وصيت عبد المطلب به ابوطالب عليهما السلام

بعد از اين كه حضرت ابوطالب   علیه السلام براى كفالت و سرپرستى پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله تعيين
گشت حضرت عبدالمطلب   علیه السلام خطاب به وى فرمود:

وَصّيتُ مَن كُنيَتُه بطَالِب

 عَبد مَنَاف وَ هُو ذُو تَجَارِب

يَا ابنَ الحَبِيِب أكرَمُ الأقَارِب

 بِابنِ الَذَى قَد غَابَ غَير آئِب[1]

يعنى: به كسى كه كنيه او را ابوطالب نهادم و اسمش عبد مناف است، و مردى كار
آزموده و با تجربه است، وصيت مى‏كنم، اى پسر عزيزترين و گرامى‏ترين
خويشاوندان، در مورد فرزند كسى كه رفته و باز نمى‏گردد سفارش مى‏كنم.

حضرت ابوطالب   علیه السلام در پاسخ وى اظهار داشت:

لَا تُوصِنى بِلَازم وَ وَاجِب

 اَنّى سَمِعتُ أعَجُب العَجَائِب

مِن كُل حِبر عَالِم و كَاتِب

 بَانَ بِمُحمَد اللّه قَولُ الرَاهِب[2]

يعنى: اين امر بر من لازم و واجب است، و نيازى به وصيت ندارد، و من مطالب
عجيبى شنيده ام، از هر عالم و دانشمند و نويسنده اى، و سپاس خداى را كه گفته راهب
روشن شد.

حضرت عبدالمطلب   علیه السلام فرمودند:

اى ابوطالب، تو بايد در نگهدارى و نگهبانى اين فرزند تنها، كه بوى پدر را
استشمام نكرده و شفقت و مهربانى مادر نچشيده است بكوشى، او را چون جگر گوشه
خود بدان، من در ميان تمام فرزندانم تو را به سرپرستى او برگزيدم، براى آن كه تو برادر
تنى پدر او هستى.

اگر توانستى از او پيروى كن و به زبان و دست و مال خود او را يارى نما، زيرا به
خدا سوگند به زودى بر همه شما سرورى و آقائى خواهد يافت، و مالك چيزى خواهد
شد كه هيچ يك از پدران من مالك آن نبوده‏اند، آيا سفارش و وصيت مرا قبول كردى؟

حضرت ابوطالب   علیه السلام عرض كرد: آرى، پذيرفتم و خدا را بر اين امر شاهد
مى‏گيرم.

در اين هنگام حضرت عبدالمطلب   علیه السلام فرمود: دستت را دراز كن، و دست
ابوطالب   علیه السلام را گرفت و از وى براى اين امر تعهد گرفت، سپس فرمودند: اكنون مرگ
بر من آسان گرديد.[3]

حضرت ابوطالب   علیه السلام از اين مقام و سعادتى كه با سرپرستى پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله شامل
حالش شده، شاد و مسرور بود و نهايت سعى و تلاشش را در رسيدگى به امور پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آله انجام مى‏داد، و از بذل مال و آبروى خويش در اين راه دريغ نمى‏كرد.

وقتى حضرت ابوطالب   علیه السلام كفالت پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله را عهده دار شد، با خوشحالى
فراوان به سمت خانه شتافت و به همسرش چنين مژده داد: اين پسر برادرم هست و
عزيزتر از همه فرزندان و اموالم خواهد بود، مواظب باش كسى كوچك‏ترين تعرضى به
او نداشته باشد، او نور چشم و پاره تنم است، امر او امر من، و نهى او نهى من خواهد
بود،[4] فاطمه بنت اسد   عليهاالسلام همسر حضرت ابوطالب   علیه السلام نيز در اين زمينه هيچ گونه
كوتاهى مرتكب نشد.


[1] ـ الدر النظيم فى مناقب الائمه اللهاميم، صفحه: 211.

[2] ـ مناقب ابن شهرآشوب، جلد: 1، صفحه: 25.

[3] ـ كحل البصر فى سيره خير البشر، صفحه: 57.

[4] ـ ابوطالب اسوه مقاومت و ايمان، صفحه: 22.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: