از شخص مومنی نقل شده: خداوند به من يك دختر عطا كرد و بعد
از او سه بچه ديگر به دنيا آوردم كه هيچ كدام صحيح و سالم نبودند و بعد
از يك هفته مىمردند و من دائما از خداوند مىخواستم كه پسرى
صحيح و سالم به من عطا كند.
روزى خواب بودم در عالم رويا ديدم دكترى كه به او مراجعه
مىكردم ظرفى به من داد كه درون آن مايعى مثل جوهر بود و به من گفت
اين داروى تو از طرف حضرت ام البنين عليهاالسلام است. من خنديدم و گفتم
چه مى گويى؟
آيا اين دوايى است كه مرض را شفا مىدهد و ممكن است من بچه
اى صحيح و سالم به دنيا بياورم. گفت: بله اين داروى توست كه حضرت
ام البنين عليهاالسلام داده است. پس من دارو را گرفتم و از اتاق دكتر خارج شدم.
بالاخره من حامله شدم و شكر خدا فرزندى سالم و صحيح به دنيا
آوردم.