قانون جذب همواره به فركانس انسان پاسخ مىدهد. اين وظيفه ما
است كه خود را چك كنيم و ببينيم كه آيا فركانسى كه به جهان هستى
مىدهيم مطابق ميل ما مىباشد يا نمىباشد. اگر جواب منفى است با
استفاده از تضاد فركانس خود را تنظيم كنيد تا به وضوح برسيد.
اولين گام براى اين كه قانون جذب كار خود را به درستى انجام دهد
اين است كه متوجه بشويم چه چيزى را مىخواهيم، براى اين كار بايد
در ابتدا مشخص كنيم چه چيزى را نمىخواهيم، و اين حالت همان
چيزى است كه بايد حاصل شود. و اين بى رغبتى، تضاد نام دارد.
تضاد در قانون جذب درست همان چيزى است كه انسان را بى
رغبت و منفى نگه مىدارد. وقتى از مسألهاى حرف مىزنيد كه در واقع
آن را نمىخواهيد، شما ناخواستهها را به قانون جذب پيشكش مىكنيد
تا قانون جذب آنها را به شما هديه بدهد.
توجه به تضاد و شناسايى آن به عنوان چيزى كه مطلوبتان نيست
شما را در قبال مطلوبتان روشن تر مىكند. بعد از شناسايى آنچه
مطلوبتان نيست فورا در ذهن از خودتان بپرسيد: حال كه اين را
نمىخواهم پس چه چيزى را مىخواهم؟ به عبارتى ديگر انسان از
طريق تضاد به وضوح مىرسد و توجه به تضاد باعث ايجاد وضوح در
درون انسان مىگردد.
در اين حالت انسان فقط خواستههاى خود را مىشناسد يا به تعبير
ديگر به خواستههاى خويش واقف مىشود و اين يعنى ابتداى مسير.