زمانى كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله هشت سال و هشت ماه و هشت روز از عمر بابركتشان در
دنيا گذشت، حضرت عبدالمطلب علیه السلام در حالى كه صد و بيست سال از عمر شريفش
در دنيا گذشته بود، دار فانى را وداع گفت،[1] وى هنگامى كه در حال احتضار قرار
داشت فرزندان خود را فرا خواند، و قبل از هر چيزى در مورد پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به آنها
سفارش و وصيت نمود.
بعد در مورد اين كه كدام يك از آنها حاضر مىشوند بعد از مرگ او، كفالت پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله را به عهده بگيرند سخن به ميان آورد، در اين هنگام تمامى فرزندان اعلام
آمادگى خويش را جهت اين افتخار بزرگ اعلام كردند، ابولهب گفت: من اين كار را
خواهم كرد.
حضرت عبدالمطلب علیه السلام فرمود: تو شرّ به او نرسان، اميدى به خيرت نيست.
بعد از ابولهب، عباس عرض كرد: اگر اجازه بفرماييد من حاضرم چنين كارى انجام
دهم.
حضرت عبدالمطلب علیه السلام فرمود: نه، تو چهرهاى خشمناك دارى مىترسم محمد
اذيت شود، زبير و ابوطالب علیه السلام نيز مانند ديگران آمادگى خويش را اعلام كرده بودند و
هر دوى آنان به حسب ظاهر مورد تاييد جناب عبدالمطلب علیه السلام واقع شده بودند، البته
نظر حضرت عبدالمطلب علیه السلام روى جناب ابوطالب علیه السلام بود، اما چون مىخواست به
حسب ظاهر همه چيز عادى پيش برود و همچنين مىدانست خواست خداى تعالى هم
بر اين است كه اين كفالت با حضرت ابوطالب علیه السلام باشد، لذا امر را به قرعه بين آن دو
بزرگوار محوّل فرمود، و سرانجام قرعه به نام حضرت ابوطالب علیه السلام افتاد.[2]
[1] ـ تاريخ يعقوبى و بحار الانوار.
[2] ـ المنتظم فى تاريخ الامم و الملوك، جلد: 2، صفحه: 281.