ايشان هر كجا نامى از ابوطالب   علیه السلام مى‏برد بر ايشان درود مى‏فرستند و بعد از آن
كه حضرت ابوطالب   علیه السلام را از هر گونه گناه و زشتى مبرّاء دانسته مى‏نويسد: من چه
بگويم در مورد ابوطالب   علیه السلام سرور مكه، بزرگ قريش و رئيس مكه.

ابوطالب   علیه السلام كسى است كه رسول خدا   صلی الله علیه و آله را در كودكى سرپرستى كرد و در
بزرگسالى حمايت و محافظت نمود و او را از مشركين قريش دور ساخت و به خاطر
او در رنج و گرفتارى بزرگى افتاد و دشوارى سختى را چشيد، و بر يارى و اقدام به
امر پيامبر   صلی الله علیه و آله شكيبا بود و در روايتى آمده وقتى ابوطالب   علیه السلام از دنيا رفت خداى
تعالى به پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله وحى كرد كه از مكه خارج شو زيرا ياور تو از دنيا رفته
است.[1]

وى در ادامه مى‏گويد: كسى كه به تاريخ و سيره علم داشته و مسلط باشد
مى‏داند كه اگر ابوطالب   علیه السلام نبود از اسلام چيزى باقى نمى‏ماند،[2] البته بعد از اين
مطالب مطلبى نوشته و نامه‏اى را ذكر كرده كه اولا؛ از جهت سند و روايت ضعيف
هست و ثانيا؛ متنى كه ابن ابى الحديد از آن نامه ذكر كرده با متنى كه ديگر مورخين
در كتاب هايشان آورده‏اند تفاوت دارد و خلاصه باطل بودن آن مطلب بسيار واضح
است، البته مؤفين و محققين در طول تاريخ به اين جا كه رسيده‏اند هر كدام‏شان مطالبى
نوشته‏اند، اما آن چه من مى‏فهمم با توجه به مطالبى كه قبلا ايشان در مورد ابوطالب   علیه السلام
نوشته و حتى هر كجا از ايشان ياد مى‏كند با احترام ياد مى‏كند و درود و سلام بر او
مى‏فرستند و همچنين شعرى كه بعدا در مورد حضرت ابوطالب   علیه السلامسروده، به نظر من
مى‏رسد اين نوشته او كه با استناد به يك نامه‏اى كه هم سندا و هم مضموناً داراى ضعف
و تناقض و سستى هست يا از جهت تقيه بوده و يا اين كه اصلا ابن ابى الحديد آن
مطالب را ننوشته و دستان خبيث دشمنان آل اللّه بعدا اضافه كرده باشند.

ابن ابى الحديد نامه‏اى را ذكر كرده و نوشته با توجه به متن اين نامه من امر برايم
مشتبه شده است.

ايشان در وصف حضرت ابوطالب   علیه السلام چنين سروده است:

فَلَو لَا أبُو طَالبٍ و ابنُهُ

 لَما مَثُلَ الدّينُ شَخْصَاً فَقاما

فَهذا بِمَكّة آوى وَ حامى

 و هذا بِيَثربَ شامَ الحُساما

تَكَفَّل عَبدُ مُنافٍ بأَمْ

 و أودى وَ كانَ عَلىٌّ تَماما

فَقُلْ فِى سَبيلِ ثوى بَعْدَ ما

 قَضَى ما قَضاهُ و أبْقى شُماما

فَللَّه ذا فاتِحاً لِلْعُلى

 وَ لله ذا لِلْمَعالى خِتاما

وَ ما ضَرَّ مَجدَ أبى طالِبٍ

 جَهُولٌ لَغا أو بَصيرٌ تَعاما

كَما لا يَضرُّ إيابَ الصَّبا

 مَنْ ظَنَّ ضَوءَ النَّهار ظَلاما

يعنى: اگر ابوطالب   علیه السلام و پسرش نبودند دين راست نمى‏شد تا بايستد.

ابوطالب   علیه السلام در مكه پناه داد و حمايت كرد و على   علیه السلام در مدينه مرگ را به
دشمنان مى‏چشانيد.

عبدمناف (ابوطالب   علیه السلام) امرى را سرپرستى كرد و پناه داد كه على   علیه السلام آن كار را
تمام كرد.

پس درباره كسى كه مرده بعد از آن كه كارهايى را انجام داد و عطر خوشى را به
جا گذاشت بگو.

به خدا قسم كه او گشاينده هدايت بود و به خدا قسم كه او براى بزرگى‏ها پايان
بود.

مجد و شرف ابوطالب   علیه السلام زيانى نمى‏بيند اگر درباره او نادانى يا بينايى كه خود
را به كورى مى‏زند سخن لغوى بگويد.

همان طور كه به نشانه‏هاى صبح زيانى نمى‏رساند آن كه گمان مى‏برد روشنايى
روز تاريك است.


[1] ـ شرح نهج البلاغه، جلد: 1، صفحه: 39.

[2] ـ شرح نهج البلاغه، جلد: 1، صفحه: 47.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: