سؤال صد و سى و دوم:
آيا تفاوتى ميان دو صفت قدر دانى و شكر وجود دارد يعنى شخص
قدردان همان شخص شاكر است يا خير؟
پاسخ ما:
قدر دان بودن مقدمه ايست براى شاكر بودن يعنى كسى اهل تشكر كردن است كه
اول قدر دان باشد.
سؤال صد و سى و سوم:
اگر شخصى با توسل به اولياء خدا مرض روحى و يا مشكلش
برطرف بشود، چگونه مىتواند از آن ولى خدا قدر دانى كند؟ به طور
كلى انسان چگونه مىتواند قدر دان خداى تعالى و اولياء عزيزش باشد؟
پاسخ ما:
اين سؤال مبهم پرسيده شده چرا كه معلوم نيست آن ولى خدا در قيد حيات است
يا از دنيا رفته؛ منظور قدر دانى مادى است يا معنوى امّا على كل حال:
اگر آن ولى خدا در قيد حيات است و منظور قدر دانى مادى است مطابق با وضع
مالىخويش هديهاى براى ايشان تهيه كنيد چون اين كار خود نوعى ابراز محبت است
و اثرات مفيدى دارد اگر آن ولى خدا از دنيا رفته و منظور قدر دانى مادى است مطابق با
وضع مالى خويش پول در مرقدش بياندازيد و يا به فرزندان و نوادگانش هديه بدهيد
اگر هم منظورتان قدردانى مادى نيست بهترين قدردانى از اولياء خدا چه آن اولياء
خدائى كه در قيد حيات هستند و چه آن اولياء خدائى كه از دنيا رفتهاند اين است كه در
صراط مستقيم حركت كنيم و از گناه و معاصى پروردگار بپرهيزيم و اعتقادات صحيحى
داشته باشيم شُكْرُ النِّعْمَةِ اجْتِنَابُ الَْمحَارِم.[1]
[1] – الكافى جلد: 2 صفحه: 95.