همان طور كه از بعضى آيات و روايات و همچنين نقل تواريخ به دست مىآيد و ان
شاء اللّه ما در اين كتاب مفصلا به يك يك آنها اشاره خواهيم نمود، حضرت
ابوطالب علیه السلام نبىاى از انبياء الهى بودهاند، اما حتى اگر بخواهيم خيلى سطحى نگرانه به
اين جريان نگاه كنيم حتى به حسب ظاهر طبق آيات و روايات و نقل تواريخ شيعه و
سنى به اين نتيجه خواهيم رسيد كه ايشان ولىاى از اولياء بسيار بزرگ خداى تعالى
بودهاند.
چون مصلحت خداى تعالى بر تقيه كردن حضرت ابوطالب علیه السلام در عصر خويش
بود و بعد از آن نيز دشمنان و منافقان نه تنها نگذاشتند شخصيت بزرگ اين پيامبر خدا
به طور صحيح و مطابق با واقع معرفى گردد، بلكه چون قدرت در دست داشتند اين
بزرگوار را مطابق با غرائض و كينههايى كه از فرزندان عزيزش مخصوصا أميرالمؤمنين
على علیه السلام داشتند معرفى كردند، لذا به همين جهت است كه عرض مىكنم به حسب
ظاهر، وگرنه براى صاحبان مغز و كسانى كه حقد و كينه و تعصب نداشته باشند حتى اگر
به تاريخ زندگى ايشان رجوع كنند، اعمال ايشان، گفتار ايشان، سكوت ايشان، قيام
ايشان، محبت ايشان، غضب كردن ايشان و خلاصه لحظه به لحظه زندگى ايشان بيانگر
اين مطلب است كه غير پيامبر خدا هيچ كس ديگر نمىتواند اين چنين بوده باشد.