او در كتابى كه درباره حضرت ابوطالب علیه السلام نوشته مىگويد: براى مردم شايسته
نيست خبرهاى مردى كه بيش از چهل سال پيامبر صلی الله علیه و آله را سرپرستى و حمايت كرد،
بريده بريده شود آن چنان كه بريده بريده شد! يا آن را پراكنده و زير و رو كنند آن
چنان كه متاسفانه اين طور شد! و يا اين كه راويان سخنانش را كم و زياد كنند و يا در
مورد آنها شك و ترديد داشته باشند، همچنان كه راويان اخبارش را كم كردند و
آنها را خدشه دار نمودند.
شايسته نيست برترى و فضيلتش را به فراموشى بسپارند و در لحظه مرگش
تاريخ در مورد او موضعى سست و عجيب بگيرد و از مردى كه نبوّت را حمايت كرد
و با قدرت و فداكارى و ايمان از آن دفاع نمود، با زبانى كه از هواى نفس نشأت گرفته
سخن بگويند و او را مردى نفوذى يا تازه واردى غريب نشان دهند.
تمام زندگى او در يارى پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله گذشت و خاندان خود را به پيروى از
او ملزم مىساخت، كوشش و دوستى و مالش را در راه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله انفاق كرد و با
دشمنانش جنگيد و بر آنها پيروز شد و از خودش براى كم كردن غصه و ناراحتى
كسانى كه در دشوارىها و سختىها به او پناه مىبردند استقامتى عجيب و ارادهاى
راستين داشت، همچنان كه ابن خلدون در نظريهاش گفته: وجود ابوطالب علیه السلام براى
يارى پيامبر خدا صلی الله علیه و آله ضرورتى از ضروريات اصل وجود و آفرينش است و پشتيبانى
حتمى براى ظهور بعثت و گسترش دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله مىباشد.
اين خواست خداوند است، هيچ كس و هيچ آغاز كننده كارى و هيچ دينى، تا
زمانى كه به امرى تكيه نكند تا توانش را تقويت و او را از عصبيتهاى وحشتناك
حفظ كند، همان طور كه پيروان و يارانش او را تقويت مىكنند، پيروز نخواهد شد.
اين امرى است ضرورى كه به ناچار بايد باشد و اگر نباشد پيرو و يارى نخواهد بود.
ابوطالب علیه السلام شناخت وظيفهاى كه به او محول شده بود را از دست نداد و در
اجراى وظيفهاى كه بر گردنش نهاده شده بود احساس سنگينى نكرد، پيامبر
اسلام صلی الله علیه و آلهرا يارى داد و او را تقويت كرد و با همه مردم به دشمنى برخاست و عزت
را با گناه نخريد، در حالى كه ديگر بزرگان وقت در مكه عزّت را با گناه معاوضه
كردند و ابوطالب علیه السلام بدون ترديد سرور همه قريش است.
پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله از اعلام خبر مرگ عمويش گريست و چه كسى از روى
دلسوزى و مهربانى و وفادارى گريه كند اگر محمد صلی الله علیه و آله كه خدا او را به نيكويى
تربيت كرده بود در مرگ عمويش گريه نكند؟
عمويى كه او را سرپرستى و تربيت كرده و او را سالها يارى داده است و نهايت
تحمل و صبر و استقامت را در برابر مشكلات داشت. آن گاه كه محمد صلی الله علیه و آله پدر
نداشت ابوطالب علیه السلام براى او پدر بود، و آن گاه كه محمد صلی الله علیه و آله به كمك و يارى نياز
داشت، ابوطالب علیه السلام براى او بازوانى نيرومند بود و آن گاه كه محمد صلی الله علیه و آله نيازمند
افراد نيرومند و شايسته بود تا باطل را خوار و ذليل كند و سركشى را نابود سازد
ابوطالب علیه السلام براى او يار بود.[1]
[1] ـ ابوطالب شيخ بنى هاشم، گزيدهاى از صفحات 5 و 7 و 89.