نامه هاى حضرت ابوطالب عليه السلام به نجاشى و دعوت او به اسلام

حضرت ابوطالب   علیه السلام در اين اثناء نامه‏اى به نجاشى نوشت و اشعارى در آن
خطاب به او سرود و در لفافه او را تحريك به حمايت از اصحاب پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله نمود
و آن اشعار اين بود:

ألا ليتَ شِعرى كيفَ فى النَّأْيِ جَعفرٌ

 و عَمروٌ و أعداءُ النبيِّ الأقاربُ

فهل نالَ أفعالَ النَّجاشيِّ جعفرا

 و أصحابَهُ أو عاقَ ذلك شاعِبُ

تَعلَمُ خِيارُ النَاسِ إنكَ مَاجِد

 كَرِيم فَلا يَشقِى لَدَيكَ المَجانِب

تَعلَمُ بَأنّ اَللهَ زَادَكَ بَسطَة

 وَ أسبَابَ خَيرِ كُلها لَكَ لَازِب

يعنى: اى كاش مى‏دانستم كه جعفر   علیه السلام در ميان مردم چگونه است و عمرو و
دشمنان پيامبر   صلی الله علیه و آله كه خويشاوندند چگونه؟

و اى كاش مى‏دانستم كه آيا احسان نجاشى به جعفر   علیه السلام و ياران او رسيده يا كه
افراد آشوب‏گر و فتنه‏گر مانع از آن شده‏اند.

تو كه ناسزا را رد مى‏كنى، بدان كه تو بزرگ بخشنده‏اى هستى كه همسايه در كنار تو
سختى و رنج نمى‏بيند.

و بدان كه خداى تعالى تو را بركت داده و تمام اسباب خير به تو ماندگار هستند.

نجاشى وقتى نامه حضرت ابوطالب   علیه السلام به دستش رسيد و ابراز محبت‏ها و
تشكرهاى حضرت ابوطالب   علیه السلام را ديد بسيار خوشحال و مسرور گشت و در حمايت
از مردم مسلمان كوتاهى نكرد.

وقتى خبر الطاف و محبت‏هاى نجاشى به گوش حضرت ابوطالب   علیه السلام رسيد
مجددا نامه‏اى براى او نوشت و او را به دين مقدس اسلام دعوت نموده و اشعارى در
اين جهت برايش سرود:

تَعَلَّمْ مَلِيكَ الْحَبْشِ أَنَّ مُحَمَّداً

 نَبِيٌّ كَمُوسَى وَ الْمَسِيحِ ابْنِ مَرْيَمَ

أَتَى بِالْهُدَى مِثْلَ الَّذِى أَتَيَا بِهِ

 وَ كُلٌّ بِأَمْرِ اللَّهِ يَهْدِى وَ يَعْصِمُ

وَ أَنَّكُمْ تَتْلُونَهُ فِى كِتَابِكُمْ

 بِصِدْقِ حَدِيثٍ لَا حَدِيثٍ مُرَجَّمٍ

فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ نِدّاً وَ أَسْلِمُوا

 فَإِنَّ طَرِيقَ الْحَقِّ لَيْسَ بِمُظْلَم

يعنى: اى پادشاه حبشه، آيا مى‏دانى كه محمد   صلی الله علیه و آله همچون موسى و مسيح   علیهم السلام
پسر مريم   علیه السلام پيامبر خدا است؟

و مانند آن دو پيامبر براى بشريت هدايت و رستگارى آورده، و همه آن‏ها به فرمان
خداى تعالى هدايت و حفظ شده‏اند.

و شما در كتاب‏هاى آسمانى خويش نام او را مى‏خوانيد، آن هم با گفتارى صادقانه
نه با سخنان دور از حقيقت.

پس براى خدا شريكى نخوانيد و اسلام بياوريد، و بدانيد كه به درستى راه حق
تاريك و مجهول نيست.

و بالاخره آن قدر حضرت ابوطالب   علیه السلام توسط نامه و پيام، و فرزندش به نمايندگى
از پدر نسبت به نجاشى محبت نموده و او را به دين مقدس اسلام دعوت كردند كه
نجاشى مسلمان شد،[1] ولى بنا به مصالحى كه در كار بود ايمان و اسلام خود را تا آخر
عمر اظهار نكرد، با اين حال عدّه‏اى از مردم و اطرافيان نجاشى متوجه تغيير مذهب او
شده و گاهى نسبت به وى به همين جهت اعتراض مى‏كردند.[2]

نزديكى و قرابت جعفر بن ابى طالب   علیهم السلام با نجاشى آن قدر زياد شده بود كه اسماء
بنت عميس همسر جعفر   علیه السلام كه همان ايام در حبشه صاحب فرزندى شده بود به
فرزند تازه متولد شده نجاشى شير مى‏داد و همين مسأله نيز باعث پيوند و صميميت
بيشتر ميان آن دو خانواده شده بود.[3]

پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله همواره به نجاشى محبت داشت و روزى كه نجاشى از دنيا رفت به
اصحاب خويش فرمود: امروز مرد صالحى از دنيا رفت، برخيزيم برايش دعا بخوانيم و
به بيابان رفته و براى آن مرحوم دعا و استغفار كردند.[4]


[1] ـ (اعلام الورى باعلام الهدى، جلد: 1، صفحه: 119) و (الاصابه، جلد: 1، صفحه: 593).

[2] ـ (البداية و النهاية، جلد: 3، صفحه: 1084) و (صحيح بخارى، جلد: 5، صفحه: 64).

[3] ـ اباالفضل العباس   علیه السلام، جلد: 1، صفحه: 94.

[4] ـ (الخصال، جلد: 2، صفحه: 360) و (تاريخ اورشليم، جلد: 2، صفحه: 119).

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: