آيات 197 الى 204 سوره بقره

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ
الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ
كانَ مِنْكُمْ مَريضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ
صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا
اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيّامٍ فِي الْحَجِّ وَ
سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ
حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ شَديدُ
الْعِقابِ 
«197»الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فيهِنَّ
الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا
مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى وَ اتَّقُونِ يا
أُولِي اْلأَلْبابِ 
«198»لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً
مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ
الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ
الضّالِّينَ 
«199»ثُمَّ أَفيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النّاسُ وَ

اسْتَغْفِرُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ 
«200»فَإِذا قَضَيْتُمْ
مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ
النّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا وَ ما لَهُ فِي اْلآخِرَةِ مِنْ
خَلاقٍ 
«201»وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ
فِي اْلآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ 
«202»أُولئِكَ لَهُمْ
نَصيبٌ مِمّا كَسَبُوا وَ اللّهُ سَريعُ الْحِسابِ 
«203»وَ اذْكُرُوا
اللّهَ في أَيّامٍ مَعْدُوداتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ في يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ
مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ
إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ 
«204».

ترجمه آيات 197 الى 204 سوره بقره:

«دستورات حجّ و عمره»

و حجّ و عمره را براى خدا تمام كنيد و اگر محدود و
محصور شديد، آنچه از قربانى ممكن شود بكشيد و سر خود را
تا قربانى به محلّش نرسيده نتراشيد. پس كسى كه از شما مريض
و يا در سرش ناراحتى باشد، بايد كفّاره‏اى از قبيل روزه يا صدقه
يا قربانى بدهد. پس وقتى راحت و آرام شديد، پس كسى كه با
تمام كردن عمره به حج مشغول شده، آنچه از قربانى براى او
ميسّر است بكشد و كسى كه قربانى پيدا نكرد، سه روز در حجّ و
هفت روز در وقتى كه به وطن برگشتيد، روزه بگيرد كه آن ده روز
كامل مى‏شود. آن دستور مال كسى است كه اهل و عيال او در

مسجدالحرام و اطراف آن حاضر نباشند (يعنى اهل مكّه نباشد)
و بپرهيزيد از خدا و بدانيد كه خدا عقابش سخت است. (197)

حجّ در ماههاى معلومى است. پس بر كسى كه در اين ماهها
حج واجب شده است، پس فحش و فسق و جدال و نزاعى در
حجّ نيست و هر چه از كارهاى خوب انجام بدهيد، خدا آن را
مى‏داند و مخارج سفر آخرت را تهيّه كنيد و قطعاً بهترين زاد و
توشه تقوى است. پس‏اى صاحبان مغز، از من بپرهيزيد. (198)

براى شما اشكالى ندارد اينكه (در حج) از فضل
پروردگارتان چيزى طلب كنيد و دعا نمائيد. و زمانى كه از
عرفات كوچ كرديد، در مشعرالحرام به ياد خدا باشيد و آنچنان
كه خدا شما را هدايت كرده، او را به ياد بياوريد، اگر چه قبل از
اين هدايت، شما از گمراهان بوديد. (199)

سپس همراه مردم از همان جا كه آنها كوچ مى‏كنند، شما هم
كوچ كنيد و از خدا طلب بخشش كنيد. قطعاً خدا بخشنده
مهربانى است. (200)

و وقتى كه مناسكتان را ادا كرديد، خدا را ياد كنيد آنچنان كه
پدرانتان را ياد مى‏كنيد و يا بيشتر از آن ياد كنيد. پس بعضى از
مردم كسانى هستند كه مى‏گويند: پروردگار ما، در دنيا به ما بده و
براى اين چنين كسى در آخرت بهره‏اى نخواهد بود. (201)

و بعضى از مردم كسانى هستند كه مى‏گويند: پروردگار ما،

به ما در دنيا نيكى و خوبى عطا كن و در آخرت هم نيكى و
خوبى عطا كن و ما را از عذاب آتش نگهدار. (202)

اينها هستند كه براى آنها از آنچه بدست مى‏آورند، نصيب و
بهره‏اى خواهد بود. و خدا سريعا به حسابها رسيدگى
مى‏كند.(203)

و در روزهاى شمرده شده و معلوم[1] خدا را به ياد
بياوريد. پس كسى كه عجله كند و در دو روز[2] اذكار و اعمال را
انجام دهد، بر او گناهى نيست و بر كسى كه تأخير بيندازد و اهل
تقوى باشد، نيز گناهى نخواهد بود. و از خدا بپرهيزيد و بدانيد
كه قطعاً شما به سوى او محشور مى‏شويد. (204)

تدبر ما:

مؤنين بايد به حج و عمره بسيار اهميت دهند و بدانند كسانى كه استطاعت
عمره داشته باشند عمره نيز مانند تمتع بر آنها واجب است[3] و كسى كه حج به جا
بياورد و حجش مورد قبول خداوند واقع شود در دنيا و آخرت رستگار خواهد شد.

مؤنين بايد بدانند بهترين وقت براى به جاى آوردن عمره، ماه رجب است.[4]

مسلمانان بايد بدانند تمام و كامل كردن حج و عمره به اين معناست كه در آن
مدت با كسى نزاع و دعوا نكنند و كارهائى كه موجب فسق و فجور است انجام
ندهند.[5]

مؤنين بايد بدانند كه تمام حج لقاء امام زمان علیه السلام است و مقصود حج پيوند با
ولايت است و منظور از لقاء امام، تنها ملاقات ظاهرى نيست بلكه به اين معناست
كه خود را پاك كنيم و اخلاق و روحيّات خود را به اخلاق امام زمان عزيزمان نزديك
نمائيم.[6]

مؤنين بايد بدانند كسى كه عمداً حج را ترك كند يا آن را انكار كند كافر و نجس
است.

مؤنين بايد بدانند كسى كه حج برود هيچ گاه در دنيا تنگدست نخواهد شد.[7]

مؤنين بايد بدانند كسانى كه در رفتن حج سهل‏انگارى مى‏كنند و عمداً حج
نمى‏روند اگر مرگشان فرا برسد مسلمان نمى‏ميرند بلكه يهودى يا نصرانى از دنيا
مى‏روند و چه بد عاقبتى خواهند داشت[8].

مؤنين بايد توجه داشته باشند معمولاً هر سال امام زمان (ارواحنا فداه) در
مراسم حج شركت مى‏نمايند و ممكن است مردم او را نشناسند اما آن بزرگوار ما را
مى‏بيند و مى‏شناسد[9] و همچنين بدانند كه ائمه اطهار  علیهم السلام فرموده‏اند اتمام حج
ملاقات با امام هر زمان است[10] به اميد روزى كه آقا و اماممان يك تشرف هم به ما
عنايت كنند[11].

مؤنين بايد بدانند پاداش حج تمتع براى آنها بهشت است و كسى كه عمره به
جاى آورد خداى مهربان تمامى گناهان ماقبلش را خواهد بخشيد و مشمول عفو
الهى خويش قرارش مى‏دهد[12].

مؤنين بايد در سفر حج كه هستند تمام حواسشان به معنويات و روحياتشان
باشد و بدانند كه اين توفيق ممكن است تا آخر عمر ديگر نصيب شان نشود لذا
نبايد آن لحظات بسيار حساس معنوى را با توجه نمودن به دنيا و زخارفش از دست
بدهند.

مؤنين بايد توجه داشته باشند استطاعت براى حج تمتع فقط در ماه هاى
شوال، ذيقعده و ذيحجه مى‏باشد ولى عمره را در كل سال هر وقت مستطيع شدند
بايد انجام دهند[13].

مؤنين بايد در سفر حج متوجه قداست سفرشان باشند و در آن سفر تمام
توجه‏شان به معنويات باشد و از هر گونه قسم خوردن مخصوصا قسم دروغ و فخر
فروشى و نزاع و دعوا و فحاشى و بدگوئى با ديگر همسفران پرهيز نمايند[14].

مؤنين توجه داشته باشند در سفر حج در عين اينكه تمام حواس و تمركزشان

بايد به معنوياتشان باشد اما شرعا بر آنها گناهى نيست كه بعد از انجام اعمالشان
خريد و فروش و معامله‏اى هم بكنند.

مؤنين بايد هميشه ذكر خداى تعالى را بگويند و مخصوصاً بعد از انجام حج
خداى تعالى را زياد ياد كنند و به خاطر اين نعمتى كه شامل آنها نموده بسيار شكر به
جاى آورند.

مؤنين بايد به شكرانه حجّى كه به جاى آورده‏اند بعد از آن به ذكر خدا مشغول
باشند و از گفتن سخنان لغو و بيهوده خوددارى نمايند. در اوايل اسلام اعراب بعد
از انجام حج مشغول گفتگوهاى لغو و بيهوده همچون تعريف اجداد و آباء خويش
مى‏شدند كه خداى تعالى آنها را از گفتن اين سخنان منع نمود و فرمود: به جاى اين
سخنان ذكر خدا بگوئيد،[15] در زمان ما هم گاهى ديده مى‏شود حاجيان كه از حج بر
مى‏گردند مشغول تعريف‏هاى لغو و بيهوده مى‏شوند آنها بايد مواظب باشند كه بعد
از سفر مشغول ذكر خدا باشند و اگر مى‏خواهند از سفرشان تعريف كنند از معنويات
سفر بگويند نه از ماديات و مواظب باشند با تعريف و تمجيدهايشان باعث ناراحتى
و دلسوختگى افرادى كه استطاعت مالى حج ندارند نشوند چرا كه اگر
تعريف‏هايشان باعث آه كشيدن افرادى كه استطاعت ندارند شد گناهى بزرگ
مرتكب شده‏اند.

مؤنين بايد بدانند كسانى كه همه فكر و ذكرشان براى دنياست و براى

آخرتشان دعا و فعاليتى نمى‏كنند اينها همان خسارت ديدگانند.

مؤنين بايد بدانند دين مبين اسلام هيچ گاه از آنها خشك مقدس بازى را
نخواسته است بلكه از آنها خواسته هميشه تعادل را حفظ نمايند و در صراط
مستقيم باشند، آنها بايد بدانند مؤن واقعى اگر لازم بود بايد تمام دنيا را داشته
باشد اما در عين حال اگر لازم شد در راه خدا بتواند با شوق و رغبت از همه آنها
بگذرد، خداى تعالى در سوره كهف اين چنين تعادلى را به ما مسلمانان ياد داده
آنجا كه از ذوالقرنين ياد كرده و مى‏گويد كه او نصف كره زمين را تحت سيطره خود
در آورد و آنجا كه از اصحاب كهف مى‏گويد كه با اينكه آن‏ها در دربار، صاحب
قدرت و مكنت بودند اما در راه خدا با اشتياق از همه جاه و مقام و ثروتشان
گذشتند.

مؤنين بايد بدانند خداى تعالى از آنها خواسته تا هم دنياى آباد داشته باشند و
هم آخرت آباد و آنهائى كه مى‏گويند اگر دنيايمان را آباد كنيم به آخرتمان لطمه وارد
مى‏شود و از محالات است كه دنيا و آخرت را با هم داشت اينها همان افراد
ضعيف‏النفس و خارج از صراط مستقيم هستند.

مؤنين بايد هميشه باسليقه باشند و حتى در دعاهايشان هم سليقه داشته
باشند و خوب دعا كنند، در زمان رسول گرامى اسلام شخصى به وضع بدى بيمار
شده بود پيامبر اكرم  صلی الله علیه و آله براى عيادت به نزد او رفتند و ديدند كه حال او خيلى
وخيم است، به او فرمودند: آيا دعاى خير در حق خودت نمى‏كنى، آن شخص
گفت: بله دعا مى‏كنم، پيامبر اكرم  صلی الله علیه و آله به او فرمود: چه دعائى مى‏كنى؟ او گفت: يا
رسول اللّه! دعا مى‏كنم كه خدايا مرا به هر عذابى مى‏خواهى مبتلا كنى در دنيا مبتلا

كن كه من طاقت عذاب دوزخ را ندارم! رسول خدا  صلی الله علیه و آله به او فرمودند: اين دعاى
بدى است كه مى‏كنى، اين طور دعا كن: «اللهم ربنا آتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرت
حسنة و قنا عذاب النار»
و آن شخص اين دعا را كرد و كم كم بهبود يافت.


[1] ـ منظور سه روز تشريق است.

[2] ـ يعنى روز اوّل و دوّم.

[3] ـ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ  علیه السلام قَالَ إِنَّ الْعُمْرَةَ وَاجِبَةٌ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ مَا ذَلِكَ هِيَ وَاجِبَةٌ مِثْلُ الْحَجِّ وَ مَنْ تَمَتَّعَ أَجْزَأَتْهُ وَ الْعُمْرَةُ فِى أَشْهُرِ الْحَجِّ مُتْعَةٌ وسائل‏الشيعة جلد: 14 صفحه: 307.

[4] ـ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ عليه اسلام أَفْضَلُ الْعُمْرَةِ عُمْرَةُ رَجَب وسائل‏الشيعة جلد: 14 صفحه: 301.

[5] ـ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ وَ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليهما السلام قَالُوا سَأَلْنَاهُمَا عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ قَالَا
فَإِنَّ تَمَامَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ أَنْ لَا يَرْفُثَ وَ لَا يَفْسُقَ وَ لَا يُجَادِلَ مستدرك‏الوسائل جلد: 9 صفحه: 215.

[6] ـ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ  علیه السلام قَالَ تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ وسائل‏الشيعة جلد: 14 صفحه: 324.

[7] ـ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ  علیه السلام الْحَجُّ يَنْفِى الْفَقْر مستدرك‏الوسائل جلد: 8 صفحه: 43.

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ  علیه السلام مَا رَأَيْتُ شَيْئاً أَسْرَعَ غِنًى وَ لَا أَنْفَى لِلْفَقْرِ مِنْ إِدْمَانِ حِجِّ هَذَا الْبَيْتِ (وسائل‏الشيعة جلد: 1
صفحه: 27).

[8] ـ عَنِ النَّبِيِّ صلى اللّه عليه و آله أَنَّهُ قَالَ له يَا عَلِيُّ مَنْ سَوَّفَ الْحَجَّ حَتَّى يَمُوتَ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَهُودِيّاً
أَوْ نَصْرَانِيّاً من‏لايحضره‏الفقيه جلد: 4 صفحه: 368.

[9] ـ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ  علیه السلام يَقُولُ يَفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ فَيَشْهَدُ الْمَوْسِمَ فَيَرَاهُمْ وَ لَا يَرَوْنَهُ وسائل‏الشيعة جلد: 11 صفحه: 135.

[10] ـ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ  علیه السلام قَالَ تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ وسائل‏الشيعة جلد: 14 صفحه: 324.

[11] ـ در طول تاريخ اين سعادت را به خيلى‏ها عنايت نموده‏اند، و تشرف به محضر آن بزرگوار سعادت
بزرگى است امّا دليل بر بزرگى و يا شرافت ما نيست بلكه دليل بر تواضع و لطف آن امام مهربان است چرا كه در طول تاريخ افراد مختلفى‏از اديان مختلف حتى گناهكاران و اهل تسنن هم به محضر مباركش شرفياب شده‏اند. در ضمن در زمان غيبت امام زمان ارواحنا فداه راه اينكه ما بتوانيم به دلخواه خود خدمت آن امام عزيز برسيم وجود ندارد اما از ناحيه خود امام راه باز است و

[12] ـ عَنِ النَّبِيِّ صلى اللّه عليه و آله ثَوَابُهَا الْجَنَّةُ وَ الْعُمْرَةُ كَفَّارَةُ كُلِّ ذَنْب من لايحضره‏الفقيه جلد2
صفحه21.

[13] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ  علیه السلام فِى قَوْلِهِ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ هُوَ شَوَّالٌ وَ ذُو الْقَعْدَةِ وَ ذُو الْحِجَّةِ
مستدرك‏الوسائل جلد: 8 صفحه: 91.

[14] ـ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَخِي مُوسَى  علیه السلام عَنِ الرَّفَثِ وَ الْفُسُوقِ وَ الْجِدَالِ مَا هُوَ وَ مَا عَلَى مَنْ فَعَلَهُ
فَقَالَ الرَّفَثُ جِمَاعُ النِّسَاءِ وَ الْفُسُوقُ الْكَذِبُ وَ الْمُفَاخَرَةُ وَ الْجِدَالُ قَوْلُ الرَّجُلِ لَا وَ اللَّهِ وَ بَلَى وَ اللَّهِ الْحَدِيثَ وسائل‏الشيعة جلد: 12 صفحه: 465.

[15] ـ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ  علیه السلام فِى قَوْلِ اللَّهِ مِثْلَهُ سَوَاءً أَيْ كَانُوا يَفْتَخِرُونَ بِآبَائِهِمْ يَقُولُونَ أَبِى الَّذِى حَمَلَ الدِّيَاتِ وَ الَّذِى قَاتَلَ كَذَا وَ كَذَا إِذَا قَامُوا بِمِنًى بَعْدَ النَّحْرِ وَ كَانُوا يَقُولُونَ أَيْضاً يَحْلِفُونَ بِآبَائِهِمْ لَا وَ أَبِى لَا وَ أَبِى بحارالأنوار جلد: 96 صفحه: 311.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: