در تورات، كتاب اول پادشاهان، باب دوم، در مورد وصيت داوود نبى علیه السلام به
فرزندش سليمان نبى علیه السلام آمده:
و چون ايام وفات داوود نزديك شد، پسر خود سليمان را وصيت فرموده،
گفت: من به راه تمامى اهل زمين مىروم، پس تو قوى و دلير باش. وصاياى يهوه،
خداى خود را نگاه داشته، به طريقهاى وى سلوك نما، و فرايض و اوامر و احكام و
شهادات وى را به نوعى كه در تورات موسى مكتوب است، محافظت نما تا در هر
كارى كه كنى و به هر جايى كه توجه نمايى، برخوردار باشى.[1]
كتاب عهدين در مورد يوشع بن نون در عهد عتيق سفر اعداد فصل 27 مىگويد:
و موسى علیه السلام به خداوند گفت: ملتمس اين كه يهوه خداى ارواح تمامى بشر،
كسى را بر اين جماعت بگمارد كه پيش روى ايشان بيرون رود، و پيش روى ايشان
داخل شود، و ايشان را بيرون برد و ايشان را درآورد، تا جماعت خداوند مثل
گوسفندان بىشبان نباشند، و خداوند به موسى گفت: يوشع بن نون را كه مردى
صاحب روح است گرفته، دست خود را بر او بگذار و او را به حضور العازار كاهن و
به حضور تمامى جماعت برپاداشته، در نظر ايشان به وى وصيت نما و از عزت
خود بر او بگذار تا تمامى جماعت بنى اسرائيل او را اطاعت نمايند. [2]
در مورد شمعون صفا در انجيل نيز مطالبى پيرامون وصايتش نقل شده:
دعا تلاميذه الاثنى عشر و أعطاهم سلطانا على أرواح نجسة حتى يخرجوها و يشفوا
كل مرض و كل ضعف و أما أسماء الاثنى عشر رسولا فهى هذه الأول سمعان الذى يقال
له بطرس.[3]
يعنى: مسيح دوازده شاگردش را فرا خواند و آنها را بر ارواح خبيث تسلط عطا
كرد تا آنها را خارج كنند و شفا دهند هر مرض و ضعفى را، و اما اسامى دوازده
رسول اين است: اول؛ سمعان كه به او بطرس گفته مىشود.
قال له أيضا ثانية يا سمعان بن يونا أتحبنى. قال له نعم يا رب أنت تعلم أنى
أحبك.قال له ارع غنمى [4].
يعنى: خداوند براى دومين بار به او گفت: اى سمعان بن يوحنا! آيا مرا دوست
دارى؟ گفت: بلهاى خداى من، تو مىدانى كه من تو را دوست دارم، خداوند گفت:
گوسفندان مرا مواظبت كن.
فذهب كثير من الناس إلى أنه بطرس و هذا اسمه بالرومية، و اسمه بالعربية سمعان،
و بالسريانية شمعون و هو شمعون الصفاء.[5]
يعنى: بيشتر مردم بر اين باورند كه او بطرس بوده و اين اسم رومى او است و نام
او به عربى سمعان و به سريانى شمعون است و او شمعون صفا است.
با كمى تأمل به خوبى مىتوان به اين مهم پى برد كه قرار دادن وصى براى انبياء
الهى علیهم السلام از سنتهاى الهى بوده كه تمام اديان آسمانى به آن عقيده دارند.
[1] ـ تورات و انجيل، صفحه: 582.
[2] ـ التوراة و الانجيل، صفحه: 287.
[3] ـ عهد جديد، صفحه: 17.
[4] ـ عهد جديد، صفحه: 188.
[5] ـ مروج الذهب، جلد: 1، صفحه: 79.