او مىنويسد: هنگامى كه جد رسول خدا صلی الله علیه و آله عبدالمطلب علیه السلام از دنيا رفت،
عمويش ابوطالب علیه السلام پدر على علیه السلام سرپرستى او را به عهده گرفت، و محمد صلی الله علیه و آلهدر
فضاى مهربانى، آسودگى و تربيت نيكو كه پدرش براى فرزندش به جا گذاشته بود به
زندگى خود ادامه داد.[1]
وى در جاى ديگر مىگويد: ابوطالب علیه السلام سرپرستى محمد صلی الله علیه و آله را تنها به اين
خاطر قبول كرد كه بتواند با آن چه كه از امر محمد صلی الله علیه و آله مىشناسد و درك مىكند
انس بگيرد، زيرا بيشتر فرزندان عبدالمطلب علیه السلام از مهربانى و دلسوزى بهرهاى
داشتند، ولى دلهاى آنان در نيرو و عمق مهربانى به پاى دل ابوطالب علیه السلام نمىرسيد
و تأثير مهربانى و دلسوزى در بهتر شدن سرپرستى، از تاثير ثروت در آن بيشتر است.
به خاطر همه اينها عبدالمطلب علیه السلام ابوطالب علیه السلام را براى سرپرستى محمد صلی الله علیه و آله
برگزيد، علاوه بر اين در دل ابوطالب علیه السلام از مهربانى نسبت به برادر زادهاش امرى بود
كه اگر پدرش هم به او تكليف نمىكرد، باز هم سرپرست محمد صلی الله علیه و آله مىشد، تا چه
رسد به وقتى كه آن عطوفت قلبى و اين تكليف پدرى با هم جمع شوند، و در اين
مطلب كه ابوطالب علیه السلام شخصيتى نيكو و دوست داشتنى است اختلافى نيست.
شخصيتى نيكو و زيبا كه ما را به حكيم و فرزانه بودن آن پير پاك و امين و با
تجربه رهنمون مىسازد، كسى كه هر آن چه از پاكى و امانت دارى و تجربه داشت
در هر حالى عمل مىكرد و آن را به انجام مىرسانيد.
حتى مثل اين كه آن گاه كه خداوند پيامبر صلی الله علیه و آله را از خاندان عبدالمطلب علیه السلام
برگزيد، اين عموى بخشندهاش را نيز براى سرپرستى محمد صلی الله علیه و آله برگزيد و مثل اين
كه نيروى گستردهاى وجود ابوطالب علیه السلام را آماده كرد تا از امر برادر زادهاش چيزى را
بداند كه غير او آن را نمىداند.
آن چه از نعمتهاى ذاتى در ابوطالب علیه السلام وجود داشت، در پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله
نيز وجود داشت، گويا محمد صلی الله علیه و آله جزئى از ذات ابوطالب علیه السلام بود، وجود يافت و
تحت سرپرستى عموى دوست داشتنىاش پرورش يافت.
ابوطالب علیه السلام اولين كسى بود كه در اسلام اشعارى سرود كه لبريز از محبت به
پيامبر صلی الله علیه و آله است و در آن اشعار ديگران را به يارى او فرا مىخواند، و كارها و
گفتههايى كه با آن برادر زادهاش را اذيت مىكردند بر او سنگين مىآمد.
ابوطالب علیه السلام اين مطلب را كه محمد صلی الله علیه و آله ادامه امتيازى در آفرينش است كه
خداوند متعال از روى احسان خود، او و برادرش عبداللّه و پدرش عبدالمطلب علیهم السلام
را به آن امتياز ممتاز ساخته است، براى لحظهاى فراموش نكرد و آن گاه كه
ابوطالب علیه السلاماز دنيا رفت، پيامبر دانست كه بزرگترين پناه و تكيه گاهى كه به او تكيه
مىزد و اذيتهاى قريش به واسطه او كنار زده مىشد را از دست داده است.
آگاهى پيامبر صلی الله علیه و آله به اين امر دلالت مىكند كه ميان محمد صلی الله علیه و آله و عمويش، كسى
كه در خانه او رشد كرد و اخلاقش والا شد، اسباب خيرخواهى رد و بدل مىشده
است.
اگر از علّتهاى آگاهى پيامبر صلی الله علیه و آله يكى اين باشد كه وى ياور خود را از دست
داده، كسى كه خونش را فداى محمد صلی الله علیه و آله مىكرد و اذيتهاى قريش را از او دفع
نموده و پناه گاه محكمى ضد قريش و لجبازان سركشش بود تا جايى كه خود
پيامبر صلی الله علیه و آله فرموده: تا عمويم ابوطالب علیه السلام زنده بود از قوم خودم گزندى به من
نرسيد، پس علت اين اندوه ژرف كه قلب محمد صلی الله علیه و آله با مرگ عمويش دچار آن شد،
ديگر چه مىتواند باشد؟
در حالى كه محمد صلی الله علیه و آله بسيار صبر كننده و با تدبير بود و هر قدر هم كه دشمن
زياد باشد و ياور كم، و هر كارى هم كه خوبان و بدان انجام دهند، پيامبر صلی الله علیه و آله به
پيروزى رسالتش مطمئن است، پس چرا اين همه افسرده و دلتنگ بود؟ اگر علت
اين اندوهگينى فاجعه غم انگيزى كه محمد صلی الله علیه و آله به آن دچار شده است و آن از
دست دادن عزيزترين شخصى كه به او مهربانى كرده و حمايتش مىنمود نباشد،
چه چيز ديگرى است؟!
اگر اين اشكهاى فراوان گواهى بر اين نباشد كه پيامبر صلی الله علیه و آله همچون مردى است
كه چيزى از گذشته و حال وجود خود را از دست داده، گواه بر چه مىتواند باشد.
ارتباط و دوستى و برادرى ميان محمد صلی الله علیه و آله و على علیه السلام براى پيروزى رسالت
ادامه داشت، كار نيك ميان آن دو پى در پى انجام مىگرفت، انجام اين نيكى كه به
عمق آن چنگ زده بودند از وقتى كه محمد صلی الله علیه و آله ابوطالب علیه السلام را شناخت و از وقتى
كه على علیه السلاممحمد صلی الله علیه و آله را شناخت و از وقتى كه اين سه نفر در يك خانه جمع شده
بودند وجود داشت و بر جرأت و بىباكى استوار بود.
ويژگى خانه ابوطالب علیه السلام اين بود كه او و على علیهم السلام در دانستن خلاقيت و امتياز،
محمد صلی الله علیه و آله را در آفرينش نسبت به ديگران جلوتر مىدانستند، دانستنى كه در
ابوطالب علیه السلام آگاهى و فداكارى را به نمايش گذاشت و در على علیه السلام فكرى بلند و
آگاهى ژرف و گسترده و فداكارى كه به معجزه شبيهتر است را نمايان ساخت.[2]
[1] ـ الامام على علیه السلام صوت العدالة، جلد: 1، صفحه: 154.
[2] ـ الامام على علیه السلام صوت العدالة، جلد: 1، صفحه 54 و 59.