مرحوم سلطان الواعظين شيرازى رحمهالله مىگويد: جناب ابوطالب علیه السلام اگر ايمان
خود را ظاهر مىكرد امر يكسره مىشد؛ يعنى در اول دعوت كه هنوز رسول
اكرم صلی الله علیه و آله ياورى نداشت تمام قريش و جامعه عربيت بر ضد بنى هاشم متحدا قيام
مىنمودند و اساس نبوّت را بر هم مىزدند، لذا جناب ابوطالب علیه السلام ايمان خود را از
روى سياست ابراز ننمود تا بتواند به عنوان هم كيشى با قريش جلوى آنها و ساير
اعادى را بگيرد تا آنها هم محض احترام جناب ابوطالب علیه السلام تصميمات قبيح ترى
اتخاذ نكنند و آن حضرت فرصتى كامل داشته باشد تا بتواند مقصد خود را آشكار
كند، چنان چه همين قسم هم شد، تا آن جناب زنده بود رسول اكرم صلی الله علیه و آله با قوت
قلب تمام مشغول انجام وظيفه بود، همين كه جناب ابوطالب علیه السلام در آخر سال دهم
بعثت وفات نمود جبرئيل نازل شد و عرض كرد: از مكه خارج شو كه بعد از
ابوطالب علیه السلام ياورى در آنجا ندارى.[1]
[1] ـ شبهاى پيشاور، صفحه: 795.