حضرت ابوطالب علیه السلام بعد از علنى شدن ايمان و اسلام حضرت حمزه علیه السلام بسيار
خوشحال شد و شعر زير را سرود:
فَصَبْراً أَبَايَعْلَى عَلَى دِينِ أَحْمَدَ
وَ كُنْ مُظْهِراً لِلدِّينِ وُفِّقْتَ صَابِراً
وَ حُطْ مَنْ أَتَى بِالدِّينِ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ
بِصِدْقٍ وَ حَقٍّ لَا تَكُنْ حَمْزُ كَافِراً
فَقَدْ سَرَّنِى إِذْ قُلْتَ إِنَّكَ مُؤمِنٌ
فَكُنْ لِرَسُولِ اللَّهِ فِى اللَّهِ نَاصِراً
وَ نَادِ قُرَيْشاً بِالَّذِى قَدْ أَتَيْتَهُ
جِهَاراً وَ قُلْ مَا كَانَ أَحْمَدُ سَاحِراً
يعنى؛ اى ابويعلى! (حمزه) بر دين احمد پايدار و آشكار كننده آن باش و موفقيت
تو در استقامت و شكيبايى تو است.
و از كسى كه از جانب پروردگارش دينى را به راستى و استوارى آورده حمايت كن
و از اين امر كوتاهى نكن.
چقدر مسرور و خوشحال شدم كه گفتهاى ايمان دارى، پس همواره يارى كننده راه
خدا و راه رسول خدا صلی الله علیه و آله باش.
پس آشكارا صداى خود را به آن چه كه ظاهر كردهاى (يعنى ايمانت) بلند كن و به
گوش قريشيان برسان كه احمد ساحر و جادوگر نيست.
حضرت ابوطالب علیه السلام شعر ديگرى نيز سرودند كه در آن به چهار نفر از بهترينها
سفارش حمايت كردن از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مىكند و شعر به شرح ذيل است:
أُوصِى بِنَصْرِ النَّبِيِّ الْخَيْرِ مَشْهَدَهُ
عَلِيّاً ابْنِى وَ شَيْخَ الْقَوْمِ عَبَّاسَا
وَ حَمْزَةَ الْأَسَدَ الْحَامِيَ حَقِيقَتَهُ
وَ جَعْفَراً أَنْ يَذُودُوا دُونَهُ النَّاسَا
كُونُوا فِدَاءً لَكُمْ أُمِّى وَ مَا وَلَدَتْ
فِى نَصْرِ أَحْمَدَ دُونَ النَّاسِ أَتْرَاسَا
يعنى؛ چهار نفر را به يارى كردن و حمايت از پيامبر خدا (حضرت محمد صلی الله علیه و آله)
سفارش مىكنم؛ فرزندم على علیه السلام و بزرگ قوم عبّاس را.
و حمزه علیه السلام آن شيرى كه پاسدار حقيقت است و همچنين جعفر علیه السلام را تا به وسيله
حمايت خود شرّ و گزند مردم را از او دور بدارند.
اى به فداى شما باد مادرم و همه فرزندانش، در راه يارى احمد همچون سپرها
باشيد.