طعام مصدر باب افعال و به معناى غذا دادن است، [1] به هر چيز
خوردنى طعام گفتهشود،[2] واژه طعم و مشتقّات آن 48 مرتبه در قرآن
كريم ذكر شده كه 16 مرتبه آن از باب اِفعال است؛ همچنين واژه طَعام در
5 مورد از جمله در آيه: و لا يحُضُّ عَلى طَعامِ المِسكين؛ به معناى اطعام
دانسته شده است.[3]
در قرآن در بعضى آيات از اطعام كنندگان ستايش و از كسانى كه اطعام
نمىكنند يا ديگران را به اطعام تشويق نمىكنند، نكوهش شده و يكى از
اسماء و صفات خداى تعالى مُطعِم مىباشد.
اطعام نمودن يكى از مصاديق انفاق و احسان و محبّت و نوع دوستى
است، دين مقدّس اسلام براى حفظ حرمت انسانها و ايجاد تعادل
اقتصادى در جامعه، ثروتمندان و مرفّهين را تشويق نموده كه بخشى از
اموال خود را براى تأمين هزينه زندگى و رفع گرسنگى نيازمندان
اختصاص دهند: “و فى اَمولِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ و المَحروم“.[4]
يعنى: و در اموالشان حقّى براى سؤل كننده و محروم بود.
خداى تعالى در قرآن كريم بىتوجّهى به اطعام نيازمندان را از آثار و
علائم كفر شمرده و فرموده “اِنَّهُ كانَ لا يؤِنُ بِاللّهِ العَظيم و لا يحُضُّ
عَلى طَعامِ المِسكين“.[5]
يعنى: قطعاً او به خداى عظيم ايمان نمىآورد. و مردم را بر اطعام مساكين
تشويقكرد.
آنچه از آيات قرآن به دست مىآيد اطعام نمودن ديگران، سيره انبياء و
اولياء الهى بوده است.
خداى تعالى در قرآن از جريان پذيرايى حضرت ابراهيم علیه السلام از
ميهمانان خود سخن به ميان آورده كه مؤّد صفت ميهمان نوازى اين
پيامبر بزرگ خداست، آنچه در وصف اين پيامبر عظيم الشأن آمده اين
است كه وى هميشه هنگام تناول غذا به دنبال ميهمان مىگشت تا او را با
خود شريك كند، لذا آن حضرت را “ابوالضيفان” يعنى پدر ميهمانان
ملقّب كرده بودند.[6]
همچنين آيه 53 سوره احزاب بيانگر جود و خصلت اطعام دادن در
پيامبراكرم صلی الله علیه و آله است كه مىفرمايد: “اِذا دُعيتُم فَادخُلوا فَاِذا طَعِمتُم
فَانتَشِروا“،
يعنى: زمانى كه دعوت شديد، پس داخل شويد و وقتى كه غذا خورديد،
پراكنده گرديد.
اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام نيز در اطعام به ديگران الگو بودند،
آيات 8 الى 22 سوره انسان به تأييد شيعه و سنّى در شأن حضرت على
بن ابى طالب و فاطمه زهراء و فرزندانشان امام حسن و امام حسين علیهم السلام
نازل گرديده است.[7]
همچنين در آيات 14 الى 18 سوره بلد، اطعام طعام را از اوصاف
اصحاب يمين شمرده و فرموده: اَو اِطعمٌ فى يوم ذىمَسغَبَه * اُولئِكَ
اَصحبُ المَيمَنَه.
يعنى: يا اطعامى در روز گرسنگى است … اينها اصحاب يمين اند.
آنچه در آيات قرآن و روايات نبوى در مورد مشخّصات طعام دادن آمده
اين است.
اولاً: اين كار فقط براى رضاى خدا و تقرّب به او باشد.
ثانياً: از طعام خوب و مرغوب استفاده شود.
ثالثاً: نيازمندان و فقراء در اولويت باشند.
كه هر سه مورد فوق الذّكر در طعام نذرى وجود دارد و مردم مسلمان
هيچ هدفى غير از تقرّب به خداى تعالى از دادن طعام نذرى ندارند و
همانگونه كه همه مردم مسلمان شاهد هستند تمام كسانى كه طعام نذرى
مىدهند طعام را از بهترين و مرغوب ترين نوع غذا درست مىكنند و
هميشه بهترين و مرغوب ترين برنج و گوشت و حبوبات را جهت طعام
نذرى تهيه كرده و در هنگام پخش هميشه فقراء و نيازمندان جامعه
اولويت خاصّى دارند و هر كجا طعام نذرى باشد همه مردم شاهد هستند
كه فقراء و اغنياء در كنار هم و در يك صف مىباشند و مراسم هايى كه
مربوط به اهل بيت پيامبر اسلام علیهم السلام هست هيچ گاه هيچ تمايزى بين
افراد گذاشته نمىشود و همان گونه كه عيان است تحصيل كرده و
بىسواد، عالم و جاهل، ثروتمند و فقير و خلاصه تمام طبقات جامعه
همه با هم و در كنار هم مشغول خدمت به اهل بيت پيامبرشان علیهم السلام
مىشوند.
حتّى به كرّات ديده شده افراد متكبّر زمانى كه در مراسمهاى نذرى و يا
عزادارى و يا حرمهاى اهل بيت علیهم السلام حاضر مىشوند با تواضع تمام با
ديگران برخورد مى كنند.
مردم مسلمان وقتى در مراسم هايى كه مربوط به اهل بيت پيامبر صلی الله علیه و آله
هست حاضر مىشوند نسبت به يكديگر محبّت عجيبى پيدا كرده و
يكديگر را اكرام و احترام مىكنند، در آغوش مىگيرند، مىبوسند، كه
همه اينها به لطف و بركت اهل بيت پيامبر معظّم اسلام صلی الله علیه و آله مىباشد.
از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله روايت شده: كسى كه ميهمانى ندهد، هيچ خيرى در او
نيست.[8]
و همچنين از ايشان روايت شده: زمانى كه خداى تعالى خير قومى را
بخواهد، به سمت ايشان هديه مىفرستد.
عرض كردند: چه هديهاى؟
فرمودند: ميهمان؛ با روزى خود مىآيد، و باعث بخشيده شدن گناهان
اهل آن خانه مىشود.[9]
و فرمودند: هر خانهاى كه ميهمان داخل آن نمىشود ملائكه نيز به آنجا
نمىروند.[10]
حضرت ابراهيم علیه السلام هنگامى كه مىخواستند غذايى بخورند به قدر يك
ميل يا دو ميل راه مىرفتند،[11] تا كسى را بيابند و با او غذا بخورند. لذا
ايشان را “ابوالضيفان” يعنى: “پدر ميهمان ها” مىناميدند.[12]
همچنين در روايات وارد شده: هر كه برادر مؤن خود را اطعام كرده تا
او را سير كند، و آب دهد تا او را سيراب كند، خدا او را هفت خندق از
آتش جهنّم دور مىكند، كه بين هر خندقى مسافت پانصد سال راه
باشد.[13]
در روايتى ديگر وارد شده: هر كس مومنی را اطعام كند تا سير شود، هيچ
كس از مخلوقات خدا قدر ثواب آن را نمىداند، نه ملك مقرّب و نه نبىّ
مرسل، مگر خداوند عزّ و جلّ.[14]
صحيح بخارى از عبداللّه بن عمر روايت كرده: شخصى از پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله پرسيد: اسلام چه كسى بهتر است؟
آن حضرت فرمودند: اسلام كسى كه به ديگران طعام بخوراند و به آشنا و
غريبه سلام كند.[15]
همچنين مستحب است انسان اقوام و همسايگان خود را دعوت كند، در
حديثى چنين آمده: شتاب در هر كارى از شيطان است مگر در پنج چيز
كه شتاب در آنها شيوه پيغمبر خداست؛ غذا آوردن براى ميهمان،
برداشتن ميّت (دفن)، شوهر دادن دختر باكره، اداء نمودن قرض، توبه از
گناه.[16]
از ائمّه اطهار علیهم السلام روايت شده: يكى از سعادتهاى مرد در دنيا اين
است كه خانه وسيعى داشته باشد وقتى اين نعمت بزرگ نصيب كسى
شد، مستحب است وليمه بدهد و مؤنان را به طعام دعوت كند.
حضرت اميرالمومنين علیه السلام وقتى خانه علاء بن زياد را وسيع و بزرگ ديد
به او فرمود:
اگر بخواهى با اين خانه بزرگ توشه براى آخرت ذخيره كنى در اين خانه
ميهمانى ده، صله رحم بجاى آور و حقوق آن را در مصارفش بپرداز در
اين صورت به وسيله اين خانه به آخرت دست يافتهاى.[17]
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هيچ ميهمانى بر قومى وارد نمىشود مگر آن كه
روزيش در كنار اوست.[18]
همچنين فرمودند: هر كس به خدا و آخرت ايمان دارد بايد ميهمان خود
را گرامى دارد.[19]
همچنين فرمودند: امّت من مادامى كه به يكديگر محبّت ورزند و امانت
را اداء كنند و از حرام الهى اجتناب ورزند و ميهمان فرا خوانند و نماز بر
پا دارند و زكات بدهند؛ در خير خواهند بود و چون اين كارها را نكنند به
قحطى و خشك سالى گرفتار شوند.[20]
هر كه سه نفر مسلمان را طعام دهد خداوند او را از سه بهشت در
ملكوت آسمان اطعام خواهد كرد. فردوس و بهشت عدن و درخت
طوبى كه در بهشت عدن روئيده و خداوند به دست لطف خود آن را
كاشته.[21]
امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه مومنی را سير كند بهشت بر او واجب
است.[22]
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند، اطعام در راه خدا را دوست دارد و كسى
را كه در راه خدا اطعام مىكند دوست دارد و ورود بركت در خانه وى از
فرو رفتن كارد در كوهان شتر سريعتر است.[23]
همچنين فرمود: بهترين شما كسى است كه اطعام كند،[24] و فرمود: هر كه
برادر مؤن خود را طعام دهد تا سير شود و آب دهد تا سيراب شود
خداوند او را به اندازه هفت خندق، كه فاصله هر دو خندق، پانصد سال
راه باشد، از جهنّم دور كند.
حتّى اين وليمه دادن آن قدر مهم است كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و ديگر ائمّه
اطهار علیهم السلام دائماً مردم مسلمان را توصيه مىكردند كه هر زمان دعوت به
وليمه شدند آن دعوت را قبول كنند،[25] حتّى اگر روزه مستحبى باشند
امر فرمودهاند كه روزه خود را افطار كنند و آن افطار ثوابش خيلى بيشتر
از آن روزه است.[26]
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: حاضر و غايب امّت خود را سفارش مىكنم كه
دعوت مسلمان را بپذيرند اگر چه به قدر پنج ميل راه باشد، و روزه
مستحبى نبايد مانع از اجابت دعوت شود، بلكه به ميهمانى برود و اگر
ميزبان به خوردن چيزى خوشحال شود افطار كند و ثواب اين افطار
بيش از روزه خواهد بود.
حضرت صادق علیه السلام فرمودند: هر كه روزه مستحبى دارد و بر برادر مؤن
خود وارد شود و او را از روزه خود آگاه نكند و روزه بگشايد، خدا ثواب
يك سال روزه براى او خواهد نوشت.[27]
دين مقدّس اسلام درباره آداب سور و اطعام دادن، و اين كه به چه كسانى
و چگونه، اطعام كنيم دستورات به خصوصى دارد، در روايات اسلامى،
حتّى فصلى به عنوانِ “باب اِقراء الضيف و اكرامه[28]” وجود دارد كه به
تكريم و گرامى داشتن و احترام و پذيرايى از ميهمان سفارش مىكند.
لذا يكى از سنّتهاى پسنديده اسلامى، اطعام نمودن برادران دينى
است. امام باقر علیه السلام مى فرمايند: “إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يحِبُّ إِهْرَاقَ
الدِّمَاءِ وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ“؛[29]
يعنى: خداوند ريختن خون (قربانى كردن) و طعام دادن را دوست دارد.
وليمه به ميهمانى هايى گفته مىشود كه حداقل ده نفر در آن شركت
داشته باشند،[30] بنابراين وليمه دادن در شرع مقدّس، سنّت و مستحب
بوده و به بهانههاى مختلف مردم مسلمان را تشويق به دادن وليمه كرده
است؛ مانند: وقتى فرزند به دنيا مىآيد، وقتى كسى ازدواج مىكند، وقتى
از سفرهاى زيارتى برمى گردند و امثالهم.
از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده كه فرمود: هر كس مسجدى ساخت، گوسفند
چاقى را ذبح كند و از گوشت آن به محرومان بينوا اطعام كند و از خداوند
بخواهد كه شرّ سركشانِ جنّ و انس و شيطانها را از او دور كند.[31]
امام هفتم حضرت موسى بن جعفر علیه السلام براى تولّد يكى از فرزندانش
وليمه و اطعام داد و به مدّت سه روز در مسجدها و كوچه ها، در ظرف
هايى به مردم فالوده داده مىشد. برخى پشت سر، اين كار را بر آن
حضرت عيب گرفتند. آن حضرت وقتىشنيد، در پاسخ آن عيبجويى ها،
به سنّت انبياء و روش پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله استناد نمودند.[32]
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مىفرمايند: يكى از حقوق مؤن بر برادر
مؤنش اين است كه دعوت او را اجابت كند.[33]
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مىفرمايند: اگر شخصى برادر دينىاش را به غذايى
دعوت كند و او نپذيرد، در حقّ او ظلم كرده است.[34]
امام صادق علیه السلام فرمودند: از جمله چيزهايى كه سبب آمرزش گناهان
خواهد شد، اطعام كردن مسلمان گرسنه است.[35]
خداى تعالى در حديث قدسى مىفرمايد: اى فرزند آدم! مالى كه در
دست تو است، مال من است و تو هم بنده من هستى و ميهمانى كه براى
تو مىرسد، فرستاده من است. اگر مال مرا از فرستادهام منع كنى، به
بهشت من اميد نداشته باش و توقّع نداشته باش تو را به بهشت ببرم.
[1] – لسانالعرب، جلد: 8، صفحه:166.
[2] – (لسانالعرب، جلد: 8، صفحه: 164) و (مفردات راغب، صفحه: 519).
[3] – (مجمعالبيان، جلد: 10، صفحه: 834) و (فتحالقدير، جلد: 5، صفحه: 285) و (تفسير
قرطبى، جلد: 18، صفحه: 177).
[4] – سوره: ذاريات آيه: 19.
[5] – سوره الحاقه آيه: 34 الى33.
[6] – سبلالهدى، جلد: 1، صفحه: 306.
[7] – (كشفالاسرار، جلد: 10، صفحه: 319 الى 321) و (البرهان، جلد: 5، صفحه: 546
الى 547) و (روح المعانى، جلد: 29، صفحه:270).
[8] – الترغيب و الترهيب، جلد: 3، صفحه: 374.
[9] – بحار الانوار، جلد: 75، صفحه: 461.
[10] – بحار الانوار، جلد: 75، صفحه: 461.
[11] – يك ميل برابر است با 1482 متر.
[12] – (محجة البيضاء، جلد: 3، صفحه: 32) و (احياء العلوم، جلد: 2، صفحه: 12) و (صحيح
بخارى جلد: 8 صفحه: 65).
[13] – (محجة البيضاء، جلد: 3، صفحه: 26) و (احياء العلوم، جلد: 2، صفحه: 9).
[14] – كافى، جلد: 2، صفحه: 201.
[15] – وسائل الشيعة؛ جلد: 24؛ صفحه: 288.
[16] – احياء العلوم، جلد: 2، صفحه: 15.
[17] – نهج البلاغه خطبه 209.
[18] – وسائل الشيعة جلد: 24 صفحه: 316.
[19] – وسائل الشيعة ؛ جلد: 24؛ صفحه: 318.
[20] – وسائل الشيعة؛ جلد: 24؛ صفحه: 318.
[21] – المحاسن؛ جلد: 2؛ صفحه: 393.
[22] – الكافى؛ جلد: 2؛ صفحه: 200.
[23] – مكارم الأخلاق؛ صفحه: 135.
[24] – الخصال؛ جلد: 1؛ صفحه: 91.
[25] – بحار الأنوار؛ جلد: 72؛ صفحه: 447.
[26] – النوادر للراوندى؛ صفحه: 35.
[27] – علل الشرائع؛ جلد: 2؛ صفحه: 387.
[28] – بحارالانوار جلد: 72 صفحه: 458.
[29] – كافى جلد: 4، صفحه: 51،
[30] – معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهية، جلد: 3، صفحه: 504.
[31] – وسايل الشيعه جلد: 16 صفحه: 454.
[32] – وسايل الشيعه جلد: 16 صفحه: 452.
[33] – المحاسن جلد: 2، صفحه: 179.
[34] – قرب الاسناد، صفحه: 160.
[35] – جوامع الحكايات، صفحه: 305.