شويم و فكر مى‏كنيم كسى كه ملك
را ببيند كار مهمى كرده است.

ملائكه خدمت‏گذاران ما هستند إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّينَا[7] در كجاى
دنيا ديده‏ايد افراد از ديدن خدمت‏گذاران خود ذوق و شوق كنند بلكه برعكس
خدمت‏گذاران با ديدن ارباب‏شان خوشحال مى‏شوند و شوق و ذوق مى‏كنند.

يك مثال براى تقريب اذهان

اگر شما يك خدمت‏كار در منزل داشته باشيد و يك سرى كارها را به عنوان وظيفه
به او محول كرده باشيد و شما در روز ببينيد تمام كارهائى كه به او محول شده انجام
شده مثلاً نظافت منزل بوده، شستن لباس‏ها بوده و مثلاً گفته‏ايد هر روز بعد از ظهر با
ميوه و چاى و شربت از شما پذيرائى كند.

شما وارد منزل مى‏شويد مى‏بينيد منزل تميز است و نظافت شده، لباس‏ها شسته
شده و اتو خورده و بر چوب لباسى آويزان است و يك ديس ميوه و چاى و شيرينى هم
روى ميز شما قرار دارد ولى خدمتكار را نمى‏بينيد مثلاً او در جاى ديگر در حال كار
كردن است در اين جا كدام عاقل هست كه بهانه بگيرد كه من خدمتكارم را مى‏خواهم
ببينم.

هيچ عاقلى چنين نمى‏گويد بلكه وقتى از نشانه‏ها متوجه مى‏شود كه خدمت‏كار
وظايفش را به نحو احسن انجام داده خوشحال مى‏شود و از قرائن متوجه مى‏شود كه

امروز خدمتكار وظايفش انجام داده يا نداده است.

با اين كه در طول تاريخ عده‏اى موفق شده‏اند با چشم سر ملائكه را ببينند و با آن‏ها
هم كلام شوند و من و شما نيز ممكن است چنين توفيقى نصيب‏مان بشود امّا هيچ گاه
نبايد دنبال ظواهر باشيم بلكه بايد نزول ملائكه را از آثارشان بفهميم و ديدن و نديدن
ملائكه موضوعيتى ندارد و براى ما هم نبايد خيلى مهم باشد حال اگر كسى ملائكه را
ديد خوشا به حالش و اگر نديد ولى از آثارش متوجه نزول و حضورشان بود نيز مجددا
خوشا به حالش.


[1] – وسائل‏الشيعة جلد: 15 صفحه: 347.

[2] – وسائل‏الشيعة جلد: 6 صفحه: 499.

[3] – سوره: فصلت آيه: 30.

[4] – سوره: هود آيه: 69.

[5] – سوره: آل عمران آيه: 45.

[6] – سوره: هود آيه: 77 الى 79.

[7] – بحارالأنوار جلد: 65 صفحه: 6.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: