فراز دوم از وقوع غیبت و این که غیبت تمام نمی شود و ظهور اتفاق نمی افتد، مگر بعد از مدت زمانی طولانی خبر دارد. و فراز سوم می تواند برای این فراز هشدار باشد و امام بفرماید: با آن که غیبت دوم شروع شده و طولانی هم خواهد بود، اما کسانی می آیند و ادعا می کنند که غیبت تمام شده است و آن ها حضور امام ع در جامعه را درک کرده اند. پس منظور از ادعای مشاهده، ادعای حضور ظاهری امام عصر عج در جامعه است و ربطی به دیدن یا ندیدن امام ع ندارد.
علماء و بزرگانی همچون علی اکبر نهاوندی ر،[1] محمد جواد خراسانی ر و سید محمد صدر ر[2] این احتمال را پذیرفته و بیان کرده اند.
قرینه های این احتمال عبارتند از:
اول: لغت؛ همه اهل لغت در واژه «شهد»، معنای حضور را لازم دانسته اند؛[3] معنایی که با غیبت در تضاد آشکار است و همین سبب شده است شهود در مقابل غیب (عالم الغیب و الشّهادة) باشد. از دیدگاه لغوی، منظور از ادعای مشاهده؛ ادعای حضور است.
ماده «شهد» برای حضور و علم به حضور استعمال می شود، نویسنده کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم در مورد این ماده می نویسد: شهد: أصل يدلّ على حضور و علم[4]… یعنی: ماده «شهد» دلالت بر حضور و علم به حضور چیزی است.
شاهد مثال هایی نیز در آیات قرآن به چشم می خورد، من جمله: فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْه.[5] یعنی: پس هر کس از شما که در ماه رمضان حاضر باشد، باید روزه بگیرد.
دوم: اصطلاح روایات؛ با نگاهی به روایات در می یابیم ائمه اطهار عل مشاهده را در مقابل غیبت و به معنای حضور ظاهری امام ع در جامعه برشمرده اند.
امام سجاد ع فرمودند: يَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَة ما صارَتْ بِهِ الْغَیبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ.[6]
ابوخالد کابلی می گوید: خدمت سرورم امام سجاد، علی بن الحسین زین العابدین عل رسیدم… حضرت به من فرمود: «ای اباخالد! مردم زمان غیبت امام دوازدهم ع که قائل به امامت او و منتظر ظهورش باشند برتر از مردم هر زمانی هستند؛ چون خداوند تبارک و تعالی عقل و فهم و معرفتی به آنان داده که غیبت نزد آنان مانند حضور گشته است.»
همان گونه که مستحضرید امام سجاد ع می فرماید: «غیبت به مشاهده تبدیل شده است» و مشاهده به معنای دیدن مقطعی و اتفاقی نیست، بلکه از حضور و دیداری مستمر حکایت دارد.
امام عسکری ع به نقل از آباء بزرگوارشان عل به نقل از پیامبر اکرم ص فرمودند: أَشَدُّ مِنْ يُتْمِ الْيَتِيمِ الَّذِي انْقَطَعَ عَنْ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ يُتْمُ يَتِيمٍ انْقَطَعَ عَنْ إِمَامِهِ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْوُصُولِ إِلَيْهِ وَ لَا يَدْرِي كَيْفَ حُكْمُهُ فِيمَا يُبْتَلَى بِهِ مِنْ شَرَائِعِ دِينِهِ أَلَا فَمَنْ كَانَ مِنْ شِيعَتِنَا عَالِماً بِعُلُومِنَا وَ هَذَا الْجَاهِلُ بِشَرِيعَتِنَا الْمُنْقَطِعُ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا یتِیمٌ فِي حَجْرِهِ أَلَا فَمَنْ هَدَاهُ وَ أَرْشَدَهُ وَ عَلَّمَهُ شَرِيعَتَنَا كَانَ مَعَنَا فِي الرَّفِيقِ الْأَعْلَى.[7]
یعنی: سخت تر از یتیمیِ؛ یتیمی که از پدر و مادر جدا شده، یتیمیِ یتیمی است که از امامش جدا افتاده و دسترسی به او برایش مقدور نیست و وظیفه اش را در ارتباط با شرایع دینش که به آن مبتلا می شود نمی داند. پس بدانید! هر کس از شیعیان ما که با علوم ما آشنا باشد این جاهلان به شریعتِ ما که از مشاهده ما محروم هستند، یتیمی است در دامان او، هر کس او را هدایت و ارشاد کند و شریعت ما را به او بیاموزد او با ما در رفیق اعلی همراه است.
امام عسکری ع از قول پیامبر اکرم ص کسانی را که امکان دسترسی به امام زمان عج را ندارند، منقطع از مشاهده معرفی می کند. که در این جا مقصود؛ کسی است که نمی تواند به حضور برسد، و منظور دیدن نیست که مثلا گاهی نتواند امام ع را ببیند، پس نتیجه آن که مشاهده به معنای حضور است نه دیدن.
امام کاظم ع فرمودند: «فَقِيهٌ وَاحِدٌ يُنْقِذُ يَتِيماً مِنْ أَيْتَامِنَا الْمنْقَطِعِینَ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا بِتَعْلِيمِ مَا هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَيْهِ أَشَدُّ عَلَى إِبْلِيسَ مِنْ أَلْفِ[8] عَابِد.»[9]
«آموزش دادن آن چه یتیمی از ایتام ما که از ما و حضور ما جدا افتاده و نیاز به آن علوم دارد، توسط یک فقیه، بر شیطان از هزار عابد سخت تر است».
در این جا کلمه “مشاهده”، معنای حضور دائمی را می رساند، نه تشرفات و دیدارهای متفرقه.
«كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ جَالِساً فِي مَجْلِسِهِ فَقَالَ يَوْماً فِي مَجْلِسِهِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمَّا أُمِرَ بِالْمَسِيرِ إِلَى تَبُوكَ أُمِرَ بِأَنْ يُخَلِّفَ عَلِيّاً بِالْمَدِينَةِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ أَتَخَلَّفَ عَنْكَ فِي شَيْءٍ مِنْ أُمُورِكَ وَ وَ أَنْ أَغِیبَ عَنْ مشَاهَدَتِک و النظَرِ إِلَی هَدْیک و سَمْتِک فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ يَا عَلِيُّ أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى- إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي.»[10]
یعنی: روزی امام سجاد ع در مجلس خود نشسته بود و فرمود: «هنگامی که رسول خدا ص مأموریت یافت به تبوک برود، دستور یافت حضرت علی ع را در مدینه جانشین خویش سازد. امام علی ع عرض کرد: ای رسول خدا ص من دوست ندارم برای انجام کاری از کارهایتان از شما باز بمانم و از حضورتان و نگاه به سیره و روش شما محروم شوم. رسول خدا ص جواب فرمودند: ای علی! آیا خشنود نیستی که تو نسبت به من، به منزله هارون نسبت به موسی باشی، با این تفاوت که پس از من پیامبری نیست؟»
در این روایت، از کلمه غیبت یک بار در مقابل “مشاهده” و بار دیگر در مقابل “نظر” استفاده شده است و این نشان می دهد منظور از مشاهده، دیدن نیست، بلکه به معنای حضور است. امیرالمؤمنین علی ع می فرماید: « مَا كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ أَتَخَلَّفَ عَنْكَ فِي شَيْءٍ مِنْ أُمُورِكَ وَ وَ أَنْ أَغِیبَ عَنْ مشَاهَدَتِک و النظَرِ إِلَی هَدْیک و سَمْتِک» یعنی: من دوست ندارم برای انجام کاری از کارهایتان در حضور شما نباشم و رفتار زیبای شما را نبینم».
بنابراین با توجه به قرائن موجود در توقیع، در واژه “فلا ظهور” معنای لغوی آن نمی تواند قصد شده باشد، بلکه معنای اصطلاحی آن، یعنی اتفاقی که با آن غیبت تمام شود و امام زمان عج در جامعه حضور یابد منظور می باشد.
وقتی منظور از ظهور، معنای اصطلاحی آن باشد و فراز سوم نیز به فراز دوم حمل شود، باید مشاهده را به گونه ای معنا کرد که هشدار برای فراز دوم باشد. کسانی که ظهور را به معنای دیدار می دانند، ادعای مشاهده را نیز ادعای دیدار معنا کرده اند. ما نیز بعد از رد این برداشت غلط، و اصطلاحی دانستن معنای ظهور، ادعای مشاهده را نیز ادعای حضور امام و نبود غیبت معنا می کنیم. پس اصطلاحی بودن معنای ظهور هم دلالت می کند که منظور از ادعای مشاهده، ادعایی در تضاد و تقابل با «فلا ظهور» است و آن، چیزی جز ادعای حضور امام نیست.
سوم: قرینه «قبل خروج السفیانی و الصیحه»؛ اگر اشکال شود بر حمل مشاهده بر ادعای نیابت که غایت بودن خروج سفیانی و صیحه، با نیابت سازگاری ندارد بلکه با ظهور سازگاری دارد؛ می گوییم هر چند این اشکال وارد نیست و می توان با ادعای نیابت نیز معنا کرد، اما اولویت با حمل به معنای ظهور است و بهتر است فراز سوم بر فراز دوم حمل شود، نه بر فراز اول.
پس این دو نشانه که نشان پایان غیبت است، احتمال دوم را در معنای مشاهده که حضور امام ع و نبود غیبت است تقویت می کند.
چهارم: روایاتی با مضمون تکذیب اعلام هر گونه ادعای ظهور شخصی
قال مفضل: يا سيّدي ففي أي بقعة يظهر المهدي ع ؟
قال ع :«لَا تَرَاهُ عَینٌ فی وَقتِ ظهُورِهِ إِلَّا رَأَتْهُ کلُّ عَینٍ فَمَنْ قَالَ لَکمْ غَیرَ هَذَا فَکذِّبُوهُ».[11]
مفضّل بن عمر می گوید: از مولایم امام صادق ع پرسیدم: ای سرورم! حضرت مهدی ع در چه سرزمینی ظهور می کند؟ حضرت فرمود: چشمی در زمان ظهورش او را نمی بیند، مگر این که همه چشم ها او را می بینند و هر کس جز این به شما گفت او را تکذیب کنید.
امام ع در این روایت می فرمایند: در زمان ظهور امام زمان عج یا همه ایشان را می بینند، یا هیچ کس نمی بیند و اگر کسی خلاف این ادعا کرد و خبر از ظهور داد و گفت: من امام را دیدم که ظهور کرده هر چند شما ندیده اید، او را تکذیب کنید.
در این حدیث، از ظهور با “لَا تَرَاهُ” خبر داده شده و در توقیع “ادعی المشاهدة” آمده است. و هر دو به یک معناست. لذا این احتمال وجود دارد که منظور از مشاهده، همان ادعای دیدن امام در حال حضور باشد؛ دیدنی که با غیبت منافات دارد و به معنای پایان آن است، و تشرفات و دیدارهایی که در زمان غیبت روی می دهد و به معنای، پایان غیبت نیست را شامل نمی شود.
امام صادق ع فرموده اند: «لَا یقُومُ الْقَائِمُ ع حَتَّی یقُومَ اثْنَا عَشَرَ رَجُلاً کلُّهُمْ یجْمِعُ عَلَی قَوْلِ إِنَّهُمْ قَدْ رَأَوْهُ فیکذِّبُهُم»[12]
یعنی: حضرت قائم ع قیام نمی کند تا آن که دوازده نفر می آیند و همه آنها بر این گفته که امام ع را دیده اند اتّفاق نظر دارند، ولی امام ع آنان را تکذیب می کند.»
مرحوم نعمانی ر در این باره می فرماید:
قالوا من روى لكم عنا توقيتا فلا تهابوا أن تكذبوه كائنا من كان فإنا لا نوقت و هذا من أعدل الشواهد على بطلان أمر كل من ادعى أو ادعي له مرتبة القائم و منزلته و ظهر قبل مجيء هذه العلامات لا سيما و أحواله كلها شاهدة ببطلان دعوى من يدعي له… .[13]
امامان عل فرموده اند: هر کس از سوی ما وقتی را برای ظهور تعیین کرد، نترسید که او را تکذیب کنید (منظور این است که با یقین تکذیبش کنید)، هر کس که باشد؛ چرا که ما وقتی را معیّن نمی کنیم و این بهترین شاهد بر بطلان کسی است که پیش از آمدن علائم حتمی، ظهور کند و مقام و منزلت حضرت قائم ع را ادعا کند یا برای او ادعا کنند به ویژه که همه حالات وی شهادت می دهد که ادعای کسی که به نفع او ادعا شده باطل است.
از این روایت به دست می آید که گروهی پیش از آمدن نشانه ها، ادعای دیدن امام ع را می کنند اما منظور از دیدن در این روایت، تشرفات به محضر مقدس امام عج نیست.
[1] العبقری الحسان، جلد: 2، صفحه: 584.
[2] تاریخ الغیبة الصغری، جلد: 1، صفحه: 653.
[3] معجم مقاییس اللغة، جلد: 3، صفحه: 221.
[4] جلد: 6، صفحه: 128.
[5] سوره: بقره، آیه: 185.
[6] كمال الدين و تمام النعمة، جلد: 1، صفحه: 319.
[7] احتجاج علی اهل اللجاج، جلد: 1، صفحه: 16.
[8] في بعض النسخ« ألف ألف عابد».
[9] الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، جلد: 3، صفحه: 56.
[10] الإحتجاج على أهل اللجاج، جلد: 2، صفحه: 330.
[11] رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهارعل جلد: 3، صفحه: 215.