ارنست رادرفورد در سال 1911 ثابت كرد كه اتم ها، مثل ميوه‏ها،
داراى هسته مركزى هستند. هسته بار مثبت دارد و الكترون‏ها به دور
هسته مى‏چرخند. اما الكترون‏هاى در حال چرخش، شتاب دارند و بر
مبناى اصول الكترومغناطيس، ذره باردارِ شتاب دار بايد تابش كند و در
نتيجه انرژى از دست بدهد و در يك مدار مارپيچى به سمت هسته
سقوط كند. اين سرنوشتى بود كه مكانيك كلاسيك براى تمام الكترون‏ها
پيش بينى مى‏كند. طيف تابشى اتم‏ها، بر خلاف فرضيات فيزيك كلاسيك، گسسته
است. به عبارت ديگر نوارهايى روشن و تاريك در طيف تابشى ديده
مى‏شوند. اگر الكترون‏ها به اين توصيه عمل مى‏كردند، همه چيز (از
جمله انسان ها) بايد از خود اشعه تابش مى‏كردند و همان طور كه ثابت

شده اشعه براى سلامتى بسيار خطرناك است، ولى مى‏بينيم از تابشى كه
بايد با حركت مارپيچى الكترون به دور هسته حاصل شود اثرى نيست و
طيف نورى تابش شده از اتم‏ها به جاى اين كه در اثر حركت مارپيچى و
سقوط الكترون پيوسته باشد، يك طيف خطى گسسته است؛ مثل
برچسب‏هاى رمزينه‏اى barcode كه روى اجناس فروشگاه‏ها مى‏زنند.
يعنى‏يك اتم خاص، نه تنها در اثر تابش فرو نمى‏ريزد، بلكه نورى هم كه
از خود تابش مى‏كند، رنگ‏ها يا فركانس‏هاى گسسته و معينى دارد.
گسسته بودن طيف تابشى اتم‏ها از جمله علامت سؤل‏هاى ناجور در
مقابل فيزيك كلاسيك و فيزيكدانان دهه‏ى 1890 بود.


سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: