شهادت حضرت حمزه عليه السلام

حضرت حمزه سيدالشهداء   علیه السلام سرانجام بعد از عمرى فداكارى و فعاليت جهت
پيشبرد دين مقدس اسلام در جنگ احد به شهادت رسيد و شهادت او باعث ناراحتى
شديد پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله گرديد.

مردم مسلمان روى مقبره حضرت حمزه سيدالشهداء   علیه السلام عموى بزرگوار پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آله بارگاه و مسجد ساختند و همواره در طول تاريخ به آن مكان مقدس مى‏رفته و
تبرك جسته و به آن وجود مقدس توسل مى‏كردند و خلاصه در آن مكان خداى تعالى
را عبادت مى‏نمودند، مورخان تاريخ ساخت آن مسجد و بارگاه را قرن دوم گفته‏اند،[1]
در زمان خلافت ابوالعباس احمد بن مستضى‏ء ملقب به الناصر دين‏اللّه، خليفه عباسى،
كه مورخان وى را فردى بسيار متعصب بر مذهب خود ياد كرده‏اند به دستور مادر اين
خليفه، مسجد و بارگاه حضرت حمزه   علیه السلام را توسعه دادند و قبه‏اى بلند و زيبا و محكم
با درى از آهن براى آن بارگاه ساختند و ضريحى منقش از چوب ساج بر قبر مطهرش
نهادند،[2] و حتى در عصر عثمانى‏ها دو مرتبه اين بارگاه تعمير و بازسازى شد،[3] اما
متأسفانه بعد از روى كار آمدن فرقه تازه تأسيس وهّابيت، و به قدرت رسيدن آل سعود
در سعوديه بارگاه و مسجدى كه مردم مسلمان براى مقبره مطهر اين عموى بزرگوار
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله كه عمرى براى پيشبرد دين مقدس اسلام زحمت كشيد و در راه خدمت
به راه خدا و پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله جان فشانى‏ها كرد و همان گونه كه مورخين و علماء و
بزرگان سنى و شيعه در كتاب‏هاى خود نوشته و تاييد كرده‏اند بعد از علنى كردن ايمان و
اسلام حضرت حمزه   علیه السلام كمتر موردى پيدا شد كه كسى پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله را اذيت كند؛
چرا كه تمام مشركين از ابهت و عظمت حضرت حمزه   علیه السلام در هراس بودند و همچنين
خود حضرت حمزه   علیه السلام علنى به تبليغ دين مقدس اسلام و تبليغ رسالت حضرت
محمد   صلی الله علیه و آله مى‏پرداخت، در اكثر جنگ‏ها حضور داشت و خلاصه آن قدر نقش بزرگ
حضرت حمزه   علیه السلام در پيشرفت دين مقدس اسلام مشهود است كه حتى مغرضين هم
نتوانسته‏اند چشم پوشى و حاشا كنند و خدمات ارزنده آن وجود شريف را در
كتاب‏هاى خود ذكر كرده‏اند، و من متاسفانه چون موضوع كتاب مربوط به حضرت
حمزه   علیه السلام نيست بيشتر از اين نمى‏توانم مطلب بنويسم، اما آن قدر بزرگان شيعه و سنى
از خدمات و محبت‏ها و جان فشانى‏ها و اثرات مثبت حضرت حمزه   علیه السلام براى دين
مقدس اسلام و پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله نوشته و تاييد كرده‏اند كه يقينا اگر بخواهم كتابى در
شرح احوالات اين عموى بزرگوار پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله بنويسم كتابى قطور و شايد از يك
جلد نيز بيشتر شود، حضرت حمزه‏اى كه آن قدر براى عالم اسلام عزيز و داراى احترام
بود كه بعد از شهادت وى بسيارى از صحابه نام فرزندان خود را حمزه مى‏گذاشتند،[4]
حضرت حمزه‏اى كه مورخان و بزرگان شيعه و سنى در كتاب‏هاى خود اذعان كرده‏اند
كه اگر ايشان و جعفر بن ابى طالب   علیهم السلام در زمان شهادت پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله در قيد حيات
بودند هيچ كس جرأت اين كه خلافت حضرت على بن ابى طالب   علیهم السلام را غصب كند
نداشت،[5] اما متاسفانه فرقه‏اى تازه تاسيس كه مؤس اصلى آن صهيونيسم‏هاى يهود
بوده كه از تشكيل اين فرقه هدفى جز از بين بردن و نابود كردن دين مقدس اسلام و آثار
ارزنده آن نداشته‏اند و متاسفانه تا حدودى در اين امر موفق بوده‏اند، به جاى قدردانى از
زحمات اين بزرگ مرد جهان اسلام و يا لااقل به پاس احترام و محبتى كه پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آله به اين وجود شريف داشت علاوه بر اين كه اين مسائل را ناديده گرفتند،
بارگاه مطهر و مسجدى كه روى قبر شريفش بود را خراب كردند.

به اميد روزى كه مردم مسلمان از خواب غفلت بيدار شوند و به پاس خدمات
ارزنده اين ابرمرد جهان اسلام كه امروز تمامى مردم مسلمان، اسلام و ايمان خويش را
تا حد زيادى مديون جان فشانى‏ها و خدمات ارزنده اين مرد شريف به عالم اسلام
هستند، و به پاس احترام گذاشتن به پيامبر عظيم الشأن اسلام   صلی الله علیه و آله كه محبت شديدى به
حضرت حمزه   علیه السلام داشت، رگ غيرتشان به جوش آيد و بيشتر از اين نگذارند فرقه‏اى
كه مؤس آن يهود بوده آثار دين مقدسشان را از بين ببرند و بارگاه با شكوهى براى اين
عموى بزرگوار پيامبر اسلام   صلی الله علیه و آله و همچنين بارگاه مفصلى براى ائمه مظلوم بقيع   علیهم السلام
كه كم‏ترين عنوان آن بزرگواران ذرارى و نوادگان پيامبر معظم اسلام   صلی الله علیه و آله است بسازند
تا مردم مسلمان مجددا مانند قبل به اين امكنه مقدسه بروند و به ياد خداى تعالى بيافتند
و خداى تعالى را عبادت كنند و اولياء خدا را واسطه بين خود و خداى مهربان بگيرند.


[1] ـ وفاءالوفا باخبار دارالمصطفى، جلد: 3، صفحه:922.

[2] ـ وفاءالوفا باخبار دارالمصطفى، جلد: 3، صفحه: 921 الى 923.

[3] ـ مدينه شناسى، جلد: 2، صفحه:258.

[4] ـ (الطبقات ابن سعد، جلد: 5، صفحه:186) و (الكافى، جلد: 6، صفحه:19) و (المستدرك على الصحيحين، جلد: 3، صفحه:196).

[5] ـ (الكافى، جلد: 8، صفحه: 189الى 190) و (شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد، جلد: 11، صفحه: 111- 115116).

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: