1 ـ قانون توجه تمركز يافته
اگر كسى چيزى را در ذهن خود مرور كند و به آن بهاء دهد اين
ذهنيت كم كم جزئى از شخصيت او مىشود و در وجود او نمود مىكند،
پس اگر كسى پيش خود فكر كند كه مىتواند كارى را انجام دهد و به آن
توجه كند آن كار را انجام مىدهد و به نتيجهاى كه در ذهنش به آن باور
داشته مىرسد. و اگر كسى خلاف اين ذهنيت عمل كند، يعنى اين
ذهنيت را داشته باشد كه توانايى انجام كارى را ندارد، در نتيجه به ذهنيت
خود جامعه عمل مىپوشاند و قادر به انجام آن كار نخواهد بود.
2 ـ قانون اثر متضاد
اين قانون مىگويد اگر كسى به عملى نبودن كارى ايمان داشته باشد
ولى براى انجام دادن آن كار اقدام كند، هر چه بيشتر تلاش كند كمتر
نتيجه خواهد گرفت.
3 ـ قانون اثر عاطفى و هيجانى
معنى اين قانون اين است كه اگر تلقينى با عاطفه و هيجان همراه
باشد آن تلقين قدرت بيشترى مىگيرد و در نهايت با شدت زيادى انجام
مىگيرد.
مثلا اگر كسانى كه شما علاقه و عاطفه زيادى به آنها داريد انجام
كارى را از شما بخواهند شما هر چند كه دوست نداشته باشيد آن كار را
انجام دهيد ولى به خاطر اين كه اين كار خواسته كسى است كه شما او را
به شدت دوست داريد اين كار را انجام مىدهيد.
ضمنا بر اساس پژوهشهاى انجام شده، مشخص شده خانمها به
دليل خصوصيتهاى شخصيتى كه دارند، تلقين پذيرتر از آقايان هستند
و به همين دليل، حس تغيير و يادگرفتن چيزهاى جديد در آنها بالاتر
است.