عَنْ أَمِيرِالْمُؤمِنِينَ عَلِيٍّ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ جَالِساً فِي الرَّحْبَةِ وَ النَّاسُ حَوْلَهُ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ
فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَالْمُؤمِنِينَ علیه السلام إِنَّكَ بِالْمَكَانِ الَّذِي أَنْزَلَكَ اللَّهُ وَ أَبُوكَ مُعَذَّبٌ فِي النَّارِ
فَقَالَ لَهُ مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاكَ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ شَفَعَ أَبِي فِي كُلِّ مُذْنِبٍ عَلَى
وَجْهِ الْأَرْضِ لَشَفَّعَهُ اللَّهُ، أَ أَبِي مُعَذَّبٌ فِي النَّارِ وَ ابْنُهُ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ الَّذِي بَعَثَ
مُحَمَّداً بِالْحَقِّ إِنَّ نُورَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَيُطْفِئُ أَنْوَارَ الْخَلَائِقِ إِلَّا خَمْسَةَ أَنْوَارٍ
نُورَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ نُوري وَ نُورَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ نُورَ وُلْدِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام أَلَا إِنَّ نُورَهُ
مِنْ نُورِنَا خَلَقَهُ اللَّهُ مِنْ قَبْلِ خَلْقِ آدَمَ علیه السلام بِأَلْفَيْ عَام.
يعنى: روزى على بن ابى طالب علیهم السلام در حياط جلو مسجد كوفه نشسته بود و مردم
اطرافش جمع بودند، شخصى بلند شد و خطاب به آن حضرت عرض كرد: به درستى
كه شما جايگاه بزرگى داريد كه خداى تعالى به شما عنايت كرده، اما پدرت در آتش
معذب است.
آن حضرت ناراحت شده و فرمودند: ساكت شو، خدا دهانت را بشكند، به
كسى كه محمد صلی الله علیه و آله را به حق و راستى به نبوّت مبعوث نمود قسم، اگر پدر من براى
تمام گناهكاران روى زمين شفاعت كند خداى تعالى شفاعتش را قبول خواهد
نمود. آيا پدر من در آتش معذب است در حالى كه تقسيم كننده بهشت و جهنم
فرزند او است؟!! به خدايى كه محمد صلی الله علیه و آله را به نبوّت مبعوث كرد قسم، كه نور
ابوطالب علیه السلام در روز قيامت آن قدر زياد است كه نور همه خلايق را مىپوشاند مگر
نور پنج نفر؛ نور پيامبر اكرم صلی الله علیه و آلهو نور من و نور حسن و حسين و نور ائمه از ولد
حسين علیهم السلام آگاه باشيد كه نور پدرم از جنس نور ما است، و نور ما را خداى تعالى دو
هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم علیه السلام خلق فرمود.
رُوِى أَمِيرَالمُؤِنين علیه السلام قِيلَ لَه: مَن كَانَ آخِرُ الأوصِياءِ قَبَلَ النَبيّ صلی الله علیه و آله؟ فَقَالَ: أَبِي.
خدمت أميرالمؤمنين علیه السلام سؤل كردند: آخرين وصى پيامبران قبل از پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله چه كسى بوده است؟ حضرت فرمودند: پدرم آخرين وصى قبل از پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله بودند.
عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيّاً علیه السلام يَقُول وَ اللَّهِ مَا عَبَدَ أَبِى وَ لَا جَدِّى عَبْدُ
الْمُطَّلِبِ وَ لَا هَاشِمٌ وَ لَا عَبْدُ مَنَافٍ صَنَماً قَطُّ قِيلَ وَ مَا كَانُوا يَعْبُدُونَ قَالَ كَانُوا يُصَلُّونَ إِلَى
الْبَيْتِ عَلَى دِينِ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام مُتَمَسِّكِينَ بِه.
يعنى: به خدا قسم، پدرم و جدم و هاشم و عبدمناف، هيچ گاه هيچ بتى را
نپرستيدند. از آن حضرت سؤل شد: پس چه چيزى را مىپرستيدند؟ فرمود: آنها
به سوى خانه كعبه نماز مىخواندند و بر دين و آيين حضرت ابراهيم علیه السلام بودند.
عَنْ أَمِيرِالْمُؤمِنِينَ عَلِيٍّ علیه السلام قَال: كَانَ وَ اللَّهِ أَبُو طَالِبٍ عَبْدُ مَنَافِ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ
مُؤمِناً مُسْلِماً يَكْتُمُ إِيمَانَهُ مَخَافَةً عَلَى بَنِي هَاشِمٍ أَنْ تُنَابِذَهَا قُرَيْش.[1]
يعنى: به خدا قسم ابوطالب علیه السلام عبدمناف بن عبدالمطلب مؤن و مسلمان بود كه
ايمانش را به خاطر خوف از دشمنى قريش با بنى هاشم پنهان مىداشت.
رُوِى عَن عَلِى علیه السلام أنّه قَالَ: قَالَ لِى أبِى يَا بُنّيَ اَلزِم اِبنَ عَمّكَ فَإنّكَ تَسلِمُ بِه مِن كُلِ
بَأسٍ عَاجِل وَ آجِل ثُمّ قَالَ لِي:
إنّ الوَثِيقَةَ فِى لُزوُم مُحَمّد
فَاشدُد بِصُحبَتِه عَلَى أيدِيَكَا
يعنى: از على بن ابى طالب علیهم السلام روايت شده كه فرمودند پدرم به من فرمود: اى
پسرم! هميشه ملازم پسر عمويت باش، زيرا تو به وسيله او از هر گرفتارى نزديك و
دور در امان خواهى ماند و سالم خواهى بود. سپس فرمود: فرزندم، استوارى و
آسودگى در پيوستگى و همراهى با محمد صلی الله علیه و آله مىباشد، پس دستهاى
قدرتمندت را در مصاحبت با او محكم بدار.
عظمت حضرت ابوطالب علیه السلام در كلام زين العابدين علیه السلام
عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام أَ كَانَ مُؤمِناً؟ فَقَالَ علیه السلام نَعَمْ فَقِيلَ
لَهُ إِنَّ هَاهُنَا قَوْماً يَزْعُمُونَ أَنَّهُ كَافِرٌ فَقَالَ علیه السلام وَا عَجَباً كُلَّ الْعَجَبِ أَ يَطْعَنُونَ عَلَى أَبِي
طَالِبٍ علیهم السلام أَوْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ قَدْ نَهَاهُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُقِرَّ مُؤمِنَةً مَعَ كَافِرٍ فِي غَيْرِ
آيَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ وَ لَا يَشُكُّ أَحَدٌ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ عليهاالسلام مِنَ الْمُؤمِنَاتِ السَّابِقَاتِ فَإِنَّهَا لَمْ
تَزَلْ تَحْتَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام حَتَّى مَاتَ أَبُو طَالِبٍ علیه السلام.
يعنى: شخصى از امام زين العابدين علیه السلام پرسيد: آيا ابوطالب علیه السلام مؤن بود؟
آن حضرت فرمودند: آرى.
كسى گفت: در اين جا گروهى هستند كه گمان مىكنند ابوطالب علیه السلام كافر بوده.
آن حضرت فرمودند: عجيب است، خيلى عجيب است، آيا آنها با اين كلام
مىخواهند به ابىطالب علیه السلام طعنه بزنند يا به رسول خدا صلی الله علیه و آله؟!! در آيات متعدد
قرآن، خداوند از همسرى زن با ايمان با مرد كافر نهى فرموده است و هيچ كس ترديد و
شك ندارد كه فاطمه بنت اسد عليهاالسلام از زنان مؤن و پيش قدم در پذيرش اسلام بوده
است و تا مرگ ابوطالب علیه السلام همسر آن حضرت بود.
[1] ـ وسايل الشيعه، جلد: 11، صفحه: 481.