سؤال صد و سى و هفتم:
در وبلاگ شخصىتان حضرتعالى فرموده بوديد هر چه انسان
بخواهد خود را به امام عصر «ارواحنا فداه» نزديكتر كند بايد شرايط
بيشترى در خود ايجاد كند و يكى از آن شرايط فرموده بوديد اين است
كه حدّ خودمان را بشناسيم، هر فردى چگونه مىتواند حد خود را
بشناسد؟
پاسخ ما:
هر شخصى با صداقت مىتواند حد خود را بشناسد مثلاً اگر كسى پاك نيست يعنى
صفات رذيله در روحش وجود دارد چنين شخصى خودش بهتر از هر شخص ديگر
مىداند كه روحش آلوده به مثلاً حسادت است لذا حق اين كه اداى افراد پاك و وارسته
بيرون بياورد ندارد اگر كسى يك صفت رذيله داشته باشد خودش حتى بهتر از استاد و
مربى واقف به صفت رذيله خويش است لذا به جاى اين كه اداى اولياء الهى را بيرون
بياوريم بايد بنشينيم و يك فكرى براى تزكيه صفات رذيلهمان بكنيم شاعر مىگويد:
تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگى همه آماده كنى
سؤال صد و سى و هشتم:
چه موانعى باعث مىشود كه يك شخص قادر به درك محضر
حضرت ولىعصر «ارواحنا فداه» و ديدن ملكوت عالم و ملائكه نشود؟
پاسخ ما:
در مرحله اول انجام گناه در مرحله دوم انجام مكروهات در مرحله سوم داشتن
صفات رذيله، امام عصر «ارواحنا فداه» خودشان مىفرمايند: وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ
لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتَِماعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقَائِنَا وَ
لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا يَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا
مَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤثِرُهُ مِنْهُم.[1]
همچنين ممكن است خداى تعالى نخواسته باشد، يعنى يك شخص هر چند خود
را جزء اولياء خدا كرده باشد امّا خواست خدا بر اين باشد كه اين شخص حضرت را
نبيند ملائكه و همچنين ملكوت را نبيند.
ديدن ملكوت و ملائكه با نديدنش هيچ فرقى ندارد ملاك علم و تقواى انسان
است ممكن است دو ولى خدا با هم مقامشان يكسان باشد امّا يكى از نظر ظاهرى
خيلى چيزها ببيند و ديگرى هيچ نبيند اين كه عرض كردم از نظر ظاهر چون اولياء خدا
حتى خداى تعالى را هم مىبينند چه رسد به ملائكه كه مخلوق خدا هستند حضرت
امير علیه السلام فرمودند: من خدائى را كه نديده باشم عبادت نمىكنم مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ
أَرَهُ [2]
سؤال صد و سى و نهم:
پس از گذراندن چه مراحلى و چگونه ظهور شخصى براى فرد رخ
مىدهد؟
پاسخ ما:
بعد از اين كه انسان تقوايش را حفظ نمود و اين روحيه ملكهاش شد اكثر مزايائى
كه در زمان حضور امام زمان «ارواحنا فداه» براى افراد هست به صورت خصوصى براى
چنين شخصى خواهد بود مثلاً در زمان حضور امام زمان «ارواحنا فداه» مردم در صراط
مستقيم حركت مىكنند چنين شخصى هم اگر چه در زمان غيبت است امّا به خاطر
حفظ تقوا در صراط مستقيم حركت مىكند و يا در زمان حضور امام علیه السلاممردم از علم
بالائى برخوردار خواهند بود چنين شخصى نيز با اين كه در زمان غيبت به سر مىبرد
امّا خداى تعالى علم بالائى به وى عنايت مىفرمايد: و خلاصه منظور از ظهور شخصى
اين نيست كه ما به طور خصوصى به منزل آن حضرت برويم چون زمان غيبت است و
راه ارتباط حضورى تقريبا بسته شده است البته من مانند بعضى از بىخردان، منكر
تشرفات نيستم كه بخواهم بگويم نمىشود خدمت حضرت رسيد خيلى از بزرگان و
حتى غير بزرگان و مردم عوام حتى اهل سنت و يهود و نصارا خدمت آن حضرت
رسيده و كسب فيض كرده و كتابها در اين باره نوشته شده است حتى بعضى از
اصحاب خاص آن حضرت مثلاً همان سيصد و سيزده نفرى كه كسى در وجودشان
شك و شبههاى ندارد در همين زمان كه زمان غيبت است حضورى خدمت حضرت
مىرسند و ممكن است حضرت مأموريتهائى هم به آنها بدهند امّا اين كه همه مردم
يا اكثر مردم بتوانند اين گونه با حضرت در ارتباط باشند ممكن نيست چون اگر چنين
باشد ديگر غيبت نيست بلكه ظهور شده است.
سؤال صد و چهلم:
افرادى كه با امام زمان علیه السلام در ارتباط هستند و حضرت به آنها
مأموريتهائى مىدهند چه خصوصيت و ويژگى دارند؟
پاسخ ما:
حلواى لن ترانى تا نخورى ندانى ظاهرا در هر زمان عدهاى از افراد پاك و مهذب
در خدمت آن حضرت و تحت تربيت ايشان هستند و تعداد آنها نيز 313 نفر گفتهاند و
ممكن است بيشتر از اين تعداد نيز باشد اميدوارم با ظهور موفور السرور آن امام مهربان
همه ما در خدمت آن بزگوار قرار بگيريم.
سؤال صد و چهل و يكم:
اين كه مىفرمايند: سنخيت روحى با امام زمان «ارواحنا فداه» برقرار
كنيد به چه معناست؟
پاسخ ما:
به اين معناست كه شما هم مانند ايشان بشويد يعنى سليقه شما، خواستههاى شما،
زندگى شما، روحيات شما و خلاصه همه چيز شما از همان سنخ و جنسى باشد كه امام
زمان «ارواحنا فداه» هستند. مثلاً آيا امام زمان شما سخى است يا نستجير باللّه بخيل شما
نيز مثل امام زمانتان باشيد و… .
سؤال صد و چهل و دوم:
با توجه به آيه شريفه وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ
أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ
أُولئِكَ رَفيقاً و اين كه علماء و بزرگان علم اخلاق مىفرمايند: اگر
شخصى با جديت قدم در مراحل تزكيه نفس بگذارد هر چند يك روز
باشد كه وارد اين مراحل شده باشد اگر همان روز از دنيا رفت خداى
تعالى لطف مىكند و او را در بهشت برزخى و در كنار انبياء و صديقين و
شهداء و صالحين قرار مىدهد.
حال اگر شخصى تازه امّا با جديت قدم در راه تزكيه نفس گذاشته
باشد و قبل از اين كه به طور كامل روحش را از صفات رذيله پاك كند
امام زمان «ارواحناه فداه» ظهور بفرمايند آيا ممكن است به اين شخص لطف
شود و جزء ياران امام عصر «ارواحناه فداه» قرار بگيرد؟ زيرا در زيارت آل
يس مىفرمايند: يَوْمَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْل يعنى
ايمان آوردن در زمان ظهور نفعى ندارد، مگر اين كه از قبل ايمان داشته
باشد؟
پاسخ ما:
اميدواريم اين گونه باشد، ان شاء اللّه.
سؤال صد و چهل و سوم:
اينكه روز جمعه متعلق به امام عصر «ارواحنا فداه» و در آن روز ما
ميهمان آن حضرتيم اين ميهمانى به چه معنا و چگونه است؟
پاسخ ما:
روز جمعه متعلق به امام عصر «ارواحنا فداه» است و ما ميهمان ايشان هستيم منظور
ميهمانى روحى و معنوى است همان گونه كه در ماه مبارك رمضان ميهمان خداى تعالى
هستيم هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّه[3] همان طور نيز روز جمعه ميهمان امام عصر
«ارواحنا فداه» هستيم.
به طور كلى ما نبايد از ائمه اطهار علیهم السلام و انبياء الهى و اولياء خدا توقع ماديات داشته
باشيم بلكه بايد از آنها انتظار مطالب علمى و روحى و معنوى داشته باشيم شاعر
مىگويد:
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد نكن
كه دوست خود روش بنده پرورى داند
امّا اين كه اگر هر كدام از ما بخواهيم به آنها محبتى كنيم مادى محبت مىكنيم مثلاً
مورچه قسمتى از ران يك ملخ براى حضرت سليمان هديه مىبرد علتش آن است كه ما
از جهت روحى و معنوى و علمى در مقابل آنها هيچ هستيم و نمىتوانيم از اين جهات
به آنها نفعى برسانيم، درست است كه از جهت مادى نيز آنها خداى تعالى را دارند و
نيازى به هيچ احد الناسى ندارند امّا ما چه كنيم.
قرآن مىفرمايد: يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا
الْكَيْلَ.[4]
ما كه از جهت علمى در مقابل آنها هيچ هستيم چرا كه آنها معدن علم هستند وَ
مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ
أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ[5] از نظر روحى و معنوى هم هر چه داريم به بركت آنها داريم بِمُوَالاتِكُمْ
عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا وَ بِمُوَالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ
النِّعْمَةُ وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَة [6] پس چگونه محبت كنيم
لذا ناچار هستيم از جهت مادى محبت كنيم شما ببينيد حضرت سليمان آن قدر از
جهت مادى و قدرت متمكن بوده كه تا به امروز قدرت و اموالش معروف و مشهور
است حتما همه شما مُلك سليمان را شنيدهايد امّا اين مورچه با محبت چگونه محبتش
را به آن حضرت ابراز كند.
لذا هر چند حضرت سليمان آن ملك خدادادى را دارد امّا مورچه متناسب با فكر و
وضع مالى خويش قسمتى از ران يك ملخ را براى حضرت سليمان هديه مىبرد و
هديهاش هم چون روى اخلاص و محبت قلبى بوده هر چند حضرت سليمان مثلاً يك
سوم ران يك ملخ اصلا به هيچ دردش نمىخورد امّا از ايشان قبول مىكند چون ما بايد
محبتهاىمان را هر طورى هست ابراز كنيم و انبياء و اولياء الهى هم اگر هدايا و
محبتهاى ما را قبول مىكنند به همين جهت است كه ما محبتمان را ابراز كرده باشيم
وگرنه خودشان نيازى ندارند حضرت امام صادق علیه السلام زمانى كه بعضى از دوستانشان
هديههائى براى ايشان آورده بودند به آنها فرمودند: من محتاج به هداياى شما نيستم،
من در مدينه از همه مردم متموّلتر و ثروتمندتر هستم امّا علت قبول كردن اين هدايا از
شما آن است كه با قبول اين هدايا شما پاكيزه مىشويد يعنى به اين وسيله تزكيه نفس
مىشويد سپس فرمودند: شنيدم از پدرم كه فرمودند: هر كس يك سال بر او بگذرد و از
مال خود كم يا زياد ما را صله نرساند خداى تعالى روز قيامت به سوى او نظر نخواهد
كرد.
چون اين را بدانيد هيچ عملى به اندازه ابراز محبت و هديه دادن به امام و ديگر
اولياء الهى انسان را از گناهان پاك و به كمالات روحى نمىرساند مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى
اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ إِخْرَاجِ الدِّرْهَمِ إِلَى الْإِمَامِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيَجْعَلُ لَهُ الدِّرْهَمَ فِى
الْجَنَّةِ مِثْلَ جَبَلِ أُحُدٍ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ مَنْ ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً
فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ ثُمَّ قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ فِى صِلَةِ الْإِمَامِ خَاصَّةً.[7]
ببيند چقدر فرق مىكند كه با چه ديدى به قضايا بنگريم يك وقت هست فكر
مىكنيم اين ولى خدا چقدر خوشحال شد كه فلان هديه به او داديم و يك وقت
معرفتش داريم و مىفهميم اين شخص امام است، ولى خداست و مايحتاجش با خود
خداست و خدا هم غنى مطلق است و هر چه اوليائش بخواهند به آنها عطا مىكند پس
اگر از ما هديه قبول كردند هر چند به نظر خودمان هديه خيلى بزرگى باشد امّا در ديد
اولياء خدا شايد هيچ باشد و ايشان فقط به جهت اين كه ما ابراز محبت خود كرده باشيم
براى تزكيه شدن نفسمان است كه آن هديه را قبول مىكنند چون همه كسانى كه قصد
خودسازى و تزكيه نفس دارند بايد دائما از اموال و دارائىهاى خويش هر كس
متناسب با وسعش هدايائى به انبياء و اولياء الهى علیهم السلام برسانند اين مطلب روايت دارد و
من در كتاب در محضر قرآن رواياتش آورده و توضيح دادهام.
شما اگر به جريان مورچه و هديهاش به حضرت سليمان دقيق بشويد متوجه
مىشويد كه چه عرض مىكنم.
لذا ما اگر محبتهايمان مادى است از ناچارىمان هست امّا اهلبيت عصمت و
طهارت علیهم السلام منبع علم و فيض هستند اولياء خدا به تبع آنها همين طورند لذا آنها
محبت شان معنوى و علمى است و ما هم بايد همين گونه انتظار داشته باشيم نه اين كه
وقتى مىگويند روز جمعه ميهمان حضرت هستيم منتظر باشيم تا يك نفر بيايد و دست
ما را بگيرد و به منزل حضرت ببرد و حضرت هم يك پرس غذا براى ما تهيه كرده
باشند و ما بخوريم و برگرديم.
[1] – بحارالأنوار جلد: 53 صفحه: 177.
[2] – الكافى جلد: 1 صفحه: 138.
[3] – وسائلالشيعة جلد: 10 صفحه: 313.
[4] – سوره: يوسف آيه: 88.
[5] – فرازى از زيارت جامعه كبيره.
[6] – فرازى از زيارت جامعه كبيره.
[7] – بحارالأنوار جلد: 24 صفحه: 279.